جمعیت جهان به سرعت رو به سالمندی میرود و نسبت سالمندان در هر سرشماری نسبت به سرشماری قبلی افزایش مییابد. افزایش نسبت سالمندان در اجتماعات، مسایل جدیدی را مطرح ساخته و مسئولان و دستاندرکاران و برنامهریزان در تمام جوامع، واقعیت روزافزون تعداد سالمندان را از جهات مختلف پزشکی، بهداشتی، روانی، اقتصادی و اجتماعی مورد توجه خاص قرار دادهاند. میتوان گفت که تعداد جمعیت افراد سالمند افزایش روزافزونی را نشان میدهد و در حال حاضر هم افراد بیشتری شانس رسیدن به سنین هفتاد و هشتاد را به مراتب بیش از گذشته دارند و همین گروههای سنی در عین حال سریعترین رشد و افزایش را به تمام گروههای سنی دیگر نمودار میسازد(شاملو، 1364). بیماریها و اختلالاتی در این سنین رخ میدهد که چنانچه مداخلهای جهت کاهش آن صورت نگیرد، هزینهها و پیامدهای زیادی برای فرد و جامعه در پی دارد. یکی از این مداخلات روش مشاوره شناختی است که مطالعات زیادی به اثربخشی این تکنیک درمانی در کاهش میزان افسردگی و اضطراب اشاره کردهاند. اکثر مطالعات نشان دادهاند که شناخت درمانی از نظر تأثیر برابر با دارو درمانی بوده و اثرات جانبی کمتری نسبت به دارو درمانی دارد و پیگیری با آن نیز بهتر انجام میگیرد، لذا این پژوهش جهت بررسی تأثیر شناخت درمانی گروهی بر کاهش افسردگی و اضطراب زنان سالمند شهر کرمانشاه انجام شد.
بیان مسئله
سالمندی پدیدهای جهانی است که در آینده نزدیک به عنوان یکی از مهمترین چالشهای اجتماعی و رفاهی کشورهای در حال توسعه مطرح خواهد گردید. در حال حاضر سالمندان(جمعیت 60 سال و بالاتر) بیشترین نرخ رشد جمعیتی را در دنیا در مقایسه با سایر گروهها دارند. انتظار میرود بر اساس روند حاضر، جمعیت سالمندان دنیا تا سال 2050 به سه برابر سال 2000افزایش پیدا کند و به دو میلیارد سالمند برسد. ایران به عنوان یک کشور در حال توسعه به واسطه بمب جمعیتی مربوط به دهه 1360
با جمعیت بیش از حد انتظار سالمندان درآینده روبرو است و جمعیت سالمندان ایران از 8% کنونی به 22% در سال 1425 افزایش پیدا خواهد کرد. این بحران جمعیتی پدیده سونامی سالمندان ایران را ایجاد خواهد نمود(سازمان جهانی بهداشت[1]، 2011). مشکلات روانی در دوره سالمندی به فراوانی قابل مشاهده است و اثراتی بر وضعیت روانی، عاطفی و رفتاری سالمندان بر جای میگذارد. حدود 15 تا 25% افراد مسن، مسائل روانی مهمی دارند(اینگرسول[2] و سیلورمن[3]، 1978). مهمترین بیماریهای روانی سالمندان به ترتیب عبارتند از 1- اختلالات افسردگی 2- اختلالات شناختی3-حالت ترس 4- اعتیاد 5-خودکشی(هاومنیز[4] و دیگروت[5]، 2003). به طور کلی بسیاری از مطالعات نشان دادهاند که افسردگی، پرخاشگری، اضطراب و استرس، تأثیر منفی بسزایی روی عملکرد سیستم ایمنی افراد دارند(ساین[6]، 2001). از اختلالات شایع روانپزشکی در دوران سالمندی، اختلالات خلقی به ویژه افسردگی و دمانس میباشد(تابان، قاسمی، فرزانه وکاظمی، 1381). شایعترین علایم افسردگی در سالمندان به شکل بیحالی، خستگی، عدم تمرکز، بیحوصلگی، دل و دماغ نداشتن، بیدار شدن مکرر از خواب، کاهش اشتها و دردهای جسمی بروز میکند(کاپلان[7] و سادوک[8]،2007). این بیماری شایع سالمندان، کیفیت زندگی آنان را مختل کرده، خطر خودکشی و هزینههای مراقبتهای بهداشتی را افزایش میدهد.
اضطراب نیز، یک مسئله شایع در دوران سالمندی است، زیرا این دوره مملو از انواع احساس کمبودها و ناتواناییها میباشد. به عبارتی سالمندان بهویژه آنهایی که در موسسات سالمندی زندگی میکنند، به علت کاهش اعتماد به نفس، نقصان فعالیت و حرکت، از دست دادن دوستان و نزدیکان، کاهش استقلال مادی و جسمانی و ابتلا به بیماریهای مزمن، در معرض استرس و اضطراب بیشتری قرار دارند(چاپ[9]، 2001، لانگ[10] و استین[11]، 2001). شیوع اضطراب در سالمندان از 4% تا 6% در نوسان است(فونتس[12] و کاکس[13]، 1997). از سویی زمانی که افراد خصوصاً سالمندان در معرض سطوح بالایی از استرس قرار میگیرند، بروز بیماریهای مختلفی از جمله تنفسی و قلبی افزایش مییابد، عملکردهای ایمنی سرکوب میشود(سارا[14]، رزمیر[15]، مارتین[16] و روحزنو[17] ، 2008). زندگی با استرس زیاد میتواند روی خلق و خوی اشخاص اثر بگذارد و آنها را به سمت اضطراب، افسردگی و غمگینی نزدیک کند، اما خلق و خوی شاد به طرز قابل ملاحظهای سطح امید را در افراد بالا ببرد(ویلیامز[18]، 2000).
از آنجایی که افسردگی و اضطراب در سالمندان میتواند تأثیرات زیادی بر سبک زندگی آنها داشته باشد، لذا کاهش افسردگی و اضطراب میتواند در میزان سلامت و ارتباط سالمندان با اطرافیان تأثیرات مثبتی داشته باشد. امروزه عموماً شیوهای که برای درمان افسردگی سالمندان بکار برده میشود، عمدتاً دارودرمانی است، هرچند که پژوهشگران میپذیرند که این درمان میتواند نشانههای خاص افسردگی را کاهش دهد، اما متخصصان برای بسنده نبودن آن دلائلی ارائه میکنند. داروهای ضد افسردگی واکنشهای نامناسب قلبی-عروقی، عصبی و هاضمهای ایجاد میکنند. علاوه بر این کسانی که منحصراً تحت درمان دارویی قرار گرفتهاند مهارتهای سازشی را که در مداخلات رواندرمانی برای محافظت فرد در مقابل عود و وقوع دوباره افسردگی ارائه میشوند را یاد نمیگیرند(وات[19] و کیپلیز[20]، 2000)، بنابراین ضروری
یک مطلب دیگر :
دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره مداخله بشردوستانه
است از روشها و تکنیکهای درمانی دیگری در کاهش افسردگی و اضطراب استفاده شود تا عوارض ناشی از داروها را کاهش داد. زالاکویت[21] و استینس[22](2006) چهار نوع درمان روانشناختی در درمان افسردگی و اضطراب سالمندان را مطرح کردهاند، این درمانها شامل: درمان شناختی-رفتاری[23]، درمان بین فردی[24]، درمان پویایی مختصر[25] و درمان خاطرهپردازی[26] است. با توجه به اینکه نتایج مداخلات روانشناختی، بخصوص درمانهای شناختی- رفتاری، در پژوهشهای متعدد چهارچوب نویدبخشی را فراهم کرده است(استارک[27]، رینولد[28] و کاسلو[29]، 1987؛ رودلف[30]، هامن[31] و برگ[32]،1997، استارک، کندال[33]، مککارتی[34]، استافورد[35]، بارون[36] و تومیر[37]، 1996)، و با عنایت به اینکه سالمندان در این دوره زندگی به شناختهای غلط و تفکرات غیر واقعی خیلی وابسته میشوند، لذا به نظر میرسد، شناخت درمانی میتواند از جمله روشهای درمانی سودمند برای این گروه باشد. در واقع درمان شناختی، با ایجاد تغییر و دگرگونی در نظام شناختی فرد، موجب میشود که واکنشهای او به وسیلهی کیفیات شناختی تغییر یافته و شخص بتواند به طور صحیح واقعیتها را درک و تفسیر کند(هولون [38]و بک[39]، 1995 ؛ روث[40] و فوناگی[41]،2005 ؛ رینک[42]، ریان[43] و دابویس[44]، 1997). روش مشاوره شناختی بک در برگیرنده آمیزهای از فنون شناختی است که در درمان مشکلات عاطفی و روانی مورد استقبال قرار گرفته و اثربخشی آن تأیید شده است. بک نظریهای تدوین کرده که براساس آن افسردگی بر پایه یک مثلث شناختی منفی(متشکل از سه عامل) استوار است. موضوع اصلی این مثلث به دور تصوراتی سازمان می یابد که انسان، 1) از خود، 2) دنیای خارج 3) آینده دارد و فرد افسرده تمام وقت در حال نجوای جنبههای منفی آن است. این تصورات منفی از تحریفهای منطقی ناشی میشود که فرد را به عنوان بازندهای که همیشه خواهد باخت معرفی میکند(فری[45]، 1999؛ ترجمهی صاحبی، حمیدپور و اندوز، 1382). از سویی دیگر، شناختدرمانی سنتی تنها باورهای عقلانی فرد را تغییر میدهد در حالی که باورهای هیجانی آنها را کمتر دستکاری میکند و گروهی کردن این مداخلات، باعث موثرتر شدن آن میشود(فری، 1999، ترجمه محمدی و فرنام، 1384) و اینکه فرد در گروه، از حمایت سایر اعضای گروه برخوردار شده و میتواند مهارتهای اجتماعی خود را گسترش دهد(مونت گومری[46]،2002)، و این امر باعث رشد بینش و بصیرت او میشود(کوپلیز[47]، 2000). به خصوص اینکه گروهدرمانی برای بهبود عملکردهای عالی بزرگسالان، مؤثرتر از درمانهای فردی است(لورنتزن[48]، بوگوالد[49] و هوگلند[50]،2002). علاوه بر این، مقرون به صرفه بودن اقتصادی و زمانی یکی دیگر از نقاط قوت گروهدرمانی میباشد به ویژه در موقعیتهایی که محدودیت زمانی مطرح است(فیرس[51] و ترال[52]، 2002؛ ترجمه فیروزبخت، 1390). حال با در نظر گرفتن روند صعودی جمعیت سالمندان و تبعاتی که این افزایش بر ابعاد مختلف اجتماعی و اقتصادی و سلامتی جامعه دارد و همچنین موضوع افسردگی و اضطراب سالمندان که میتواند نحوهی ادراک آنها از مسائل را تحت تأثیر قرار دهد و موجب افزایش اختلالات و مشکلات ارتباطی، سلامتی و اجتماعی برای آنها شود، موضوع توجه به افسردگی و اضطراب سالمندان را حائز اهمیت میسازد. از سویی کاربرد شناخت درمانی گروهی در کاهش افسردگی و اضطراب در بین گروهها و جمعیتهای دیگر صورت گرفته است، اما پژوهشهایی که در زمینه اثربخشی شناختدرمانی گروهی بر کاهش افسردگی و اضطراب زنان سالمند باشد، بسیار اندک است و یا تنها بر یک بُعد مثلاً افسردگی متمرکز شدهاند، لذا پژوهش حاضر در صدد بررسی این مسئله است که آیا شناخت درمانی گروهی بر کاهش افسردگی و اضطراب زنان سالمند اثربخش است؟
2-2-5 اختلال وسواس فکری-عملی.. 19
2-2-6 اختلال استرس حاد و استرس پس از آسیب.. 20
2-2-7 نظریه های روانشناختی در مورد اضطراب.. 21
2-2-7-1 نظریه های روان پویایی.. 21
2-2-7-2 نظریه رفتاری.. 22
2-2-7-3 نظریه فیزیولوژیک… 22
2-2-7-4 نظریه پدیدار شناختی و وجودی.. 23
2-3 افسردگی.. 23
2-3-1 افسردگی چیست.. 26
2-3-2 حالات افسردگی.. 27
2-3-3 تاریخچه افسردگی.. 28
2-3-4 طبقه بندی افسردگی.. 28
2-3-4-1 اختلال های خلقی یک قطبی.. 28
2-3-4-2 اختلال افسردگی اساسی.. 29
2-3-4-3 اختلال افسرده خویی(دیس تایمی) 29
2-3-4-4 اختلال خلق ادواری.. 29
2-3-4-5 اختلال دوقطبی.. 30
2-3-5 شیوع افسردگی.. 32
2-3-6 افسردگی درون زاد در مقابل افسردگی واکنشی.. 33
2-3-7 افسردگی فصلی.. 33
2-3-8 تشخیص افتراقی برای افسردگی.. 34
2-3-9 منظور از افسردگی حاد یا گذرا چیست.. 35
2-3-10 حملات افسردگی.. 36
2-3-11 ملاک های تشخیص برای انواع افسردگی.. 37
2-3-12 دیدگاههای موجود در مورد افسردگی.. 41
2-3-12-1 دیدگاه زیست شناختی.. 41
2-3-12-2 دیدگاه روان پویشی.. 41
2-3-12-3 دیدگاه رفتاری.. 42
2-3-12-4 دیدگاه شناختی.. 43
2-4 تعارضات زناشویی.. 45
2-4-1 ابعاد تعارض… 49
2-4-2 تعارضات خانوادگی چرا؟. 50
2-4-3 مفهوم تعارض… 51
2-4-4 تعاریف تخصصی متعددی از تعارض… 52
2-4-5 تعارض زناشویی از نظر وایل. 52
2-4-6 دیدگاههای تعارض… 52
2-4-6-1 دیدگاه سنتی.. 53
2-4-6-2 دیدگاه روابط انسانی.. 53
2-4-6-3 دیدگاه تعاملی.. 53
2-4-7 عقاید مثبت ومنفی نسبت به تعارض ازنظر ویلموت وهاکر. 53
2-4-8 هشت کارکرد مثبت تعارض از نظر ترنر. 54
2-4-9 عوامل تعارض… 54
2-4-10 زمینه های تعارضات زناشویی.. 55
یک مطلب دیگر :
2-4-11 مراحل تشدید تعارض زناشویی.. 56
2-5 الگوهای ارتباطی.. 57
2-6تجزیه وتحلیل تعارض… 58
2-7 روش های حل تعارض 58
2-8 سبک ها و استراتژی های حل تعارض… 59
2-9 چهار سوال اساسی در حل تعارضات.. 60
2-10تأثیر اضطراب بر روابط و تعارضات زناشویی.. 62
2-11 پیشینه تحقیق. 65
2-11-1 پژوهش های داخلی.. 65
2-11-2 پژوهش های خارجی.. 71
فصل سوم: روش پژوهش
3-1 پیش درآمد. 76
3-2 روش پژوهش… 76
3-3 معرفی متغیرها 76
3-4 جامعه آماری.. 76
3-5 جامعه نمونه و روش نمونه گیری.. 76
3- 6 ابزار پژوهش… 77
3-7 شیوه اجرا 79
3-8 روش تجزیه وتحلیل داده ها 79
فصل چهارم: یافته های پژوهش
4-1 پیش درآمد. 81
4-2 آمار توصیفی.. 81
4-3 جداول ونمودارها 82
4-3-1 جداول ونمودارهای فراوانی جمعیت شناختی پاسخ دهندگان به پرسشنامه. 82
4-4 آماراستنباطی.. 86
4-5 روش آزمون سؤالات پژوهش … 86
4-6 تجزیه وتحلیل سؤالات پژوهش… 87
4-7 خلاصه تجزیه وتحلیل ها و آزمون، به تفکیک هر سؤال. 87
4-7-1 آزمون سؤال اول. 87
4-7-2 آزمون سؤال دوم. 89
4-7-3 آزمون سؤال سوم. 91
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1 پیش درآمد. 93
5-2 بررسی سؤال ها 93
5-3 مقایسه نتایج سؤالات باپژوهش های قبلی.. 95
5-4 نتیجه گیری از نظر نگارنده 96
5-5 محدودیتهای پژوهش… 96
5-6 پیشنهادهای پژوهشی.. 97
5-6 پیشنهادهای کاربردی.. 97
منابع و ماخذ . 98
پیوستها 104
2-1-1-8 جنسیت وخود کارآمدی.. 24
2-1-1-9 خودکارآمدی وپیشرفت تحصیلی.. 25
2-1-1-10 تأثیرزمینه های فرهنگی واجتماعی روی باورها ی خودکارآمدی.. 26
2-1-1-11 نقش باورهای خود کارآمدی در انگیزش رفتار و انتخاب اهداف آگاهانه. 27
2-1-1-12 تحلیل تحولی باورهای خودکارآمدی در گستره زندگی.. 28
2-1-1-13 رشدخودکارآمدی به واسطه تجارب مرحله گذر نوجوانی.. 31
2-1-1-14 خودکارآمدی مرتبط با بزرگسالی.. 31
2-1-1-15 ارزیابی مجدد خودکارآمدی با افزایش سن.. 31
2-1-1-16 راهبردهای بهبود خودکارآمدی.. 32
2-2- سلامت روان. 34
2-2-1 سلامت روانی.. 35
2-2-2 تعریف سلامت روانی.. 35
2-2-3 تعریف بهداشت روان در فرهنگهای مختلف 37
2-2-4 اصول بهداشت روانی.. 39
2-2-5 خصوصیات افراد دارای سلامت روانی.. 40
2-2-6 عوامل موثر در تامین سلامت روان. 42
2-2-7 نقش خانواده در تامین سلامت روان. 42
2-2-8 نظریات مرتبط با سلامت روانی.. 43
2-2-9 نظریات نوین مبتنی بر شناخت درمانی.. 46
2-3 عقب ماندگی ذهنی.. 47
2-4 عقب مانده ذهنی آموزش پذیر ( EMR): 48
2-5 ویژگیهای کودک استثنایی.. 48
2-6 نیازهای والدین کودکان استثنایی.. 48
2-7 احساسات والدین کودکان استثنایی.. 49
2-8 پیشینه تحقیق.. 50
2-8-1 تحقیقات انجام شده در داخل کشور. 50
2-8-2 تحقیقات انجام شده در خارج کشور. 59
فصل سوم:روش شناسی پژوهش
3-1 مقدمه. 66
3-2 روش پژوهش… 66
3-3 جامعه آماری.. 66
3-4 نمونه و روش نمونه گیری.. 66
3-5 ابزار پژوهش… 66
3-6 روش اجراء. 68
3-7 روش تجزیه و تحلیل دادهها 69
3-8 پایایی پرسشنامه ………..69
فصل چهارم:یافته های پژوهش
4-1 مقدمه. 72
4-2 آمار توصیفی.. 72
4-3 بررسی وضعیت پاسخ دهندگان از لحاظ تحصیلات… 73
4-4 بررسی آمار توصیفی متغیرهای مربوط به والدین کودکان عادی.. 73
4-5 آزمون نرمال بودن دادهها 74
4-6 تحلیل استنباطی داده ها 75
4-7 بررسی وضعیت متغیرهای تحقیق.. 75
4-7-1 بررسی وضعیت مؤلفه سلامت روانی.. 76
4-7-2 بررسی وضعیت مؤلفه خودکارآمدی والدین کودکان عادی.. 77
4-7-3- بررسی وضعیت مؤلفه خودکارآمدی والدین کودکان مرزی.. 78
4-8 بررسی فرضیه های تحقیق.. 79
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1 مقدمه. 83
5-2 بحث و نتیجه گیری در مورد فرضیه های پژوهش 83
5-3 نتیجه گیری.. 88
5- 4 محدودیت ها 88
یک مطلب دیگر :
5-5 پیشنهادات… 88
منابع و مأخذ. 89
منابع فارسی.. 89
منابع انگلیسی.. 93
پیوست
چکیده انگلیسی
چکیده
در این پژوهش، تعیین رابطه بین خودکارآمدی با سلامت روان در بین والدین دارای کودکان عادی و مرزی 12-7 ساله شهرستان الشتر در سال 92 مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به اهداف پژوهش، طرح کاربردی و از نوع همبستگی بوده که جامعه آماری این تحقیق را والدین کودکان عادی و والدین کودکان مرزی(آموزش پذیر) 12-7 ساله شهرستان الشتر تشکیل میدهند. همچنین به منظور دستیابی به گروههایی از آزمودنیها که امکان تحلیل آماری مناسب را فراهم سازد، با توجه به جدول مورگان140 نفر برای این طرح انتخاب شدند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه خودکارآمدی بندورا و پرسشنامه سلامت روان (GHQ-28) بوده که ضریب آلفای کرنباخ پرسشنامه خودکارآمد پنداری بندورا 92/0
میباشد. در این پژوهش از روشهای آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده است. در آمار توصیفی از جداول فراوانی، نمودارها، اندازهای گرایش مراکزی(نما- میانه- میانگین) و انحراف معیار و در آمار استنباطی از ضریب همبستگی، تحلیل واریانس و آزمون t گروههای مستقل استفاده شده است. بر اساس یافته های پژوهش نتایج نشان می دهد که بین خودکارآمدی با سلامت روان والدین کودکان عادی با مرزی رابطه وجود دارد و همچنین نتایج آزمون t نشان داد که خودکارآمدی والدین کودکان عادی از وضعیت مطلوبتری برخوردار است.
کلید واژه: خودکارآمدی، سلامت روان، والدین، کودکان عادی و مرزی
1-1 مقدمه
تولد و حضور کودکی با کم توانی ذهنی در هر خانواده ای می تواند رویدادی نامطلوب و چالش زا تلقی شود که احتمالا تنیدگی، سرخوردگی، احساس غم و نومیدی را به دنبال خواهد داشت. شواهد متعدد حاکی از آن است که والدین کودکان دارای مشکلات هوشی، به احتمال بیشتری با مشکلات اجتماعی، اقتصادی و هیجانی که غالبا ماهیت محدود کننده، مخرب و فراگیر دارند، مواجه می شوند. در چنین موقعیتی گر چه همه اعضای خانواده و کارکرد آن، آسیب می بیند فرض بر این است که مشکلات مربوط به مراقبت از فرزند مشکل دار، والدین، به ویژه مادر را در معرض خطر ابتلا به مشکلات مربوط به سلامت روانی قرار می دهد.
در سالهای اخیر در کشور ایران مانند سایر کشور های جهان علاقه بخصوص مهم از طرف مقامات دولتی و هم از جانب مردم به امر بهداشت روانی نشان داده شده است و اثرات آن در بهبود و اوضاع بیمارستانهای روانی و به کاربردن روشهای صحیح در پیشگیری مشاهده می گردد. عدم سازش وجود اختلالات رفتار در جوامع انسانی بسیار مشهور و فراوان است و در هرطبقه و صنفی و در هر گروه و جمعی اشخاص نامتعادل وجود دارند. هر شخص ممکن است گرفتار ناراحتی روانی شود خود به خود کافی نیست زیرا که بهداشت فقط منحصر به تشریح علل اختلالات رفتار نبوده بلکه هدف اصلی آن پیشگیری ا ز وقوع ناراحتی ها می باشد. پیشگیری عبارت است از به وجود آمده عاملی که مکمل زندگی سالم و نرمال باشد و نیز درمان اختلالات جزیی رفتار به منظور جلوگیری از وقوع بیماریهای شدید روانی است. یکی از شرایط اصولی بهداشت اصولی بهداشت روانی این است که شخص به خود احترام بگذارد و خود را دوست بدارد(شاملو، 1376).
کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر به گروهی از کم توانان-ذهنی اطلاق می شود که دارای بهره هوشی 50 تا75 هستند و از نظر سنی در محدوده 6-12 در قرار دارند. در پژوهش حاضر منظور از کم توان ذهنی آموزش پذیر کسی است که براساس تشخیص کارشناسان سنجش آموزش و پرورش در آموزشگاههای استثنایی مشغول به تحصیل هستند. همچنین والدین دارای کودکان کم توان ذهنی از جمله گروههای مورد بررسی در مطالعه حاضر هستند. در پژوهش حاضر کودک عادی به کودکی گفته می شود که مشکل کم توان ذهنی یا نابینایی و ناشنوایی ندارد و دچاراختلالات یادگیری نیست و از نظر روانی مشکل خاصی ندارد. کودک استثنایی و والدین نه تنها بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند بلکه سایر اعضای نظام خانواده یعنی دیگر فرزندان را تحت تاثیر قرار می دهند. وجود کودک استثنایی اغلب ضایعات جبران ناپذیری را بر پیکر خانواده وارد می کند. میزان آسیب پذیری خانواده در مقابل ضایعه گاه به حدی است که وضعیت سلامت روانی خانواده دچار آسیب شدیدی می شود. در تعریف سلامت روانی باید این نکته را در نظر داشت که هر انسانی که بتواند با مسائل عمیق خود کنار بیاید، باید با خود و دیگران سازش یابد و در برابر تعارض های اجتناب ناپذیر درونی خود دچار استیصال نشود و خود را به وسیله جامعه طرد نسازد فردی است دارای سلامت روانی(نریمانی و همکاران،1386).
بیان حقایق و ارائه اطلاعات صحیح و صادقانه به پدر و مادر کودک استثنایی بر اساس آخرین دانش و دستاوردهای علمی و تجربی در مورد شرایط خاص ذهنی یا جسمی کودکشان در نهایت، موجب رضایت و آسایش خاطر آنان خواهد بود گهگاه مادر و پدری با کودک خود که به روشنی دارایی عقب ماندگی ذهنی است مراجعه می نمایند وقتی به آنها گفته می شود که چرا تاکنون بی جهت کودک را بحال انتظار در خانه نگه داشته اید واکنون کودک شما 12 سال سن دارد ولی بایست سالها قبل به شرایط خاص ذهنی[1] او پی برده باشید معمولاً در پاسخ می گویند ما خود نیز قبلاً حدس می زدیم زیرا که او مثل بچه های هم سن سال خود « به راه نیفتاد» حرف زدن را زمانی که انتظار می رفت شروع نکرد او را به دکتر بردیم دکتر گفت نگران مباشید چیزی نیست صبرکنید چند سال دیگر مثل بچه ها ی دیگر می شود و …( افروز،1384).
از ویژگیهای عمده انسان آگاهی او از رفتار خود و برخوداری وی از نیروی تفکر است، انسان می تواند از رفتار خود آگاه باشد و در برخورد با مسائل و امور مختلف از نیروی تفکر خود استفاده کند، اما انسان همیشه از آنچه که انجام می دهد آگاه نیست، به سخن دیگر گاهی انسان عملی را انجام می دهد که اما از انگیزه رفتار خود یا هدف آن رفتار آگاه نمی باشد. وقتی والدین برای اولین بار با این حقیقت روبرو می شوند که کودکشان استثنایی است واکنش آنها پیامد هایی خواهد داشت، وجود کودک معلول ذهنی اثرات عمیقی بر روی نحوه ارتباط یک یک افراد خانواده با هم و هریک از آنها با کودک معلول وارد می سازد و همین اثرات ناخوشایند چنانچه به گونه ای منطقی و چاره جویانه قابلیت حل نیابند ضایعات جبران ناپذیری بر روان والدین، سایر نوباوگان خانواده خصوصاً کودک معمول باقی می گذارد. واکنشهای شایع والدین ممکن است به صورت احساس گناه1 ناکامی و محرومیت2 انکار واقعیت یا کتمان حقیقت3 اضطراب و نگرانی باشد میلانی فر(1347). نتایج پژوهش امینی و همکاران (1370) نشان داده است که بین هوش هیجانی، خودکارآمدی و سلامت روانی دانش آموزان ممتاز و عادی تفاوت معناداری وجود دارد. به این معنی که میانگین هوش هیجانی، خودکارآمدی و سلامت روانی دانش آموزان ممتاز بالاتر از دانش آموزان عادی است.
این قبیل واکنشها تا زمانی که به کنترل در نیایند و تعدیل نشوند نه فقط سلامت روانی اعضای خانواده را به مخاطره می اندازند بلکه نوع تعامل و ارتباط اعضای خانواده و کودک معلول ذهنی یا جسمی را پیچیده می سازد و در نهایت موجب اضمحلال انرژی روانی و دیگر توانمندیهای آنان می شوند.
1-2 بیان مسأله
حضور کودک عقب مانده در هر خانواده ساختار آن خانواده را تحت تاثیر قرار میدهد و سلامت روانی خانواده بخصوص والدین را تحت الشعاع قرار میدهد، کودک بر اثر تعارضهای شدید میان اعضای خانواده، کل خانواده را درگیر بحران میکند.
تحقیقات نشان میدهد که والدین کودکان عقب مانده ذهنی عموما در خطر مشکلات زندگی خانوادگی و دشواریهای عاطفی قرار دارند(بکمن، 1991).
بطور کلی خانواده کودک معلول به لحاظ داشتن کودکی متفاوت با سایر کودکان با مشکلات فراوانی در زمینه نگهداری، آموزش و تربیت آنها روبروست. این مسایل همگی بر والدین فشارهایی وارد میکنند که سبب بر هم خوردن آرامش و یکپارچگی خانواده میشوند و در نتیجه انطباق و سازگاری آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. عزت نفس یکی از مهمترین عوامل تحول و شکلگیری شخصیت است و نقش بنیادین در سلامت روانی دارد به گونهای که عزت نفس پایین و شکلگیری احساس خود کم بینی در والدین زمینههای آسیب روانی را فراهم مینماید( ولی زاده و همکاران و 1387).
مشکلات صمیمیت در مردان………………………………………………………………………………………. 24
مشکلات صمیمیت در زنان………………………………………………………………………………………… 25
مشکلات جنسی……………………………………………………………………………………………………….. 26
عوامل موثر بر صمیمیت جنسی…………………………………………………………………………………… 27
سبک های دلبستگی…………………………………………………………………………………………………… 28
نظریه بالبی………………………………………………………………………………………………………………. 29
نظریه های دلبستگی………………………………………………………………………………………………….. 30
موضوع اصلی نظریه دلبستگی…………………………………………………………………………………….. 31
تعریف دلبستگی……………………………………………………………………………………………………….. 31
الگوهای دلبستگی اینثورث…………………………………………………………………………………………. 32
پیشینه پژوهش…………………………………………………………………………………………………………. 36
فصل سوم: روش پژوهش………………………………………………………………………………………….. 43
فصل چهارم: یافته های پژوهش…………………………………………………………………………………… 46
فصل پنجم :بحث و نتیجه گیری …………………………………………………………………………………. 70
منابع……………………………………………………………………………………………………………………… 76
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و صمیمیت جنسی با رضایت زناشویی طرح ریزی و در سال 1392 انجام گرفته. جامعه آماری پژوهش تمام زوج های جوان بین 30 تا40 سال شهر کرمانشاه بود که حداقل 2سال از ازدواج آنها گذشته است،نمونه مورد پژوهش 160نفر (80 زن و 80 مرد) بود که با روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه سبک دلبستگی سیمپسون، صمیمیت جنسی باگاروزی و رضایت زناشویی انریچ استفاده شد.روش پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی است. نتایج تجزیه وتحلیل داده های پژوهش نشان داد: بین سبک دلبستگی اضطرابی با رضایت زناشویی رابطه معنادار منفی(r=-0/347)وجود دارد، بین سبک دلبستگی اجتنابی با رضایت زناشویی رابطه معنادار منفی(r= -0/630)وجود دارد، بین صمیمیت جنسی با رضایت زناشویی رابطه معنادار (r=0/739)وجود دارد. همچنین یافته ها نشان داد سبک دلبستگی و صمیمیت جنسی پیش بینی کننده های مناسبی برای رضایت زناشویی هستند و می توانند روی هم 3/60 درصداز تغییرات رضایت زناشویی را پیش بینی کنند.
واژه های کلیدی: سبک دلبستگی، صمیمیت جنسی، رضایت زناشویی
مقدمه
مطالعه علمی رضایت زناشویی، از دهه 1990 تا کنون به شدت مورد توجه قرار گرفته است. رضایت زناشویی یکی از گسترده ترین مفاهیم برای تبیین و نشان دادن میزان شادی و پایداری روابط می باشد. رضایت زناشویی فرایندی است که در طول زندگی زوجین به وجود می آید. زیرا لازمه آن انطباق سلیقه ها، شناخت ویژگی ها ی شخصیتی، ایجاد قواعد رفتاری و شکل گیری الگوهای مراوده ای است. زوجینی که از نوع و سطح رابطه شان راضی اند، توافق زیادی با یکدیگر دارند و زمان و مسائل مالی خودشان را به خوبی برنامه ریزی می کنند(گریف[1]، 2000، به نقل از آسفیچی و همکاران،1391). یکی از عوامل مهم که در سال های اخیر به آن توجه شده است و بر روی رضایت زناشویی تاثیر دارد تجارب اولیه فرد با والدین و یا نوع رابطه عاطفی فرد با والدین خود در دوران کودکی است. برخی از مطالعات تلاش کرده اند به این
یک مطلب دیگر :
سوال پاسخ دهند که چگونه تجارب اولیه فرد با والدین خود در دوران کودکی می تواند وی را در بزرگسالی تحت تاثیر قرار دهد(سیمپسون و رولز[2] 1998). همچنین یکی دیگر از مهمترین عوامل خوشبختی در زندگی زناشویی، روابط لذت بخش جنسی است و رضایت بخش نبودن آن منجر به احساس محرومیت، ناکامی و عدم ایمنی در همسران می شود. این محرومیت جنسی در بسیاری از مواقع در نهایت منجر به طلاق و از هم گسستگی زندگی زناشویی می گردد. نارضایتمندی جنسی یکی از عوامل موثر در بسیاری از طلاق ها به شمار می آید(مک کارتی، 2002). از آنجا که نظریه دلبستگی رضایت و صمیمیت جنسی زوجین را افزایش می دهد وبا توجه به اینکه سبک های دلبستگی ناایمن می توانند بر رابطه زوجین و همچنین رابطه جنسی آنها تأثیر منفی بگذارند و با از هم پاشیدن روابط عاشقانه وازدواج رابطه دارد،این پژوهش بر آن است تا رابطه بین سبک های دلبستگی و صمیمیت جنسی را با رضایت زناشویی بررسی نماید.
بیان مسئله
در سال های اخیر کمک به زوج ها برای بهبود روابط زناشویی خود با استفاده از روش های مختلف درمان مورد توجه قرار گرفته است سوال اصلی این تحقیق این است که آیا سبک های دلبستگی و صمیمیت جنسی با رضایت زناشویی رابطه معناداری دارد؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا به تشریح هر یک از مفاهیم سبک های دلبستگی ، صمیمیت جنسی و رضایت زناشویی می پردازیم:
داشتن رابطهی صمیمانه و دلبستگی عاطفی با افراد نزدیک زندگی چون والدین، همسر و فرزندان یکی از مهمترین نیازهای بشری است. تلاش در جهت جستجو و حفظ رابطه با افراد مهم زندگی یک اصل انگیزشی بوده و در تمام طول زندگی با فرد همراه است. دلبستگی و داشتن رابطه برای رشد روانی، تکوین شخصیت و سلامت هیجانی ضروری است و بر سلامت هیجانی، احساس امنیت و بهداشت روان انسان ها تاثیر می گذارد. بررسی های قبلی رضایتمندی زناشویی به طور کل نشان مید هند که وضعیت جنس افراد، پیش بینی کننده رضایتمندی نمی باشد ( اسمیت[3] ، 1985؛ به نقل از تابع بردبار، 1383). در پژوهش دیگری با عنوان رابطه بین دلبتسگی و روشهای حل تعارض و رضایت زناشویی (فینی[4]، 1999) ایمنی دلبستگی با رضایت زناشویی زوجین همبستگی مثبت داشت.
نظریه ی دلبستگی، انسان را به عنوان موجودی اجتماعی می نگرد که ظرفیت برقراری ارتباط با سایر انسا ن ها را دارد. یک رابطه ی امن با فردی صورت می پذیرد که نسبت به او احساس دلبستگی بشود. این ارتباط امن بیشتر با همسر شکل می گیرد و همسر شکل اولیهی دلبستگی و منبع عمدهی امنیت و احساس آرامش است. افرادی که احساس ایمنی میکنند به همسر خود دلبستگی روشن تر، منسجم تر و پیوسته تری داشته و احساس مثبتی نسبت به خود دارند. زوجینی که دلبستگی ایمن دارند نسبت به یکدیگر متعهدتر هستند. آن ها از رابطه ی بین فردی خود بیشتر احساس رضایت می کنند و این امر سبب تداوم رابطه بین آنها می گردد (بالبی[5] ، 1982).
دلبستگی فهم ما را وقایع ارتباطی روانه مثل رابطه ی جنسی، دلبستگی بین زوجین را نسبت به هم زیاد می کند.برای بسیاری از زوج ها ارتباط جنسی زمانی اتفاق می افتد که قادر باشند ارتباط لطیف تری را با یکدیگر برقرار کنند و نیازهای ذلبستگیشان را پاسخ گویند. روابط جنسی جزیی از ارتباطهای عاشقانه ی زوجین است و پیوندهای عاشقانه و صمیمیت و رضایت از رابطه ی جنسی عوامل کلیدی در دلبستگی زوجین هستند(هازان و همکاران، 1982).
2-1-8-2 نظریه صفت کتل: 25
32-1-8-3- نظریه صفت آیزنک1.. 26
2-1-8-4 الگوی مک کری2 و کوستا3: 28
2-1-8-5- الگوی پنج عاملی صفات شخصیت: 30
2-2-1 هوش هیجانی.. 38
2-2-2-سابقه نظری مفهوم هوش هیجانی : 40
2-2-2-1- دیدگاه توانایی (پردازش اطلاعات). 40
2-2-2-2- دیدگاه شخصیتی ـ اجتماعی ـ هیجانی هوش هیجانی.. 45
2-2-2-3- دیدگاه مختلط هوش هیجانی.. 49
2-3-2 انواع پرخاشگری: 49
2-3-3 مدل های جدید در مورد پرخاشگری.. 50
2-3-4 آیا پرخاشگری غریزی است؟. 51
2-3-5 آیا پرخاشگری مفید است؟. 53
2-3-6 علل پرخاشگری.. 55
2-3-6-1 علل عصب شناختی و شیمیایی.. 55
2-3-6-2 الکل.. 56
2-3-6-3 درد و ناراحتی: 56
2-3-6-4 یادگیری اجتماعی و پرخاشگری: 57
2-3-6-5 یاد گیری اجتماعی، خشونت، و رسانه های همگانی: 58
2-3-6-6 پرخاشگری برای جلب توجه عمومی: 59
2-3-6-7 استدلال محض: 59
2-3-7 روش های کاهش پرخاشگری.. 60
2-4 پژوهش های انجام شده در داخل و خارج کشور: 60
یک مطلب دیگر :
فصل سوم: روش پژوهش
3-2 طرح پژوهش: 64
3-3- جامعه پژوهش: 65
3-4- نمونه و نمونه گیری: 65
3-5- ابزار پژوهش…. 65
3-5-1 پرسشنامة هوش هیجانی شرینگ….. 65
3-5-2-پرسشنامه پرخاشگری باس و پری.. 67
3-5-3 پرسشنامه ویژگی های شخصیت NEO- FFI 68
3-6 روند اجرای پژوهش…. 69
3-7 شیوه تجزیه و تحلیل.. 69
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
4-2 بخش اول: آمارههای توصیفی.. 71
4-3 بخش دوم: بخش آمارهای استنباطی.. 73
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1 بحث در چارچوب فرضیه ها: 80
5-2- محدودیتها 86
5-3- پیشنهادات… 86
منابع فارسی.. 87
پیوستها 106
پیوست الف)پرسشنامه هوش هیجانی شرینگ….. 106
پیوست ب) پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (The Aggression Questionnaire- AQ). 109
پیوست ج) پرسشنامه ویژگی شخصیتی نئو (NEO – FFI ). 112
مقدمـه و بیان مسـاله