در زوج درمانی این اعتقاد وجود دارد که مشکلات تفاوت های بین همسران بخش طبیعی از رابطه زناشویی است : اما آنچه اهمیت دارد واکنش زوج ها به این تفاوت هاست به طوریکه استفاده از سبکهای مخرب حل مشکل از قبیل اجتناب و دعوا ، صرفا باعث جدایی و دوری بیشتر زوج ها و سست شدن رابطه صمیمانه می شود ( کانوی ،2002) . بنابراین برخورداری از الگوی کارساز برای حل تعارضات می تواند ازدواج را رضایت بخش کند و به سوی موفقیت سوق دهد. به طور کلی ، زوج ها درمانی وجود مشکلات حل نشده و تعارضات میان همسران ، باعث تعاملات و احساسات منفی زوج ها نسبت به یکدیگر می شود که مانعی حقیقی برای شکل گیری و حفظ رضایت و صمیمیت زناشویی خواهد بود .
پژوهش ها حاکی از آن است که رضایتمندی روابط زوجین با سبکهای تعارض هبستگی بالایی دارد (گاتمن ، 1994) : گاتمن [3](1994 ، 1998 ) بیان کرد که سبک روابط زوجها به خصوص هنگامی که به تعارضمی پردازند ، می تواند در طول مدت ازدواج به عنوان شاخص قوی برای احساس رضایتمندی زوجین در ازدواج مطرح شود ، وی همچنین اذعان کرد که طبقه بندی در زیر مجموعه ی تعارض از آنچه که آنها جرو بحث می کنند ، ناشی نمی شود بلکه از اینکه چطور وقتی جروبحث می کنند واکنش نشان می دهند ، ناشی می شود ( استیو بر ، 2005) . اختلاف و گفتگو طبیعی است و راهبرد های حل تعارض تاثیر مثبتی بر روابط دارند. یافته های پژوهشی نشانگر آن است که عوامل منعددی در رضایتمندی زناشویی تاثیر دارد از جمله ، شخصیت ( اسچورمن ، کروک ، 2001 ) ، تحصیلات و طبقه اجتماعی ، عقاید مذهبی ( گلشن آبادی ،1386 ) ، طول مدت ازدواج ( هیوستون و همکاران ، 1986 )روحیه همکاری ( گاتمن ، 1994) و بالاخره حل تعارض در زوجین ( گاتمن ، 1994 ، 1998(
در واقع حل تعارض یا کشمکش یک جزء لاینفک یک رابطه می باشد ، یادگیری شیوه ای حل تعارض می تواند موجب افزایش بهداشت روانی افراد شده : رضایت از رابطه زناشویی عامل مهمی در استحکام و حفظ بهداشت روان در خانواده نیز است . نیز یکی از عوامکل موثر در تجربه به رضایتمندی از رابطه زناشویی و افزایش صمیمیت روانشناختی در خانواده وجود یا عدم وجود تعارضات زناشویی شدید بوده : تعارض یک بخش اجتناب ناپذیر زندگی است . که پرچه معمولا به شکل منفی در نظر گرفته می شود اما می تواند به طور مثبت هم به کیفیت روابط و هم به رشد شخصی کمک کند و این زمانی است که بتوان با شیوه های صحیح و کارآمدی به حل تعارض پرداخت . لزا با توجه به مسائل مطرح شده پژوهش فوق با عنوان “اثربخشی آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین ” این پژوهش در صدد است ارتباط بین آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت زوجین است و هم چنین ارتباط بین زیر مؤلفه های آن ها را در جامعه آماری شهر جوانرود بررسی کند تا زمینهای برای تمرکز درمانگران خانواده بر آموزش حل تعارض زوجین شود.
اهمیت و ضرورت پژوهش :ارتقای سلامت روانی افراد جامعه ، موضوع بسیار مهمی است که مورد توجه صاحب نظران بهداشتی قرار گرفته است . با توجه به اهمیت مهارت حل تعارض جهت ارتفای رضایت و صمیمیت روانشناختی ، کمتر پژوهشی به مطالعه ی اثربخشی این نهارت در رابطه با موضوع رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین پرداخته است و به نظر می رسد این مهارت مورد غفلت قرار گرفته است .
در پژوهشهایی بررسی نقش مشخصه های ازدواج به خصوص تعارض را در سلامت افراد مشخص کرده اند (ویلسون ،2001 ).
تعامل زناشویی به دلیل کیفیت خاص رابطه ، بر جنبه های مختلف زوجین با یکدیگر و نیز جامعه اثرگذار است و در نتیجه وجود اختلافات زناشویی علاوه بر نارضایتی زوجین ، محیط نامناسبی را برای رشد و پرورش فرزندان و آسیب های اجتماعی ایجاد می کند (رپتی ، تایلر و سیمن ،2002 ) ، حتی ممکن است به طلاق منجر گردد . باتوجه به افزایش آمار طلاق و عواقب آن بر زندگی هر یک از زوجین ،کودکان و هزینه هایی که برای جامعه به دنبال دارد ضرورت دارد تا از یک سو مداخلاتی انجام گیرد تا عواملی که منجر به کاهش رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی روجین می گردد ؛ کاهش یابد و از یک سوی دیگر برنامه های پیشگیرانه عملکرد کارآمد مؤثر و در زوجی و خانواده ها تقویت گردد .مطالعات نشان می دهد که رویکردهای پیشگیرانه برای جلوگیری از بروز مشکلات زناشویی در بلند مدت بسیار موثر و مقرون به صرفه می باشد .
اهداف پژوهش :هدف از پژوهش حاضر بررسی “اثربخشی آموزش حل تعارض بر رضایت زناشویی و صمیمیت روانشناختی زوجین شهر جوانرود در سال 94 ” است .
اهداف فرعیتعیین میزان آموزش مهارت حل تعارض بر افزایش رضایت رناشویی .تعیین میزان آموزش مهارت حل تعارض بر ضمیمیت روانشناختی زوجین.فرضیه های تحقیق :آموزش مهارت حل تعارض ، میزان رضایت زناشویی زوجین را افزایش می دهد .آموزش مهارت حل تعارض ، میزان صمیمیت روانشناختی زوجین را افزایش می دهد .Goldenberg، Goldenbergتعداد صفحه :93قیمت :37500 تومان
بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیردو در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.پشتیبانی سایت serderehi@gmail.com عنوان :اثربخشی آموزش استرسزدایی مبتنیبر ذهنآگاهی (MBSR) در طرحوارههای هیجانی، کاهش استرس ناباروری و نشانههای افسردهوار خانمهای نابارور در اولین دوره IVF
1394 شمسی
برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
چکیده
مقدمه: ناباروری و بررسیهای تشخیصی و درمانی آن بهخصوص ناباروری ملزم به استفاده از لقاح آزمایشگاهی و ماهیت فنآوری کمک باروری بسیار پیچیده و استرسزا است. تشخیص ناباروری میتواند تاثیرات زیادی بر عملکردهای هیجانی فرد بگذارد و ابعاد روانی و اجتماعی زندگی فرد را درگیر کند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش استرسزدایی مبتنیبر ذهنآگاهی(MBSR) در طرحوارههای هیجانی، کاهش استرس ناباروری و نشانههای افسردهوار در خانمهای نابارور در اولین دوره IVF انجام شد.
روش: در این پژوهش از طرح تکآزمودنی استفاده شد و برای بررسی ملاکهای ورود تشخیص ناباروری اولیه از طرف متخصص زنان و مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات محور(SCID–I) I و مصاحبه بالینی برای اختلالات محورII (SCID-II)توسط روانشناس مرکزدرمانی صورت گرفت. و تعداد 3 نفر وارد برنامه آموزش استرسزدایی مبتنیبر ذهنآگاهی شدند. ابزارهای پژوهش(پرسشنامه استرس ناباروری نیوتن، پرسشنامه افسردگی بک و نسخه فارسی پرسشنامه طرحوارههای هیجانی) در مرحله پیشآزمون، جلسه چهارم، پسآزمون ومرحله پیگیری یک ماهه توسط شرکتکنندگان تکمیل گشت.
یافتهها: نتایج نشان داد آموزش استرسزدایی مبتنیبر ذهنآگاهی منجر به کاهش استرس ناباروری و کاهش نشانههای افسردهوار خانمهای نابارور شد، همچنین آموزش استرسزدایی مبتنیبر ذهنآگاهی در تعدیل طرحوارههای هیجانی اثرگذاری متوسط رو به بالا داشت. اثربخشی این آموزش در طرحواره هیجانی سرزنش، معنادار نبود.
نتیجهگیری: باتوجه به نتایج پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که. برنامه کاهش استرس مبتنیبر ذهنآگاهی(MBSR)میتواند برنامهای موثر جهت کاهش استرسناباروری، نشانههای افسردهوار و تعدیل طرحوارههای هیجانی خانمهای نابارور در اولین دوره IVF باشد.
مقدمه
شیوع جهانی ناباروری بین 8-12% است(ماسکارنهاس[1]، فلاکسمن[2]، بورما[3]، واندرپول[4] و استیون[5]، 2012). ناباروری یکی از مشکلات عدیده پزشکی در دنیای امروز است و میزان آن در جهان از سال 1955 تا سال 2001 افزایش یافته است(الیویا[6]، اسپیرا[7] و مولتیگنر[8]،2001). تخمین زده میشود که از هر شش زوج، یکی نابارور باشد(استوبر[9] و سولومون[10]،2008). ناباروری تقریبا 12% زوجهای در سن باروری را شامل میشود(انجمن پزشکی باروری آمریکا[11]،2013). در مطالعه بووین[12] و همکاران در سال 2007، شیوع 12 ماهه ناباروری بین 5/3 تا 7/16 درصد در کشورهای توسعه یافته و بین 9/6-3/9 درصد در کشورهای کمتر توسعه یافته است. در مطالعه سیستماتیکی که در سال 1392 در ایران انجام گردید(دیرکوند مقدم، دلپیشه و سایهمیری) میانگین کلی ناباروری در ایران 2/13% با فاصله اطمینان (95)گزارش شد. همچنین فراوانی کلی ناباروری اولیه در ایران 2/5% و ناباروری ثانویه 2/3 % بود.
برطبق گفته جامعه تکنیکی کمک باروریSART (2009)، حدود 50% از زوجهایی که تشخیص ناباروری دریافت میکنند از این روشهای درمان استفاده میکنند و طبق گفته جیمگ و همکاران، بیش از 10% جمعیت نابارور به دنبال این هستند تا از روشهای کمک باروری ART، از جمله لقاح مصنوعی، به ویژه IVF ، برای آبستن شدن استفاده نمایند (جینگ و همکاران، 2014). هنگامیکه نمونه اسپرم طبیعی است و مشکل و سوءظنی درمورد باروری تخمکگذاری نباشد، درمان باروری معمولا با درمان هورمونی آغاز میشود. که این درمان درابتدا متمرکز بر تحریک تخمکگذاری زن است. اگر هیچ علت دیگری که تاثیر منفی بر باروری دارد وجود نداشته باشد، شانس زیادی در باروری ایجاد میکند(ویلبک و ولف،2004). اگر درمان هورمونی کافی نبود، از روشهای کمک باروری(ART)[13] مانند تکثیر کمکی[14] و کاشت(تلقیح)[15] و سایر روشها استفاده میشود. درکاشت، اسپرم آماده در زمان تخمکگذاری به رحم زن تزریق میشود(سدراستروم[16] و آنتیلا[17]،2009). که متداولترین آن تلقیح و در بارداری آزمایشگاهی[18]،IVF است.
داشتن فرزند از طریق ART، عوارض بدنی و روانشناختی بسیاری دارد. درمانی که برای تعدیل هورمونها در خانمها استفاده میشود نشانههایی چون: افزایش وزن، کاهش عملکرد جنسی و نشانههای یائسگی مانند: گرگرفتگی، خشکی واژن و خستگی است(دونی[19] و مککینی[20]،1992). این درمانها بصورت تزریق واژنی، مقعدی و یا زیر جلدی صورت میگیرد تا هورمونها را تنظیم کرده و یا تخمک و پوشش رحم را تحریک کند.
ناباروری بر اساس مدلهای کلنگرانه، ترکیبی از پدیدههای بیولوژیک، روانشناختی و اجتماعی است. بر این علت، ناباروری را نمیتوان انحصاراً یک ناتوانایی فیزیولوژیکی برای آبستن شدن، تلقی نمود (دیویدوا و پیچووا،2014). مهم ترین دلایل فیزیولوژیکی آن شامل جنبههای پزشکی است، واکنش های فردی به ناباروری مثل افسردگی و اضطراب جزء جنبههای روانی است و کاربردهای اجتماعی مانند برچسبزنی و تابو که جنبه اجتماعی است با ناباروری مرتبط است (تورن، 2009).
تاکنون، بررسیهای متمرکز بر پیامدهای روانشناختی ناباروری نتایج مختلفی را در برداشته است. اکثر زوجها در برخورد با ناباروری توانایی تطابق و مقابله را دارند، اما همانطور که اشاره شد، پاسخهای هیجانی عدهای دیگر به این موضوع پاسخهایی مسئلهساز همچون افسردگی، اضطراب و استرس است (گریل[21] و همکاران، 1997؛ ورهاک[22] و همکاران، 2007؛ اسمنک[23] و همکاران، 2010؛ ولگستین[24] و همکاران، 2008؛ به نقل از گالهاردو و همکاران، 2013؛ جینگ و همکاران، 2014).
پیامد روانشناختی این موضوع چند بعدی است و از طیفی از غم و اندوه تا آشفتگی روانی را شامل میشود. بعد از تشخیص ناباروری، آشفتگی هیجانی که زوج با آن مواجه میشود میتواند بسیار وحشتناک باشد. بعد از تشخیص، زوجی که برای درمان اقدام میکند مسیر متفاوتی از مسائل مالی و هیجانی را طی خواهد کرد. از این به بعد زندگی آنها در حواشی باردار شدن میچرخد (براورمن[25]،1997). ناباروری، مسئولیت والدینی که بخشی از زندگی بزرگسالی است را تهدید میکند و یکی از بحرانهای عمده زندگی است(میندس[26]، اینگرام[27]، کلیور[28] و جیمز[29]،2003). طبق پژوهشهای انجام گرفته فاکتورهای روانشناختی چون نشانههای افسردگی، اضطراب، پریشانی و مکانیسمهای مقابلهای خاص، دور باطلی از مشکلات را فراهم آورده و با کاهش شانس باروری (شرایت و لوون، 2013) در ارتباطاند.
در اغلب مراجعین نابارور، خانمها دیسترس یا پریشانی[30] بیشتری را ابراز میکنند چه خودشان عامل ناباروری باشند و چه نباشند(بنیامن[31]، گورلن[32] و کوکیا[33]،2009). تحقیقات نشان داده است خانمهایی که ناباروری را تجربه میکنند استرس، اضطراب و افسردگی را در حد خانمهایی که سرطان، بیماریهای قلبی و HIV مثبت دارند و تحت درمان هستند، حس میکنند(دومر[34]،2007).
مطالعات رو به گسترشی وجود دارد که نشان دادهاند که عوامل روانشناختی میتواند هم در ایجاد ناباروری دخالت داشته باشد و هم اینکه ناباروری میتواند پیامد روانشناختی بسیاری را با خود به همراه داشته باشد. بر اساس شواهد موجود، عوامل روانی میتواند در نتایج برخی از درمانهای ناباروری نقش داشته باشد. برای مثال تجربه استرس از طریق تاخیر یا عدم تخمکگذاری میتواند در نتیجه درمان ناباروری اثر بگذارد(ابی[35]،1998).
از آنجا که ناباروری یک عامل تنشزای ناخواسته و غیر برنامهریزی شده است، میتواند باعث بحرانها و فشارهای روانی نظیر افسردگی، اضطراب، مشکلات بین فردی، خشم سرکوب شده، ناامیدی، احساس پایین بودن نسبت به همکاران و احساس گناه بهطور ناخودآگاه شود(اسچنید-کافمن،2005؛گکس،2006، به نقل از طلائی و همکاران،1393).
فرد نابارور با هیجانات منفی(پهلوانی،1375) و استرس ناباروری مواجه میگردد(ملائینژاد و همکاران،1379). این هیجانات منفی و استرس ناباروری بر روی زندگی فرد و همینطور سیر درمان ناباروری وی، اختلال ایجاد میکند(ابی،1998). به طور کلی، آنچه که غالبا در زنجیره اختلالات اضطراب و افسردگی شایع در ناباروری مهم به نظر میرسد و بر اساس پژوهشهای صورت گرفته مورد تایید است، نقص در مدیریت صحیح هیجانات در برابر رویدادهای روزمره زندگی )هوکسما[36]، 2008)، ناتوانی در مدیریت اطلاعات هیجانآور و برانگیزاننده (بون[37]، 2003؛ جاکوبز[38] و همکاران، 2008)، سوگیری در بازیابی و پردازش اطلاعات مربوط به محرکهای فراخوان اضطراب
(مککابی[39]،1999؛ به نقل از مشهدی و همکاران، 1392؛ کمپبل[40] و همکاران،2006) و عدم پذیرش و آگاهی بدون قضاوت از محرکهای محیطی است.
در سالهای اخیر درمانهای روانشناختی بسیاری روی افراد نابارور کار شده است(حمید،1390؛ فیلی و همکاران،1390). یکی از این گروه درمانها، درمانهای مبتنیبر ذهنآگاهی، موسوم به درمانهای موج سوم رفتار درمانی هستند(شهرستانی و همکاران،1391). پژوهش حاضر به دنبال تاثیر آموزش استرسزدایی مبتنیبر ذهنآگاهی در طرحوارههای هیجانی، کاهش استرس و نشانههای افسردهوار خانمهای نابارور در اولین دوره IVF است، مولفههایی که بررسیهای متعدد نشان دادهاند جزء لاینفک ناباروری هستند.یک مطلب دیگر :