مطالعات گوناگون نشان داده اند مشکلات بهداشت روانی در کودکان و نوجوانان بیش از سایر اقشار جامعه مشاهده می شود. افسردگی، اضطراب، خودکشی، بزهکاری، مصرف مواد مخدر، شکست تحصیلی و ترک تحصیل از جمله مشکلاتی به شمار می آیند که در دوران کودکی و نوجوانی مشاهده می شود که ناشی از عوامل متعددی چون ژنتیک، اختلال های خانوادگی، تبعیض های اجتماعی، برخوردهای نامناسب افراد خانواده، مدرسه، اجتماع و مجموعه ای از عوامل (خدایاری فرد، 1382).
کودک کافی است که عادی به دنیا بیاید و خانواده و محیطی مناسب در اختیارش باشد تا ببالد و رشد کند و به جایگاه ارزشمند خود برسد. اما زندگی خانوادگی، محیط اجتماعی، بهداشتی، آموزشی و فرهنگی بسیاری از مردم جهان چنان است که دستیابی به چنین مقصودی را دشوار و گاهی امکان ناپذیر می سازد. ما غالباً فرزندان خود را به دلیل خطاها و اختلال ها محکوم می کنیم، یا آنها را به باد ناسزا و تنبیه می گیریم و فراموش می کنیم به جای آن باید خطاها و ندانم کاریهای خودمان را دلیل بروز مشکلات آنها بدانیم (کاکاوند، 1385).
اختلالات عاطفی- رفتاری، بویژه به سبب وضعیت نامتعادل و متحول زندگی خانوادگی و اجتماعی در یکی از دو دهه اخیر در کشور ما، بیش از هر زمان دیگری گریبانگیر گروههای وسیعی از کودکان شده است. نابسامانیهای خانوادگی، کمبود آموزشی و پرورشی و بهداشتی، جابجا شدن گروههای اجتماعی و فشارهای ناشی از آن، رشد نامعقول جمعیت، مهاجرتهای بی رویه، آوارگی، فقر و اعتیاد گسترده، دل آزردگی و افسردگی و پرخاشجویی و شکوه گیریهای حاصل از غیبت یا فقدان سرپرست در بسیاری از خانواده ها و… بسیاری از عوامل مهم دیگر سبب شده است که اختلالات عاطفی و رفتاری کودکان وسعت بی سابقه ای بیابد (لطف آبادی، 1387).
غیبت های طولانی پدران از خانه، ساعت های طولانی دوری مادران از خانواده تحولات و بحران های شدید اقتصادی و اجتماعی و از همه مهمتر کم رنگ شدن ارزشی های
مذهبی و اخلاقی را باید عامل اصلی این بی ثباتی ها در خانواده دانست (نوابی نژاد، 1379).
از آن جا که مادر اولین کسی است که نوزاد با او رابطه برقرار می کند، لذا مهم ترین نقش را در پرورش ویژگیهای روانی و عاطفی کودک به عهده دارد و کانون سلامتی یا بیماری محسوب می شود. تحقیقات نشان داده اند اختلالات رفتاری کودکان ارتباط تنگاتنگی با مشکلات روانی والدین دارد. هرچه مشکل روانی والدین شدیدتر باشد ظهور اختلال های رفتاری کودکان سریع تر خواهد بود (بلانز و همکاران، 1991).یک مطلب دیگر :
محدودیتهای پیشنهادی دادسرای مبارزه با جرایم سایبری برای شرکتهای PSP
می باشد . هترینگتون[2] و همکاران ( همان منبع ).
نتایج تحقیقات یافته های آماری نشان داد که : 61 درصد از مادران کودکان مبتلا به اختلال رفتاری هیجانی مشکوک به عدم سلامت روان هستند که این میزان برحسب اختلالات رفتاری کودکان متفاوت می باشد ( همان منبع ) .تأثیر رفتار و طرز فکر والدین در شکل گیری و چگونگی رفتار کودکان از اهمیت اساسی برخوردار است. والدینی که رابطه مطلوب و درستی با فرزندان خویش دارند، موجب شادمانی، مسئولیت پذیری و تکامل شخصیتی فرزندان خود می شوند. از سوی دیگر، والدینی که رفتاری مطلوب و درستی با فرزندان خود ندارند باعث بروز انواع مشکلات رفتاری در آنان می شوند.
برای آنکه کودک به شکل سالم و هنجار رشد یابد بایستی در حد معقول نیازهای شخصیتی، روانی، فیزیکی و اجتماعی او ارضا شود. ناکامی در رفع این نیازها باعث مشکلات رفتاری، بزهکاری و ناشادی کودک می گردد و شرایط خانوادگی زمینه ساز این ناکامی هاست. از جمله این شرایط: خانواده های از هم پاشیده، طرد شدگی کودک، سخت گیری و محدودیت شدید، فقر و کمبودهای شخصی، عصبی بودن والدین، نبودن معیارهای صحیح اعتقادی و اخلاقی در خانواده و … را می توان نام برد. در اکثر نظریه های روانشناسی رشد، چگونگی روابط کودک با اعضای خانواده و مخصوصاً ما در یکی از اساسی ترین عامل رشد شخصیت، شناخته شده است.
اگر در روابط عاطفی مادر و کودک اختلالی بوجود آید، موجب بهم خوردن امنیت عاطفی در کودک می شود که آثار آن را در رفتار کودک می توان مشاهده کرد. بنابراین توافق کلی براین است که خانواده در پیدایش اختلالات رفتاری کودک تأثیر مهمی دارد (نوابی نژاد، 1380 و میلانی فر، 1380).
رئیس[3]و همکارانش (1995) با اجرای پژوهشی تحت عنوان رابطه بین شیوه های تربیتی مختلف خانواده با آسیب شناسی روانی در نوجوانان، سه شیوه ضدیت- منفی گرایی، گرم و صمیمی و حمایتی، و کنترل کننده- نظارت کننده را مطالعه نمودند. آنها در این تحقیق دریافتند که شیوه ضدیت و تعارض با علائم افسردگی، همبستگی کمتر و با رفتارهای ضد اجتماعی همبستگی بیشتری دارد. از طرفی بین ارتباط گرم و صمیمی و رفتارهای مرضی ارتباطی مشاهده نشد (امینی، 1384).
پورتس[4] و هاور (1992) در پژوهش پیرامون کارآیی خانواده و سازگاری کودکان پس از طلاق دریافتند که آن دسته از عواملی که بیشترین سهم را در تسهیل سازگاری عاطفی- اجتماعی دارند عبارتند از: نقش های خانوادگی، مهار رفتار و مشارکت عاطفی، علاوه بر این مشخص شد که خانواده هایی که در آنها مراقبت، حمایت متقابل و رسوم خانوادگی پس از طلاق نیز حفظ شده است، احتمالاً بیشتر قادرند ناسازگاری کودکان را کاهش دهند(کریمی، 1387).
یک مطلب دیگر :
2-2-4-7 توافق و طرز فکر درباره امور جنسی.. 39
2-2-4-8 بیماری روانی در خانواده 39
2-2-5 تفاوت های افراد در رضایت زناشویی.. 39
2-3 سرسختی.. 41
2-2-1 تاریخچه سرسختی.. 41
2-2-2 تعاریف سرسختی.. 42
2-2-3 ابعاد و نظریه های سرسختی.. 43
2-2-3-1 ابعاد سرسختی.. 43
2-2-3-2 نظریه های سرسختی.. 44
2-2-3-2-1 نظریه کوباسا در مورد سرسختی.. 44
یک مطلب دیگر :
روایی و پایایی 66
پرسشنامه پرخاشگری 67
روش نمره گذاری 68
روایی و پایایی 69
یک مطلب دیگر :
بررسی تفاوت لینک های Nofollow و Dofollow
نتیجه گیری نهایی 106
محدودیت های پژوهش 108پژوهش حاضر، با هدف تعیین رابطه میان ویژگی های شخصیتی و سبک های حل مسأله و نقش این عوامل در پش بینی پرخاشگری انجام گرفت. نمونه مورد مطالعه شامل 352 نفر(196 پسر و 156 دختر) از بین دانش آموزان مقطع سوم دبیرستان مدارس دولتی شهر تهران، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردید و پرسشنامه های شخصیتی نئو، سبک حل مسأله و پرخاشگری باس و پری اجرا گردید. داده های پژوهش با استفاده از روش های آماری همبستگی بین متغیرها، رگرسیون چند متغیره و آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یافته های پژوهش حاکی از آن بود که از میان ویژگی های شخصیتی، برون گرایی به جز با پرخاشگری جسمانی با انواع پرخاشگری رابطه منفی معنادار، توافق پذیری و باوجدان بودن با انواع پرخاشگری رابطه منفی معنادار و انعطاف پذیری فقط با خصومت، رابطه منفی معنادار دارد و روان رنجورخویی با انواع پرخاشگری رابطه مثبت معنادار دارد. از میان سبک های حل مسأله ، درماندگی و مهارگری با همه انواع پرخاشگری رابطه مثبت معنادار و سبک خلاقانه و اعتماد با انواع پرخاشگری رابطه منفی معنادار دارد و سبک گرایش فقط با خصومت و نمره کل رابطه منفی معنادار دارد و سبک اجتناب با هیچ یک از انواع پرخاشگری رابطه معنادار ندارد.
علاوه بر آن، نتایج حاصل از آزمون t، تفاوت معناداری را بین دو جنس در انواع پرخاشگری نشان نداد. در ویژگی های شخصیتی، فقط در توافق پذیری و در سبک های حل مسأله سازنده، در دو سبک خلاقانه و گرایش و در سبک های حل مسأله غیرسازنده، در سبک درماندگی تفاوت بین دو جنس مشاهده شد. در نهایت، از میان ویژگی های شخصیتی، روان رنجورخویی و از میان سبک های حل مسأله ، درماندگی، بهترین و قوی ترین پیش بینی کننده پرخاشگری بودند.
سلامت روان از دیدگاه روان شناسان 49
ویژگیهای سلامت روان از دیدگاه سالیوان (1953) 56
مدل های سلامت روان 64
الگوی سلامت روانی کامل 65
نشانهها: 70
دلایل مشکلات مربوط به سلامت روان 74
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه رضایتمندی زناشویی با رضایت شغلی وسلامت عمومی بین کارکنان بانک ملت صورت پذیرفت .
بدین منظور از بین پرسنل شاغل در بانک ملت تعداد 132 نفر(100نفر مردو32نفر زن)به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب ومورد ارزیابی قرار گرفتند.ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه سلامت عمومی 28 سوالی GHQ-28وپرسشنامه رضایت زناشویی انریچ وپرسشنامه رضایت شغلی هرزبرگ بود.
روش تحقیق مورد استفاده در این پزوهش ار نوع توصیفی _همبستگی بود. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که بین رضایتمندی زناشویی با رضایت شغلی و سلامت عمومی رابطه معنا داری وجود دارد. همچنین یافته های دیگر بیانگر آن است که بین رضایتمندی زناشویی با رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد و نیز نتایج موید این بود که بین سلامت عمومی با رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد.
نتیجه می گیریم سلامت عمومی رضایت زناشویی ورضایت شغلی در هم تاثیر گذارند وبرای داشتن رضایت زناشویی مولفه های سلامت ورضایت شغلی نیز باید در شرایط مساعدی باشند
یک مطلب دیگر :