دانلود پایان نامه های ارشد

پروژه - تحقیق - سمینار : دانلود پایان نامه های ارشد

دانلود پایان نامه های ارشد

پروژه - تحقیق - سمینار : دانلود پایان نامه های ارشد

اثرات سموم فسفره (دیازینون، مالاتیون و کلروپریفوس) بر روی میزان فعالیت آنزیم استیل کولین ...

  • با توجه به آزمون T-Test (مقایسه میانگین ها) در سطح اطمینان 95% (0.05=α) مشخص گردید که بین میانگین میزان فعالیت آنزیم کولین استراز خون گروه کارگران سمپاشی کننده با سم کلرپریفوس  (در روز اول پس از تماس) و گروه شاهد تفاوت معنا داری وجود دارد (P-value =0/005  ).
  • با توجه به آزمون T-Test (مقایسه میانگین ها) در سطح اطمینان 95% (0.05=α) مشخص گردید که بین میانگین میزان فعالیت آنزیم کولین استراز خون گروه کارگران سمپاشی کننده با سم کلرپریفوس  (در روز دوم پس از تماس) و گروه شاهد تفاوت معنا داری وجود دارد (P-value =0/002  ).

پس می توان نتایج بدست آمده را به این گونه نیز ذکر و بحث نمود که:

  • کارگرانی که با سم دیازینون سمپاشی می نمودند:

در 13% این کارگران پس از تماس در روز اول افت فعالیت آنزیم کولین استراز مشاهده گردید، بطوریکه آماده مسمومیت بودند و نباید تا دو هفته با حشره کش های فسفره تماس داشته باشند تا میزان فعالیت آنزیم کولین استراز نرمال گردد.
در 1/26% این کارگران پس از تماس در روز دوم افت فعالیت آنزیم کولین استراز مشاهده گردید و این نشان دهنده آن است که پس از تماس با سم در دو روز متوالی، تعداد کارگرانی که آماده مسمومیت بودند و نباید تا دو هفته با حشره کش های فسفره تماس داشته باشند تا میزان فعالیت آنزیم کولین استراز نرمال گردد، بیش از دو برابر افزایش یافته است.

یک مطلب دیگر :


  • کارگرانی که با سم مالاتیون سمپاشی می نمودند:

در 2/18% این کارگران پس از تماس در روز اول افت فعالیت آنزیم کولین استراز مشاهده گردید، بطوریکه آماده مسمومیت بودند و نباید تا دو هفته با حشره کش های فسفره تماس داشته باشد تا میزان فعالیت آنزیم کولین استراز نرمال گردد.
در 3/27% این کارگران پس از تماس در روز دوم افت فعالیت آنزیم کولین استراز مشاهده گردید و این نشان دهنده آن است که پس از تماس با سم در دو روز متوالی، تعداد کارگرانی که آماده مسمومیت بودند و نباید تا دو هفته با حشره کش های فسفره تماس داشته باشند تا میزان فعالیت آنزیم کولین استراز نرمال گردد، یک و نیم برابر افزایش یافته است.

  • کارگرانی که با سم کلرپریفوس سمپاشی می نمودند:

در 5/12% این کارگران پس از تماس در روز اول افت فعالیت آنزیم کولین استراز مشاهده گردید، بطوریکه آماده مسمومیت بودند و نباید تا دو هفته با حشره کش های فسفره تماس داشته باشد تا میزان فعالیت آنزیم کولین استراز نرمال گردد.
در50 % این کارگران پس از تماس در روز دوم افت فعالیت آنزیم کولین استراز مشاهده گردید و این نشان دهنده آن است که پس از تماس با سم در دو روز متوالی، تعداد کارگرانی که آماده مسمومیت بودند و نباید تا دو هفته با حشره کش های فسفره تماس داشته باشند تا میزان فعالیت آنزیم کولین استراز نرمال گردد، چهار برابر افزایش یافته است.

دانلود کارشناسی ارشد ارزیابی خصوصیات زراعی و محتوای اسانس تولیدی در نعناع

سه محیط‌های انکوباتور و مزرعه بر خصوصیات رشد و کمیت اسانس نعناع

فصل دوم
بررسی منابع
 2-1- تاریخچه
گونه­های مختلف نعناع از زمان­های بسیار قدیم به عنوان یک گیاه معطر و اشتها­آور مورد توجه بوده و برای ناراحتی­های دستگاه گوارش به کار می­رفته­اند [4 و 6]. در اسطوره­های یونان بارها نام این گیاه ذکر شده است. یکی از بهترین شواهد که نشان دهنده قدمت استفاده از این محصول است، دیوار معابد ادفو در مصر می­باشد که دستورالعمل طرز ساختن عطریات مقدس که در مراسم مذهبی به عنوان بخور مورد استفاده قرار می­گرفته­اند، در آن قرار دارد. بقراط پدر علم طب از نعناع در نوشته­های خود یاد کرده است [4].
2-2- انتشار جغرافیایی


بسیاری از گونه­های جنس Mentha توزیع وسیعی در اروپا و آسیا دارند و پیشینه انتشار آنها مربوط به منطقه مدیترانه است [15]. از جمله گونه­های بسیار مهم این جنس از لحاظ تولید اسانس، گونه piperita M. می­باشد که به طور عمده در آمریکای شمالی، انگلستان، ایتالیا و فرانسه کشت می­شود. گونه M. spicata بومی بالکان و شمال و غرب ترکیه است و در بیشتر قسمت­های اروپا و نواحی مدیترانه­ای و شمال آمریکا کشت می­گردد [4]. گونه M. longifolia بومی مناطق مرکزی اروپا می­باشد اما در مناطق شمالی اروپا، آسیا و آفریقا نیز کشت می­گردد [142]. انتشار جغرافیایی M. pulegium در نواحی مرکزی، جنوبی و غرب اروپا، جنوب غربی آسیا، شمال آفریقا و حبشه می­باشد [3 و 5]. گونه M.arvensis نیز بومی چین، ژاپن و اروپا می­باشد، اما در آرژانتین، برزیل، استرالیا، جنوب آفریقا و آنگولا نیز کشت می­گردد [38].
برخی گونه­های متعلق به این جنس تنها در مناطق خاصی وجود داشته و به نقاط دیگر انتشار نیافته­اند. گونه­ای به نام M. gattefossei تنها در مراکش و گونه­ای به نام M. requienii تنها در جنوب اروپا و به خصوص فرانسه و ایتالیا یافت می­شود. گونه M. canadensis در آمریکای شمالی، تنها گونه بومی متعلق به دنیای جدید است. در استرالیا 3 گونه M. australis، M. diemenica و M. satureioides و در نیوزیلند گونه M. cunninghamii بیشتر از سایر گونه­ها یافت می­شوند [122]. در ایران گونه­های M. longifolia و M. spicata در نواحی شمالی و بسیاری مناطق کشور از جمله مناطق جنوبی و غرب به صورت وحشی و خودرو می­رویند. همچنین گونه M. spicata بیشتر از سایر گونه­ها کشت می­گردد [3، 5 و 6].
2-3- خصوصیات خانواده نعناع

یک مطلب دیگر :


تیره نعناع شامل 200 جنس و بیش از4000 گونه می­باشد که از لحاظ تعداد یکی از ده تیره بزرگ گیاهان به شمار می­رود. گیاهان تیره نعناع عموماً علفی، درختچه­ای و به ندرت درختی و یا بالا­رونده هستند [1 و 3]. برخی از آنها دارای ظاهری بوته مانند با ساقه­های چوبی شده می­باشند که در این رابطه می­توان به آویشن و اسطو خودوس اشاره نمود. اغلب گیاهان این خانواده با خشکی سازش پیدا کرده و برگ­های آنها از کرک پوشیده شده است تا از تعرق زیاد جلوگیری به عمل آورد [3 و 5].
2-4- طبقه­بندی و خصوصیات جنسMentha
جنس Mentha از مهمترین گیاهان دارویی معطر و چند ساله می­باشد که بر طبق طبقه­بندی سیستماتیکی به سلسله گیاهی، شاخه ماگنولیوفیتا[1]، رده ماگنولیوپسیدا[2]، راسته لامیالس[3] و خانواده لابیاته[4] است که از گونه­های مختلف و تعداد بسیار زیادی واریته تشکیل شده است. دو زیر جنس Pulegium و Menthastrum برای این جنس معرفی شده است. همچنین تنها ١٥ گونه متعلق به این جنس شناسایی شده که بیشتر این گونه­ها به فرم هیبرید می­باشند. این جنس دارای توزیع وسیعی در هر پنج قاره جهان به استثناء آمریکای جنوبی و آنتارکتیکا می­باشد [264]. بر اساس گزارشات متعدد، از سال 1753 میلادی بیش از 3000 نام برای واریته­های مختلف جنس Mentha منتشر شده است که اکثر این نام­ها نیز با یکدیگر مترادف می­باشند [63].
در گیاهان متعلق به این خانواده، 4 پایه کروموزومی متفاوت (هاپلوئید) مشخص شده است که عبارتند از 9 = x، 10 = x، 12 = x و 18 = x [63 و 122]. بیشتر گونه­ها دارای عدد کروموزومی 12 = x می­باشند. گونه M. requienni تنها گونه دارای تعداد کروموزوم پایه 9 = x است و گونه­های M. japonica، M. gattefossei و M. pulegium دارای پایه کروموزومی 10 = x هستند. براساس گزارشات متعدد، تنها 5 گونه Mentha شامل M. cervina، M. longifolia، M. pulegium، M. requienni و M. suaveolens دیپلوئید می­باشند [254]. هر چند که برخی گونه­های دیپلوئید نظیر M. longifolia و M. pulegium به عنوان تتراپلوئید نیز گزارش شده­اند. به طور کلی، بیشتر سطوح پلوئیدی در گیاهان متعلق به این جنس، هگزاپلوئید (مانند M. arvensis) و اکتاپلوئید (مانند M. aquatica) می­باشد [63 و 122].

دانلود بررسی اثر همزیستی میکوریزا بر رشد رویشی، تجمع عناصر غذایی و برخی ...

زیر کشت بادام را افزایش دادهاند (چایچی، 1381). از آنجا که در ایران سطح وسیعی از خاک های تحت کشت بادام در اراضی آهکی قرار دارند، یکی از تنش هایی که گیاه بادام با آن مواجه است، اختلال در جذب عناصر غذایی بخصوص عناصر کم مصرف میباشد و موضوع افزایش کارایی گیاه بادام در جذب عناصر غذایی در این خاک‌های آهکی مورد توجه می باشد. بهره گیری از سیستم همزیستی میکوریزایی در باغات بادام، می تواند به عنوان یک راه کار بیولوژیک مناسب در مقیاس کوچک و حتی وسیع در جهت کاهش آثار نامطلوب تنش تغذیهای مطرح باشد. تنش شوری رشد رویشی و زایشی درختان میوه از طریق تاثیر بر اعمال فیزیولوژیکی محدود کرده و سبب گسترش اثرات مضر مستقیم و غیر مستقیم می شود (شانون و همکاران[19]، 1994). نگاهی به شرایط بوم شناختی مناطق تولید بادام و تطبیق آن با پراکنش خاک های مناطق نیمه خشک و شور، این واقعیت را آشکار می کند که تولید جهانی محصول بادام اغلب با تنش های خشکی و شوری مواجه است (فائو[20]، 2008). هم چنین با توجه به اینکه از نظر مقاومت به شوری آب و خاک، بادام جزء درختان حساس به شوری است، شوری یک مشکل شایع در خاک‌های مناطق خشک و نیمه خشک ایران می باشد. گزارش گردیده است حدود 50-20% از کل آب آبیاری زمین‌های کشاورزی در جهان تحت تاثیر تنش شوری قرار دارند. در نتیجه از لحاظ اقتصادی خسارت تنش شوری قابل توجه است (فلوورز[21]، 1999). نقش قارچهای میکوریزا گونههای Glomus mosseae و Glomus intraradices در بهبود برخی صفات فیزیولوژیک همچون سرعت فتوسنتز خالص، غلظت کلروفیل برگها و بازده آب مصرفی، در پایه های بادام در ایران مورد مطالعه قرار گرفته و مشخص گردید شاخصهای فیزیولوژیکی گیاه بادام شامل غلظت کلروفیل کل برگ، سرعت فتوسنتز خالص و بازده آب مصرفی در گیاهان هم زیست با قارچ های میکوریزا نسبت به گیاهان شاهد (فاقد همزیستی میکوریزا) افزایش

 پیدا کردند، ولی سرعت تبخیر و تعرق از سطح برگ گیاه کاهش یافت (آقابابائی و رئیسی 1388). هم چنین گزارش گردیده همزیستی یک گیاه با قارچ های میکوریزا آربسکولار باعث می شود که گیاه بتواند مواد غذایی کم تحرک را در خاکهای فقیر جذب کند (مارسشنر و دل[22]، 1994). این قارچها جزء مهمی از اکوسیستم های طبیعی هستند و در محیطهای شور هم شناسایی شدهاند که میتوانند باعث ایجاد مقاومت گیاهان به تنش شوری شوند (جونیپر و ابوت[23]، 1993). مطالعات زیادی ثابت کرده است که آغشتگی ریشه با قارچهای میکوریزا، رشد بعضی گیاهان تحت تنش شوری را بهبود می بخشد (هیرل و گردمن[24]،1980). در یک مطالعه که به منظور بررسی برهمکنش اثر میکوریزا و شوری ناشی از کلرید سدیم در گیاهان بادام زمینی انجام شد، مشخص گردید که رشد این گیاهان در نتیجهی افزایش در جذب مواد غذایی و فتوسنتز افزایش یافت (الخلیل[25]، 2010). میکوریزا یک بهبود دهنده ی زنده رشد در خاک های شور معرفی گردیده است (سینگ و همکاران[26]، 1997). گزارش گردیده است تلقیح قارچ G. fasciculatum (Thaxter) در دانهالهای زردآلو سبب افزایش رشد رویشی و کلون ریشه شده است (دوتا[27]، 2013).

با توجه به وجود خاکهای آهکی در بخش های وسیعی از ایران و اثر نامناسب تنش شوری بر رشد درختان میوه از جمله درختان میوه معتدله مانند بادام در ایران، هدف از این پژوهش بررسی اثر تلقیح میکوریزا بر بهبود رشد دانهال های بادام و زردآلو و هم چنین رشد دانهال های بادام و زردآلو در شرایط تنش شوری در حضور قارچ میکوریزا می باشد.
اهداف پژوهشی حاضر شامل موارد زیر می باشد:
1- بررسی اثر همزیستی میکوریزا بر رشد رویشی، تجمع عناصر غذایی و برخی شاخص های بیوشیمیایی در پایههای زردآلو و بادام
2- مقایسه اثر تنش شوری ناشی از کلرید سدیم بر رشد رویشی و برخی شاخص های بیوشیمیایی پایههای زردآلو و یا بادام
3- بررسی امکان استفاده از همزیستی میکوریزایی برای بهبود رشد پایه های بادام و زردآلو در شرایط تنش شوری ناشی از کلرید سدیم
مروری بر پژوهشها
1-2- تاریخچه و پراکنش بادام
بادام ((Prunus dulcis Miller یکی از قدیمی ترین درختان خشک میوه[28] است که در حال حاضر بیشترین تولید تجاری در میان خشک میوه ها را به خود اختصاص داده است (گرادزیل[29]، 1379). مغز بادام در انواع غذاهای فرایند شده به ویژه در فرآوردههای نانوایی و شیرینی سازی استفاده می شود و به خاطر ویژگیهای غذایی، آرایشی و دارویی، ارزش بسیار بالایی دارد (چریف و همکاران[30]، 2004). اثرتغذیه ای مفید مغز بادام به خاطر تنوع اسیدهای چرب و ترکیب استرولی و آنتی اکسیدانی آن است (لوپز اورتیز و همکاران[31]، 2008). بادام از زمانهای قدیم در نواحی مرکزی و غربی آسیا مخصوصا افغانستان، ایران، سوریه و فلسطین پرورش می یافته است. در فلات

یک مطلب دیگر :

منابع حقوق بین‌الملل مهاجرت

 ایران نوزده گونه وحشی بادام رویش می یابد. به عقیده اکثر گیاهشناسان، بادام بومی آسیای غربی و به خصوص فلات ایران است (شیراوند، 1389). از نظر باغبانی میوه بادام به عنوان خشک میوه طبقه بندی شده و بذر آن محصول تجاری محسوب می شود. مغز شامل یک جنین، آندوسپرم و بافت مغز است (بی نام، 1387).

2-2- سطح زیر کشت و عملکرد بادام در ایران و جهان
طبق آمار سازمان خوار و بار و کشاورزی جهان (FAO) در سال 2011 میلادی، سطح زیر کشت بادام در جهان 1651560هکتار با میزان تولید 1942242 تن و متوسط عملکرد11760 کیلوگرم در هکتار برآورد شده است. کشور ایران با سطح زیرکشت 87708 هکتار و تولید 177609 تن دارای مقام چهارم در میان تولیدکنندگان بادام در جهان می باشد. از بین استان های کشور نیز به ترتیب خراسان رضوی، فارس و آذربایجان شرقی از لحاظ سطح زیر کشت و فارس، آذربایجان شرقی و خراسان از لحاظ تولید، بیشترین سهم را در تولید بادام دارا می باشند (گنجی و رهنمون، 1389).

  1. Organic agriculture
  2. Nitragin
  3. 3. Rhizobium- Azotobacter- Azospirillium
  4. 4. Actinomyces (Frankya)
  5. Morton and Redecker
  6. durian
  7. longan
  8. mangosteen
  9. Saito and Marumoto
  10. Nemec and Guy
  11. Shiuchien et al.
  12. da Silveira et al.
  13. Pond et al.
  14. Hirrel and Gerdeman
  15. Troehza Loyanchan

دانلود ارشد بررسی الگوی پراکنش مکانی و زمانی لارو ماهیان در سواحل جزیره هنگام

ها، صید بیش از حد ماهیان، آلودگی های ناشی از سواحل و غیره، به سرعت رو به کاهش است هشدار داده اند. هنوز به خوبی نمی توان تخمین زد، با وجود این استرس ها که طی دوره های طولانی مدت، به پوشش های مرجانی وارد و باعث کاهش آن شده تا چه میزان بر جمعیت ماهیان منطقه اثر می گذارد (Jones et al., 2004). از این رو باید اقدام به درک بهتر ویژگی های زیستی این مناطق حساس، برای پیش بینی هر چه بهتر آینده این اکوسیستم ها شود، که نخستین گام، رده بندی و شناسایی ماهیان و لاروهای این مناطق است.
1-2 ایکتیوپلانکتون[2]
به اولین مراحل زندگی ماهیان، که شامل تخم و لارو ماهی است، ایکتیوپلانکتون می گویند که جانور معمولاً در این دوره زندگی به صورت پلاژیک زندگی می کند و در دریا شناور بوده و توسط جریانات آبی جا بجا می شوند و رابطه متقابلی با شکارچیان پلاژیک و طعمه های پلانکتونی دارند.
لارو ماهی (ایکتیوپلانکتون) بیانگر مرحله ای نیمه پلانکتونی در سیکل زندگی ماهیان است که این اجتماع پلانکتونی، عمدتاً در عمقی کمتر از 200 متر در ستون آب زندگی می کنند (El-Regal et al., 2008). در سال های اخیر استفاده از تخم و لارو ماهیان، در مطالعات علم های سیستماتیک و اکولوژی، افزایش یافته و بسیار واضح است که تخم ها و لارو ماهیان دارای ویژگی های بسیار متنوع و با ارزش، برای آنالیز های مورد استفاده در رده بندی ماهیان هستند، که این صفات تقریبا در راستای صفات مرحله بالغ این ماهیان می باشد (Kendall & Matarese, 1994). از مطالعه بر روی ایکتیوپلانکتون ها، می‌توان برای تشخیص مکان جغرافیایی تجمع آینده ماهیان و در نتیجه ارزیابی ذخایر ماهیان، استفاده کرد (Leis, 1986 ; Leis & McCormick, 2002) . محققان معتقدند که زیستگاه عمده، برای بسیاری از ماهیان دریایی، آب‌های ساحلی کم عمق می باشد. که این ماهیان در فصول رشد، نقش مهمی به عنوان شکار و شکارچی در مناطق جزر و مدی دارند. با وجود اهمیت این مطلب، جنبه های زیست‌شناختی آن‌ها هنوز به خوبی مطالعه نشده است. به گونه های غیر تجاری و همچنین مراحل لاروی و جوانی ماهیان که به نوعی غیر تجاری محسوب می شوند، توجه کمتری شده است. بنابراین درک کامل از زیست شناسی آن‌ها برای حمایت و مدیریت جوامع ساحلی ماهیان ضروری است .(Nasir, 2001)
1-3 اهمیت و ارزش تحقیق
اولین مرحله رشد ماهیان (تخم و لارو) به شدت در برابر تغییرات شرایط محیطی آسیب‌پذیراست و مرحله ای بحرانی[3] است (Houde, 2001). بنابراین مطالعه کامل و جزء به جزء بر روی جمعیت ایکتیوپلانکتون ها نه تنها برای تخمین میزان تولید مثل موفق اجتماع ماهیان و پیش ‌بینی میزان ذخایر آینده گونه های مهم تجاری به ما کمک می

 کند، بلکه به ما در مورد میزان اثرات برخورد انسان با محیط دریا و همچنین تغییرات اقلیمی آب و هوا بر روی اکوسیستم دریایی آگاهی می دهد(Chesalina et al., 2013) .

با بررسی ایکتیوپلانکتون ها می توان میزان تخم در هر تخم‌ریزی، مکان تخم‌ریزی و همچنین فصل تخم‌ریزی را در ماهیان تجاری تخمین زد. لارو ماهیان نمونه های پلانکتونی هستند که ارزش آن‌ها در تحقیقات شیلاتی، اقیانوس شناسی و سیستماتیک روزافزون است.(Moser et al., 1984 ; Rothschild, 1986) اجتماع ایکتیوپلانکتون ها در سواحل مناطق گرمسیری ویا نیمه گرمسیری حاصل فعالیت تخم‌ریزی ماهیان صخره های مرجانی و یا آزاد ماهیان است .(Ahlstrom, 1971-1972; Leis & Goldman, 1987)
در اوایل قرن 20، دانشمندان تشخیص دادند که چرخه های اقیانوسی، سیستم های حرکتی آب و آشفتگی ها ممکن است، فاکتورهای فیزیکی باشند که جمعیت لاروها را کنترل می کند. علاوه بر این فاکتور های بیولوژیکی مانند تغذیه و شکارچیان نیز در این کنترل دخیل اند. پس فاکتور های بیولوژیکی و فیزیکی با هم میزان موفقیت تولید مثلی ماهیان را تعیین می کنند که این پروسه توسط محققان شیلاتی، بازگشت پذیری شیلاتی[4] خوانده می شود. بازگشت پذیری شیلاتی، مراحل لاروی را محدود نمی کند اما بر روی اولین مرحله (تخم) و مرحله آخر (جوانی[5]) اثر می گذارد، و می تواند موفقیت در افزایش جمعیت ماهیان را به صورت سالیانه یا فصلی نشان دهد (Houde, 2001).
مسائل و مشکلات جزئی مربوط به کار بر روی لارو ها را می‌توان به طور خلاصه در رده‌بندی و نمونه‌برداری از آن‌ها بیان کرد. مشکلات اساسی در شناسایی مراحل زندگی پلاژیک (ایکتیو پلانکتون ها) ماهیان صخره های مرجانی به طور کلی مربوط به مورفولوژی متفاوت لارو ماهیان نسبت به حالت بالغ ماهی است. بنابراین شناسایی ایکتیوپلانکتون ها مشکل به نظر می رسد و تاکنون تحقیقات زیادی بر روی آن‌ها انجام نگرفته است. از طرفی دانستن، تنها بیولوژی ماهیان برای این پژوهش‌ها کافی نیست و نیاز به مطالعه بر روی پیشینه و اکولوژی لارو آن‌ها می باشد .(El-Regal et al., 2008)
تعیین فراوانی لارو ماهی معمولاً کم هزینه تر از نمونه‌برداری ماهیان جوان و بالغ است. زیرا در یک نمونه‌برداری با تور پلانکتون گیری در سطح گسترده ای از بستر امکان جمع‌آوری چندین نوع گونه بسیار بیشتر است. بعلاوه نمونه های پلانکتونی فقط شامل لارو ماهیان نمی شود، بلکه بخش زیادی از آن شامل زئوپلانکتون های شکارچی و طعمه است (Smith & Richardson, 1977). گسترده بودن حالت های مختلف مراحل اولیه رشد ماهیان، بسیار مهم است و مطالعه بر روی آن بخش مستقلی از تحقیقات ماهی شناسی را به خود اختصاص می دهد. همچنین مطالعه بر روی ترکیب گونه ها، فراوانی، توزیع مکانی و زمانی لارو ماهیان، اطلاعات با ارزشی را در مورد مکان، فصل تخم‌ریزی و حالت های مختلف و خاص تخم‌ریزی از گونه های مهم ماهیان تجاری را به ما می دهد. مطالعه در مورد مرحله لاروی ماهیان به یکی از بخش های اصلی در زمینه سیستماتیک، اکولوژی و بیولوژی ماهیان تبدیل شده است و در حقیقت ارزیابی بازگشت‌پذیری شیلاتی، فصول و مناطق تخم‌ریزی ماهیان به این امر وابسته است

یک مطلب دیگر :

منبع مقاله درباره کارشناسی ارشد، پایان نامه

 (Kendall & Matarese, 1994). البته امروزه در تحقیقات شیلاتی، مطالعه بر روی ایکتیوپلانکتون ها، فقط درمورد گونه های خاص تجاری متمرکز نیست و این پژوهش ها نقش کلیدی را در دانستن شرایط اکولوژیکی و چگونگی تکامل ماهیان یک اقلیم را دارا می باشد (Moser & Smith, 1993).

1-4 ویژگی های کلی خلیج‌فارس با تاکید بر سواحل جزیره هنگام (تنگه هرمز)
خلیج‌ فارس به علت موقعیت جغرافیایی ویژه، یکی از نادرترین اکوسیستم های دریایی محسوب می شود که دارای نواحی ساحلی متنوعی می باشد. خلیج فارس دریایی حاشیه ای است که دارای 990 کیلومتر طول و حداکثر 370 کیلومتر عرض می باشد ومنطقه ای به مساحت 366300 کیلومتر مربع را شامل می شود. عمق متوسط آن 35 متر و عمیق‌ترین نقطه آن در نزدیکی تنگه هرمز حدود 100 متر گودی دارد (Ismail, 1999). جزیره هنگام، یکی از جزایر خلیج‌فارس و در نزدیکی تنگه هرمز است. این جزیره که در کرانه های جنوبی جزیره قشم است، در 26درجه خط عرض شمالی و 55 درجه خط طول شرقی واقع شده است (Sadghi et al., 2008). سواحل این جزیره اکثرا از نوع صخره های مرجانی است که به علت بکر بودن آن دارای تنوع بالایی از آبزیان می باشد. سواحل این جزیره در برخی نقاط از نوع شنی است. محققین دریافته اند هرگاه یک بستر سخت وجود داشته باشد اولین زنجیره غذایی مانند فیتوپلانکتون ها، گیاهان آبزی و جلبک هایی که کفزی اند، در آنجا نشست می کنند. بعلاوه سواحل صخره ای مرجانی، غالبا بعنوان مناطقی امن جهت تغذیه و تخمریزی جمعیت ماهیان بالغ و همچنین زیستگاه و پناهگاه جمعیت های جوان آن ها، تا زمان بازگشت شیلاتی، محسوب می شوند ( Omran et al., 2004).
1-5 فرضیات پژوهش
1) لارو ماهیان در سواحل جزیره هنگام دارای تنوع زیستی بالایی می باشند.
2) سواحل جزیره هنگام دارای لارو ماهیان گزارش نشده، می باشد.
3) تراکم و تنوع گونه ای لارو ماهیان در سواحل جزیره هنگام به شرایط فصلی و فاکتورهای محیطی بستگی دارد.
1-6 اهداف پژوهش
1)بررسی الگوی پراکنش مکانی و زمانی لارو ماهیان در سواحل جزیره هنگام
2) تعیین میزان تنوع زیستی گونه های مختلف لارو ماهیان در ایستگاهها و فصول مختلف آب‌های ساحلی جزیره هنگام
3) بررسی خصوصیات ریخت‌شناسی مراحل لاروی گونه های مختلف ماهیان
4)شناسایی گونه های غالب ایکتیوپلانکتون در آب‌های ساحلی جزیره هنگام
5) تأثیر فاکتورهای فیزیکوشیمیایی خصوصاً شوری و دما بر روی فراوانی و تنوع لارو ماهیان
1-7 تشریح کلی لارو ماهی
اصطلاحات و تعریف‌هایی که در مقالات مختلف برای شرح و توصیف اولین مراحل سیکل زندگی ماهیان استخوانی بکار می رود با هم متفاوت است و بستگی به گردآورندگان آن مقاله دارد. علت این تفاوت‌ها را می‌توان در تنوع بالای حالت های رشد، در ماهیان مختلف یافت.
طبق تعریف( Leis & Carson-Ewart, 2000) شروع مرحله لاروی تا پایان آن شامل طیفی از تغییرات است که شامل دست یافتن به تمام صفات مریستیک و ظهور ساختارهای متحرک، (مانند چشم‌ها در ماهیان پهن و باله پشتی در شگ ماهیان) و نهایتاً از دست دادن تمام صفات موقتی و منحصر به فرد برای زندگی پلاژیک است. (پایان این مرحله فقط با دست یافتن کامل به تمام باله ها و کارایی خاص هر باله نیست.) برای اثبات این تعریف به دو دلیل اشاره می شود:
1)در مناطق حاره، در لارو بسیاری از گونه های ماهیان کفزی، تمام ساختار باله ها وشعاع های آن، تشکیل می شود اما هنوز حواسی که لازمه یک ماهی برای حفاظت از خود در محیط آبی زندگی‌اش است، تکامل نیافته و به صورت نارس است و همچنین به طور بنیادی با حواس در بالغین متفاوت می باشد(Leis & Carson-Ewart, 2000).
2) در میان ماهیان مناطق صخره های مرجانی حاره، لاروها دارای صفات گوناگون اند که این صفات در مقایسه با صفات لارو ها در مناطق دیگر با بستر های متفاوت، نا متداول است. این خصوصیات در لارو ماهیان مناطق مرجانی، برجسته و موقتی است و ساختار مورفولوژیکی این لاروها برای زندگی پلاژیک تخصصی شده است. ماهیان در آخرین مرحله لاروی و قبل از ورود به مرحله جوانی، معمولاً پولک دارند و دارای تعداد بسیار زیادی پیگمان روی بدنشان هستند. اما به طور محسوسی با ماهی بالغ متفاوت اند .(Leis & Carson-Ewart, 2000)
تعریف مرحله لاروی با مرحله زندگی پلاژیک متفاوت است. بسیاری از ماهیان کفزی، در مرحله جوانی برای مدتی به صورت پلاژیک باقی می مانند و همچنان تغییرات رشدی را در سیکل زندگی‌شان کامل می کنند که در این مرحله گروه ماهیان جوان پلاژیک را تشکیل می دهند. گرچه در گروه بزرگی از ماهیان کفزی دیگر، پایان مرحله لاروی تقریباً هم زمان با نشست[6] اتفاق می افتد (Leis & Carson-Ewart, 2000) .
برای بسیاری از ماهیان کفزی تغییرات مورفولوژیک که ماهی را از مرحله لاروی به مرحله جوانی انتقال می دهد، به صورت ناگهانی رخ می دهد و ماهیان جوان در اندازه هایی کوچک، مکان جدید زندگی خود را انتخاب می کنند. اما در گروه عظیمی از رده های ماهیان پلاژیک، تغییرات لاروی و انتقال لارو به مرحله جوانی که به این رویداد (انتقال[7]) می گویند، به صورت تدریجی می باشد. ماهیان جوان در اندازه های مختلف، کوچک و بزرگ مکان زندگی‌شان را انتخاب می کنند. به احتمال زیاد علت تدریجی بودن تغییرات در ماهیان پلاژیک محیط زندگی آن ها است. زیرا در طول سیکل زندگی‌شان تغییرات محسوسی روی نمی دهد. بنابراین علت پایان یافتن مرحله لاروی، تغییر در رژیم غذایی ماهی است (Leis & Carson-Ewart, 2000).