آزمون فرضیه شماره دو. 70
پیوست ها 87
یک مطلب دیگر :
پشتیبانی
یک مطلب دیگر :
4-3-3 آزمون فرضیه فرعی سوم. 71
امروزه معاملاتی که تنها بر اثر بخشی عناصر آمیخته بازاریابی تاکید داشت، به سوی بازاریابی مبتنی بر رابطه و برقراری مدیریت موثر ارتباط با مشتری تغییر جهت داده است. طی دو دهه گذشته سازمان های بسیاری به اهمیت رضایتمندی مشتریان خود واقف شده و دریافته اند که حفظ مشتریان موجود به مراتب کم هزینه تر از جذب مشتریان جدید است. به علاوه وجود رابطه قوی بین رضایتمندی مشتریان و سودآوری مورد قبول واقع شده و تامین و ارتقای رضایتمندی مشتریان به هدف عملیاتی
یک مطلب دیگر :
بسیار مهم اغلب سازمان ها تبدیل شده است. بنابراین شرکت ها همواره باید ناظر و مراقب تعامل بین خود و مشتریانشان باشند و با شناخت و درک صحیح از نیازها و ارزشهای مد نظر مشتریان، کالاها و خدمات با ارزشی را به آنان ارائه کنند تا با جلب رضایتمندی، در آنها وفاداری ایجاد کنند[1]. از آنجا که برای بخش بندی بازار مبنای ثابتی وجود ندارد، تا شرکت ها بر اساس آن بازارهایشان را بخش بندی نمایند، برای بخش بندی بازار روی متغیرهای زیادی کار شده است، به طوری که این متغیرها به تنهایی و یا به صورت جمعی ساختار بازار را نشان می دهند.
در این فصل سعی بر آن است تا ضمن بیان ضرورت و اهداف تحقیق و توضیح خلاصه ای از مبانی و متغیرهای بخش بندی بازار، مدل تحقیق به منظور شناسایی متغیر مناسب، جهت بخش بندی بازار شامپو ارائه گردد.یک مطلب دیگر :
1-2- بیان مسئله
امروزه سازمانها با مسائلی چون تغییر و تحولات سریع فن آوری، رقابت پیچیده، رشد سریع تعداد رقبای جدید، حس بی اعتمادی به روشهای سنتی در مدیریت سازمانی، خروج برخی از بهترین و درخشانترین کارمندان از شرکت، رقابت بین المللی، کوچک کردن شرکتهای بزرگ و میل کلی به بالابردن بازدهی و بهره وری، روبرو هستند. در این بین سازمانهایی می توانند قدرت رقابت داشته باشند که با بر عهده گرفتن نقشی فعال و تاثیر گذار از کارآفرینی سازمانی پشتیبانی نمایند. لذا امروزه از کارآفرینی به عنوان عامل تحریک و تقویت رقابت، نوآوری و روان کننده تغییر و عامل تعادل در اقتصاد پویا یاد می کنند. اما تحقیقات گوناگون نشان می دهند که علارغم اینکه سازمانها اهمیت نوآوری و کارآفرینی را برای رقابت در دنیای امروز پذیرفته اند اما در ایجاد نوآوری و کارآفرینی موفق نبودند. به همین منظور ایجاد بستر مناسب برای کارآفرینی برای تمامی سازمانها یکی از منابع حقیقی رقابت پذیری در دنیای امروز می باشد.
بدون شک یکی از مهمترین بستر برای توسعه کارآفرینی کسب و بکارگیری دانش است، طوریکه محققین بیان می دارند مزیت رقابتی پایدار تنها از طریق به کار گیری دانش برای نوآوری حاصل می شود. به همین منظور چندی است که از سوی محققین گوناگون، مدیریت دانش سازمانی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل موفقیت کسب و
کار ها در شرایط رقابتی مورد توجه قرار گرفته است و سازمانهای مختلف، سرمایه گذاری نسبتاً وسیعی در این حوزه انجام داده اند. با توجه به ارتباط غیر قابل انکار دانش با نوآوری، به نظر می رسد درک نقش و تاثیر مدیریت دانش بر کارآفرینی از اهمیت بسزایی برخوردار باشد، از این رو در این تحقیق با تشریح مدیریت دانش و کارافرینی، ارتباط میان فرآیند مدیریت دانش و فرآیند کارآفرینی سازمانی مورد بررسی قرار می گیرد.
1-3- اهداف تحقیق :1-4- فرضیه های تحقیق:
1-4-1- فرضیه اصلی:
فرآیند مدیریت دانش برکارآفرینی سازمانی تاثیر معنی داری دارد.
1-4-2- فرضیه های فرعی :
1- کسب دانش بر فرآیند کارآفرینی سازمانی تاثیر معنی داری دارد.
2- تسهیم دانش بر فرآیند کارآفرینی سازمانی تاثیر معنی داری دارد.
3- بکارگیری دانش بر فرآیند کارآفرینی سازمانی تاثیر معنی داری دارد.
1-5- قلمرو تحقیق
1-5-1- قلمرو موضوعی تحقیق :
حوزه نگرش این تحقیق بررسی رابطه و تاثیر فرآیند مدیریت دانش بر فرآیند کارآفرینی سازمانی می باشد.
1-5-2- قلمرو مکانی تحقیق :
قلمرو مکانی تحقیق کسب و کارهای فعال در کسب و کار های کوچک و متوسط شرق مازندران می باشد.
یک مطلب دیگر :