یک مطلب دیگر :
شکل 2-4: روشهای اصلی ارزیابی پایداری.. 43
شکل 2-5: تفاوت دو دیدگاه سیستمی و جزئینگر. 45
.شکل 2-6: اجزای سیستم. 47
شکل 2-7: مراحل مدلسازی در سیستم داینامیک… 54
شکل3-1: فرآیند مدلسازی… 75
شکل3-2: فرایند مدلسازی در پویاییشناسی سیستم. 76
شکل3-3: دو نمایش معادل از ساختار انباشت و جریان. 79
شکل3-4: مدل تحلیلی تحقیق.. 81
شکل4-1: دیاگرام علّی بعد زیستمحیطی توسعه پایدار . 85
شکل4-2: دیاگرام علی بعد اجتماعی توسعه پایدار. 87
شکل4-3: دیاگرام علّی بعد اقتصادی توسعه پایدار. 88
شکل4- 4: دیاگرام علت و معلولی توسعه پایدار روستایی.. 90
شکل4-5: نمودار جریان منابع طبیعی.. 99
شکل4-6: نمودار جریان سرمایهگذاری.. 100
شکل4-7 : نمودار جریان هزینه درمان.. 101
شکل4-8 : نمودار جریان جمعیت.. 101
شکل4-9 : نمودار جریان توسعه پایدار روستایی.. 102
شکل4-10 : شبیهسازی کلی مدل توسعه پایدار بخش حُمیل. 112
فصل اول: کلیات پژوهش
|
توسعهی پایدار مفهومی است که در سالهای اخیر بهعنوان یک مسئلهی جهانی به آن نگریسته شده است. این مفهوم، از دیدگاههای مختلف موردبررسی قرارگرفته و نهادهای بسیاری کوشیدهاند از آن بهعنوان راهبردی مناسب جهت مقابله با چالشهایی، نظیر افزایش جمعیت، تخریب زیستمحیطی، محدودیت منابع، نابرابری اجتماعی- اقتصادی، بیکاری، فقر و ناهنجاریهای اجتماعی استفاده کنند (صرافی، 1379: 8). به تعبیر سازمان بهرهوری آسیا، توسعه پایدار راهبردی است برای ارتقای بهرهوری و عملکرد زیستمحیطی در راستای توسعه همهجانبه اجتماعی و اقتصادی و هدف آن ارتقای کیفیت زندگی انسان است (APO, 2005). بنابراین توسعه پایدار روستایی رهیافتی برای توسعه است که در آن، کارایی، عدالت و پایداری باهم تلفیقشدهاند، بهگونهای که کارایی متضمن استفاده بهینه از منابع، عدالت متضمن فقرزدایی و کاهش شکاف بین فقرا و ثروتمندان و هدف از پایداری نیز پایداری معیشت با حفظ امرارمعاش آینده از طریق حفظ منابع طبیعی است (Brouwer, 2004: 4). درواقع پایداری نگهداری بدون اضمحلال، پشتیبان و تکیهگاه زندگی میباشد (Gane, 2007: 132). آنچه امروز در مورد توسعهی مناطق روستایی مطرح است، توسعه پایدار روستایی است. توسعهای که بتواند نیازهای کنونی بشر را تأمین کند بدون آنکه توانهای محیطی و زیستی نسلهای آینده را در تأمین نیازهایشان به مخاطره اندازد (بری، 1380: 282).
ارزیابی پایداری توسعه روستاها و سطحبندی آنها جهت شکل دادن سلسله مراتبی از سکونتگاههای روستایی با روابط و کارکرد مطلوب، همواره یکی از دغدغههای برنامهریزان و متولیان امر توسعه روستایی بوده است. اما فقدان رویکرد سیستمی و جامع در نظام برنامهریزی کشور و عدم توجه مسئولین به عوامل تأثیرگذار طبیعی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بهصورت یکپارچه در برنامههای عمرانی، موجب شکلگیری نظام فضایی نامتعادل در عرصههای روستایی شده است. ارزیابی پایداری توسعه و شناخت شاخصهای آن در کنار شناسایی وجوه اصلی ناپایداری میتواند بهعنوان اولین قدم در آسیبشناسی توسعه روستایی و ایجاد برنامهریزی سیستماتیک جهت حرکت روستاها به سمت توسعه پایدار باشد. برای ارزیابی توسعه پایدار باید شاخصهای تعریف شوند. شاخصها بهعنوان واژهای دارای مفهوم ضمنی، وسیلهای هستند که ارزیابی پیشرفتهای آینده را فراهم میآورند و از طرف دیگر مقصد و هدف را بیان میکنند (Patrick, 2002: 5). شاخصها مجموعه دادههای مخصوص یا دگرگونشدهای هستند که اطلاعات ضروری را برای سیاستگذاران و عموم مردم فراهم میآورند(Miranda, 1999: 74) .بنابراین رویکرد انتخابی برای انتخاب شاخصها در ارزیابی پایداری بسیار مهم است. در این تحقیق سعی شده است با رویکرد سیستمی به شناخت و معرفی شاخصهای توسعه پایدار روستایی، ارزیابی پایداری توسعه و همچنین سناریوسازی برای روند توسعه بپردازد. امید است تحقیق حاضر به این مهم دست یافته باشد.
هر سکونتگاه روستایی از عرصههای گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی که هر یک نمایانگر یکی از جنبههای زندگی اجتماعی است، تشکیل میشود. بر این اساس فضای روستایی با توجه به ویژگیهای محیطی و اکولوژیکی و خصوصیات اجتماعی _ اقتصادی خود، دارای ساختار معینی است که گویای توانمندیهای بنیادی و
یک مطلب دیگر :
فروش خودرو توسط دیجی کالا؛ فرصت یا چالش؟
استعدادهای بالقوه و بالفعل آن است (سعیدی، 1377: 19). هرگاه در روند توسعه و تکامل سازمان فضایی سکونتگاهها وقفهای ایجاد شود، در نظام و عملکرد این سازمان نابسامانیهایی به وجود میآید که منجر به ناپایداری سکونتگاه روستایی میشود. در چنین شرایطی دخالت در نظام سکونتگاهی بهمنظور پایدار نمودن و بهینهسازی آن ضروری میباشد(رضوانی، 1376: 40).
باوجود اهمیت رویکرد پایداری و توسعه پایدار و اتفاقنظر روی عناصر اصلی توسعه پایدار، سنجش و ارزیابی وضعیت پایداری با چالش و مشکلات اساسی مواجه است. شاید یکی از دلایل بروز چنین وضعیتی وجود دیدگاهها و نظریههای مختلف باشد، ولی به نظر میرسد نبود معیارهای مشخص جهت تبیین وضعیت پایداری، دلیل قابلقبولتری است. تعیین شاخصهایی که بتواند تمام ابعاد توسعه پایدار را پوشش دهد، برای ارزیابی پایداری امری حیاتی است.ارزیابی وسیلهای برای بررسی ارزش یا میزان یک ایده و وسیلهای برای سنجیدن میباشد.ارزیابی به ما اجازه میدهد تا مروری بر پیشرفت، تخصیص مؤثر منابع، تغییرات ایجادشده و آگاهی از انجام کارها داشته باشیم. ارزیابی میتواند بینشی را آشکار کند که منجر به بالا رفتن آگاهی و درنهایت دگرگونی اجتماعی شود و لذا برای عملیات توسعهی پایدار ضروری است (Tortman, 2005: 4). ارزیابی ما را در تعریف اهداف توسعه پایدار و ارزشیابی پیشرفت در جهت رسیدن به آن اهداف کمک میکند. ارزیابی پایداری در ادبیات و تجربیات توسعه در دو زمینه مختلف استفاده میشود. نخست، اشاره به بررسی پیشرفتها در جهت پایداری دارد، خواه اجتماعی باشد یا سازمانی و دوم اشاره به تلاش برای ارزیابی پایداری پروژهای پیشنهادی، طرحها، رهیافتها یا قوانین تدوینشده قبل از اینکه اجراشده باشند دارد (Emmanuel, 2007: 20).
برای ارزیابی از روشهای متفاوتی استفادهشده است اما رویکرد سیستمی به دلیل دیدگاه کلنگر خود، میتواند در این زمینه به بهترین شکل کمک کند. در این رویکرد، جامعه بهعنوان یک «کلیت»، شامل مجموعهای از اجزا میباشد که در ارتباط متقابل با یکدیگر، زمینه تداوم حیات خویش را فراهم میآورد. بر این اساس در دیدگاه سیستمی، جامعه یک موجودیت کلان و هشیار است که دگرگونی در یک بخش، بر تمامی تغییرات دیگر تأثیر گذاشته، موجب ارتقا و بهبود کارکرد سیستم یا افول آن میشود.
بصیرت حاصل از دیدگاه سیستمی، همین توجه خاص به ارتباط متقابل اجزا و دیدن آنها در ذیل یک مکتب بههمپیوسته و منظم است. همین نگرش را توسعه پایدار به جامعه دارد، به عبارتی توسعه پایدار یک مفهوم سیستمی را مطرح میسازد که «هماهنگی میان سیستمهای انسانی و طبیعی»(Bossel ,1999 به نقل از آقایاری هیر، 1383: 12) از اصول جداییناپذیر آن به شمار میرود. بنابراین یکی از مزیتهای رویکرد سیستمی، همسویی آن با مفهوم توسعه پایدار است. از طرف دیگر در این نگرش، پیچیدگیهای ناشی از چندبعدی بودن توسعه پایدار در ارزیابیها مدنظر قرار میگیرد و روابط متقابل و علت و معلولی میان ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی مطرح در توسعه پایدار روستایی بهدرستی مشخص میشود. خلاء این رویکرد در ارزیابیها باعث جزئینگری، عدم تبیین درست روابط علت و معلولی میان شاخصهای توسعه پایدار، در نظر نگرفتن بازخوردها و از همه مهمتر بیتوجهی به پویایی سیستم روستا را در پی دارد. چراکه عناصر تشکیلدهنده سیستم روستا در طول زمان در حال تغییر یا بهعبارتدیگر پویاست. رویکرد سیستمی، با استفاده از مدلسازی و شبیهسازی، میتواند در ارزیابی توسعه پایدار، پویایی سیستم روستا را مدنظر قرار دهد و به نتایج قابلقبولی دست پیدا کند.
بخش حمیل نیز مانند اغلب نواحی کشور مورد توجه نبوده و لذا مشکلات عدیدهای در این باب پدید آمده است. حمیل یکی از بخشهای تابعه شهرستان اسلامآبادغرب در استان کرمانشاه است و دارای 3 دهستان با نام دهستان منصوری، هرسم و حیمل میباشد. جمعیت این بخش بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال 1390برابر با 17640 نفر بوده است. آبادیهای این بخش در چند سال اخیر با مشکلات مختلفی ازجمله؛ کاهش آبهای سطحی، برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی، خشک شدن چاههای آب، بیکاری و درآمد پایین، مهاجرت روستاییان، خالی از سکنه شدن 12 آبادی و … مواجه شده است که مشکلات عوامل گوناگونی ازجمله انجام نشدن طرحهای هادی در اکثر روستاهای این بخش، دید تکبعدی طرحهای انجامشده در روستاهای دارای طرح هادی، چراکه این طرحها بعد کالبدی را بیشتر در نظر گرفته است. اما در کنار تمام این عوامل، فقدان رویکرد سیستمی به فضا مهمترین عامل عدم پایداری روستاهاست. و تا زمانی که این دیدگاه بر مدیریت و برنامههای توسعه روستایی حاکم نشود مشکلات روستا همچنان پابرجاست. روستاهای منطقه موردنظر نیز از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین باید سعی شود مشکلات منطقه با نگرشی سیستمی و دیدی ترکیبی شناسایی شوند. این کار زمانی انجام میشود که ارزیابی سیستمی از توسعه منطقه صورت گیرد تا بر اساس نتایج به دست آمد مشکلات روستاها نمایان شوند. علاوه بر این با ارزیابی توسعه پایدار روستاهای منطقه میتوان وضعیت پایداری را برای برنامهریزان و تصمیم گیران جهت ارائه خدمات مناسب و بهموقع به روستاهای بخش حمیل مشخص کرد و همچنین به جهتدهی روستا و حرکت آن به سمت توسعه پایدار کمک کرد.
با توجه به مسائل و مشکلات مذکور سوالات مطرح شده برای بخش حمیل به صورت زیر خواهد بود:
1-8-2 متغیرهای مستقل
– سطح توسعه زیرساختهای حمل ونقل
– کمبود امکانات رفاهی ( هتلها و اماکن اقامتی )، بهداشتی در مناطق نمونه گردشگری
– عدم تبلیغات مناسب در معرفی مناطق نمونه گردشگری
– پایین بودن سطح آگاهی جامعه در مورد مناطق نمونه گردشگری و جاذبههای گردشگری در توسعه پایدار
– مشکلات قانونی و ضعف قوانین و مقررات حمایتی از بخش خصوصی در مناطق نمونه گردشگری
– نیاز به تغییر نگرش مدیران، سیاستگذاران و مردم به مقوله گردشگر و مناطق گردشگری و پذیرش آن به عنوان یک اصل مهم اقتصادی
– کمبود نیروهای متخصص
– فقدان یک برنامه جامع و استراتژیک و همچنین مشخص نبودن هدفها و سیاستها در قالب یک برنامه اجرایی
– شناخت تنگناها و موانع توسعه پایدار در مناطق نمونه گردشگری مازندران
یک مطلب دیگر :
-ارائه راهکارهای مناسب برای توسعه پایدار در مناطق نمونه گردشگری مازندران
کاربرد نتایج تحقیق
با انجام این تحقیق ارگان هایی همچون: سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، استانداری، شهرداری، و فرمانداریها… میتوانند از نتایج این پژوهش بهره مند گشته و کمک شایانی را در رابطه با اتخاذ سیاستهای مناسب برای توسعه نقش آن در جذب توریست به استان داشته باشند.
1-6 پیشینه مربوطه
1 ) انتظاری و آقایی پور، (1392) در مقالهای با عنوان ” بررسی پتانسیل های اکوتوریسم و ژئوتوریسمی منطقه نمونه گردشگری بیستون با استفاده از تکنیک swot ” به این نتیجه رسیده اند که سطح آسیب پذیری منطقه به لحاظ توسعه اکوتوریسم و ژئوتوریسم بالا است.ثانیا قابلیت های منطقه از نظر جاذبه های اکوتوریسمی و ژئوتوریسمی بسیار زیاد است ولی کمبودها و کاستی هایی در زمینه خدمات و تسهیلات گردشگری، نیروهای متخصص، اطلاع رسانی و تبلیغات مشاهده میشود. بررسی نتایج کمی مطالعه نشان میدهد که وجود رودخانه و سرابها و چشم انداز زیبا و نزدیکی به مرکز استان به عنوان مهمترین نقاط قوت شناخته شده اند، همچنین مهم ترین نقاط ضعف منطقه، نبود مکانهای اقامتی و نبود تبلیغات گسترده و مناسب است. از بین فرصت های بیرونی منطقه مهم ترین فرصتها امکان و قابلیت شناخته شدن در ایران و جهان و نیز بهبود زیر ساختها و امکانات است. همچنین مهم ترین تهدید خارجی منطقه عدم استفاده از کلیه جاذبه های اکوتوریستی و ژئوتوریستی و محرومیت منطقه است. با توجه به ارقام حاصل ارزیابی منطقه به روش نشان میدهد که راهبرد تنوع به عنوان راهبرد اصلی برای توسعه گردشگری طبیعی است. ضعفها و تهدیدهای منطقه ناشی از عوامل انسانی است و نشان میدهد که سطح آسیب پذیری منطقه از نظر توسعه و گسترش اکوتوریسم بالا است، که با مدیریت مناسب میتوان آن را برطرف نمود. همچنین در ماتریس نقاط قوت اهمیت عوامل طبیعی نمایان است و مسئولان باید به توانایی های اکوتوریستی و ژئوتوریستی منطقه، با توجه به رشد و گسترش روز افزونی که این گرایش از گردشگری در تمام جهان دارد توجه بیش تری داشته باشند و تنها به آثار نپردازند.
2) نوری و تقی زاده، (1392) در این مقاله با عنوان”اولویت بندی مناطق نمونه گردشگری جهت سرمایه گذاری و توسعه منطقهای در شمال غربی استان کرمانشاه ” به این نتیجه رسیده اند که ارتباط مثبت بین رشد اقتصادی و گردشگری میتواند مشوق سرمایه گذاری در بخش گردشگری باشد. که سرمایه گذاری در کنار جاذبه های گردشگری هنگامی اصولی وعلمی محسوب میگردد که بر اساس روشهای علمی صورت پذیرد بر این اساس یکی از روش های مدیریتی، تکنیک تصمیم گیری چند شاخصه در تصمیمگیری را افزایش داده است. توان بالای مناطق نمونه گردشگری اورامانات و واقع شدن این مناطق در کنار جاذبه های بکر میتواند به عنوان نیروی محرک اقتصادی در منطقه باشند.
3) نوری و همکاران، (1391) در تحقیق با عنوان “اولویت بندی قطب های گردشگری استان کرمانشاه براساس پتانسیل مناطق نمونه گردشگری با استفاده از روش تصمیم گیری چند معیاره تاپسیس” به این نتیجه رسیدهاند که داشتن تعداد بالای مناطق نمونه ی گردشگری، نمی تواند نشان از توسعهی گردشگری یک منطقه باشد، بلکه وجود دیگر شاخصهای گردشگری نیز در توسعه ی این قطبها سهم عمدهای دارند؛ به طوری که قطب گردشگری اورامانات با 15 منطقه ی نمونه ی گردشگری در رتبه ی دوم و سایر قطبهای گردشگری در رتبههای بعدی قرار دارند. رتبه بندی صورت گرفته نشان میدهد که مناطق نمونه ی گردشگری قطب کرمانشاه برای واگذاری به سرمایه گذاران، در سطح بسیارخوب ارزیابی شده و سرمایه گذاران در این مناطق توجیه اقتصادی داشته و از میزان ریسک پذیری کمتری برخوردارند. همچنین وضعیت مناطق نمونه ی قطب گردشگری اورامانات در سطح متوسط ارزیابی شده اند و سایر قطبها در سطوح بعدی قرار دارند. بر این اساس در حال حاضر در استان کرمانشاه باید مناطقی که از نزدیکی نسبی کمتری به وضعیت ایده آل برخوردارند را تقویت و مناطقی که رتبهی بالاتری دارند را برای واگذاری به سرمایه گذاران آماده کرد؛ چون واگذاری مناطق با رتبه ی پایین به سرمایه گذار و سرمایه گذاری توسط سرمایه گذاران در داخل این مناطق، توجیه اقتصادی نداشته و باعث اتلاف منابع و عدم تحقق اهداف خواهد شد. از سوی دیگر برنامهریزان گردشگری استان با به کارگیری روشهای کمی، همچون روشهای تصمیمگیری چندشاخصه در تصمیم گیریهای مدیریتی، میتوانند قابلیت اطمینان تصمیم گیری را افزایش دهند.
4) حاجی نژاد وهمکاران (1391)در مقالهای با عنوان ” تدوین برنامه استراتژیک توسعه گردشگری در مناطق نمونه گردشگری روستایی مطالعه موردی: روستای نمونه گردشگری هجیج در شهرستان پاوه” به این نتیجه رسیدهاند که روستای هجیج از جاذبه های متنوع به همراه فرهنگ غنی و سنتی و قدمت تاریخی آن نشان دهنده توانایی بالای روستا برای تبدیل به یک منطقه نمونه گردشگری واقعی است. بنابراین تدوین برنامه هدفمند برای توسعه گردشگری روستایی در این منطقه احساس میشود و توسعه گردشگری روستایی نیازمند ارائه سیاستهای مناسب در جهت رفع محدودیتها و استفاده از مزیت نسبی میداند.بنابراین با توجه به ارزیابی عوامل داخلی و خارجی در منطقه نمونه گردشگری (s4) با امتیاز وزنی 375/0(وجود معماری منحصر به فرد پلکانی) به عنوان اولین نقطه قوت، (s1)با امتیاز وزنی 325/0(غنای جاذبه های اکوتوریسمی)به عنوان دومین قوت و (s3)با امتیاز وزنی 208/0(انتخاب به عنوان روستای هدف گردشگری)به عنوان قوت های برتر در روستا ارزیابی شده است.محیط درونی 125/4و محیط بیرونی 614/4در توسعه گردشگری منطقه موثر و در یک سطح ارزیابی شده است. همچنین در این روستا ، راهبردهای حداقل – حداکثر و سپس حداکثر – حداکثر قرار گرفته است و بقیه راهبردها در الویت های بعدی قرار گرفته اند بنابراین در مرحله اول باید راهبردهای wo، همچون:1-توسعه و بهبود تورهای سیاحتی و توریستی برای جذب گردشگران به روستا، 2- تبلیغات و شناساندن جاذبه های گردشگری روستا و 3- توسعه زیر ساختها و ترمیم و بهسازی راه های دسترسیی به جاذبهها گردشگری (همچون آب، برق، راه، هتل، متل، کمپینگ و….. به مرحله اجرا گذاشته و سپس ، راهبردهای حداکثر-حداکثرسازی soبه مرحله اجرا گذاشته شود.
5)فرجی سبکبار و همکاران، (1390) در مقالهای تحت عنوان ” بررسی قابلیت های googel maps API در بازاریابی گردشگری و برنامهریزی سفر ( مطالعه موردی: مناطق نمونه گردشگری حوزه رویان)” به این نتیجه رسیدهاند که خدمات مکان مبنا به ویژه فن آوری googel maps API با قابلیت های جستجو، مسیریابی و اطلاع رسانی میتواند مزایای بسیار زیادی برای مدیریت بازاریابی در برنامهریزی سفر مطلوب ارائه نماید. اطلاع رسانی در مورد جاذبه های گردشگری (تاریخی، باستان شناسی، طبیعی، فرهنگی، صنایع دستی و غیره )، اطلاعات جغرافیایی( نقشه ها، راههای دسترسی، آب و هوا، مورفولوژی منطقه، عکس های هوایی و تصاویر ماهوارهای )، ویزای الکتونیکی، فراهم آوردن امکان خرید و رزرواسیون ، کمک به توسعه اقتصادی مناطق کمتر توسعه یافته، فروش صنایع دستی و استقرار منابع در آن تفریحی و گردشگری از جمله مزایای googel maps API محسوب میشوند. با توجه به گسترش دست یابی به شبکه جهانی اینترنت دسترسی داشته باشد میتواند با استفاده از این سیستم، برنامه سفر خود را تنظیم و از هزینه های آن مطلع گردد. در چنین موقعیتی معمولا سیستم های راهنمای محصولات و خدمات، اطلاعات مورد نیاز مصرف کنندگان را فراهم کرده و فرآیند تصمیم گیری آنان در انتخاب مقصد، اسکان و غیره تسهیل مینمایند.
6) فیروزی و همکاران، (1390) در مقالهای با عنوان ” ارزیابی توان اکولوژیک منطقه نمونه گردشگری سد شهید عباسپور با تاکید بر توسعه پایدار گردشگری ” به این نتیجه رسیده اند که – با توجه به اینکه قسمت اعظم منطقه دارای شیب بیش از 73/42 درصد است بنابراین نتیجه میگیریم که اجرای کاربری تفرج متمرکز، صرف هزینههای سنگین اقتصادی را به دنبال خواهد داشت و مقرون به صرفه نیست.- با توجه به شیبهای زیاد و سنگ و خاک نامناسب در منطقه، این نتیجه حاصل میگردد که تفرج گسترده بهترین نوع کاربری توریستی در این منطقه میباشد.
– به طور کلی عدم وجود محور یا محورهای مناسب جهت عبور و مرور، دوری و پرت واقع شدن این جزیره برای گردشگران، وجود شیبهای تند در مسیر، موجب میگردد که جزیره فاقد توان و استعداد ذاتی لازم جهت اجرای فعالیتهای تفرجی باشد. با توجه به شرایط فیزیکی و بیولوژیکی اصلی منطقه و شرایط موجود، که خاک منطقه تغییر پیدا کرده، پوشش گیاهی به صورت مصنوعی کاشت شده و ایجاد و احداث ویلاها و خدمات با هموارسازی محیط و کاهش شیبها صورت گرفته که هزینه زیادی به دنبال داشته است، این جزیره به صورت مصنوعی و نه بکر و طبیعی برای توریسم گسترده با 98/67 درصد و توریسم متمرکز با 1/21درصد قابل بهره برداری است و چنانچه حفاظت و کنترل منطقه به صورت اصولی و با مدیریت صحیح اعمال نشود، تخریب منطقه در آینده نزدیک، دور از انتظار نخواهد بود.
7) زیویار، (1390) در مقالهای با عنوان” برنامهریزی راهبردی توسعه گردشگری منطقه نمونه گردشگری علیصدر با استفاده از swot” به این نتیجه رسید که منطقه نمونه گردشگری علیصدر به سبب حساسیت بالای زیست محیطی خود و در عین داشتن قابلیت های فراوان برای توسعه به ویژه در بخش گردشگری، نیازمند توجه ویژه به مسئله ظرفیت های توسعه است و ایجاد فرصت های اشتغال منتج از توسعه گردشگری در صورت توزیع عادلانه عواید حاصل از آن بعنوان عاملی مهم مطرح بوده که در گرو تعریف مناسب جایگاه نهادهای تصمیمگیر و تصمیمساز در منطقه و مشارکت بیشتر اهالی بومی در فرآیند توسعه است و عدم همخوانی کمیت و کیفیت خدمات ارائه شونده به گردشگران با هزینه های آن از دیگر عوامل ضعف منطقه بوده و نیازمند برنامهریزی و ساماندهی است.توسعه پایدار گردشگری در منطقه علیصدر اتخاذ راهبردهایی چون استفاده از پتانسیل های طبیعی محیط برای ارتقاء شرایط زیست محیطی، استفاده حتی الامکان از نیروهای محلی برای اشتغال در فرصت های ایجاد شونده در فرآیند توسعه و بهره برداری، تحلیل میزان کشش اراضی و آستانه های محیطی جهت توسعه، تقویت حس اجتماعی و مشارکت جمعی و سازماندهی تولید محلی همراه است با توسعه گردشگری و پرهیز از رهیافت های مبتنی بر مکانیزم بازار ضروری مینماید.
8) رکن الدین افتخاری و همکاران، (1390) درمقالهای با عنوان ” نقش مناطق نمونه گردشگری در توسعه مناطق عشایری ( مطالعه موردی: منطقه نمونه گردشگری الوند شهرستان همدان ) “به این نتیجه رسیده اند که تصرف منابع آب عشایر(چشمهها)جهت استفاده در تأسیسات تلهکابین همچنین به دلیل کم توجهی یا بی توجهی ادارات دولتی مرتبط با عشایر مانند منابع طبیعی، سازمان جنگلها و مراتع و اداره امور عشایر و در رأس آنها استانداری همدان به عنوان هماهنگ کننده فعالیت سایر ادارات و نظارت برعملکرد آنها به دلایل مختلف سیاسی، اقتصادی و… باعث شده است که تأسیسات تله کابین بیش از 5/7 هکتاری- که 5 هکتار آن به شیوه غیر کارشناسی از عشایر خریداری شده است که همین امر باعث شده است که در هیچ یک از فعالیتهای تأسیسات تله کابین عشایر حضور و مشارکت نداشته باشند و از منافع حاصل از آن بی بهره باشند. با این شرایط تله کابین میتواند توسعه صنعت گردشگری در این منطقه را بدون در نظر گرفتن حقوق و مشارکت جوامع محلی)عشایر منطقه) و همچنین ملاحظات زیست محیطی تحقق بخشد. به سخن دیگر نوع شیوه نگرش در ساخت و ایجاد مجتمع، همان نگرش دهه 70 میلادی یعنی توسعه به معنای کلاسیک آن میباشد که بدون در نظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی توسعه مناطق صورت میگیرد. توسعه مجتمع تفریحی توریستی تله کابین گنج نامه نه تنها فرایند تخریب منابع طبیعی را فراهم کرده است، بلکه اقتصاد عشایر و بنیانهای اجتماعی عشایر منطقه مورد مطالعه را با چالشهای جدی رو به رو کرده است که در صورت استمرار این رهیافت، نه تنها توسعه پایدار گردشگری تحقق نخواهد یافت، بلکه با سرمایه گذاری زیادآثار منفی را هم نمی توان به حداقل رساند.
9) فتوحی و همکاران ، (1390)در مقالهای با عنوان ” ارزیابی توانمندیهای ژئومورفوتوریسمی لندفرمها براساس روش پرالونگ مطالعه موردی؛ منطقه نمونه گردشگری بیستون” به این نتیجه رسیده اند که مناطقی مانند منطقه بیستون به علت بالا بودن عیارهای توریسمی به عنوان مناطق نمونه گردشگری مورد اقبال گردشگران قرار گرفته است و بیشترین بازدید از جاذبههای گردشگری این منطقه بیشتر به علت زیبایی ظاهری، ارزش تاریخی – فرهنگی و به جهت پر کردن اوقات فراغت و تفریح صورت
گرفته است و کمتر از لحاظ ژئوتوریسمی به این مسئله نگاه شده است بر اساس این محاسبات کوه بیستون با 81/0دارای بیشترین ارزش بهره برداری است که به دلیل موقعیت استراتژیکی، وجود آثار تاریخی و فرهنگی کوه بیستون و وجود امکانات نسبی گردشگری در منطقه است که دارای بیشترین ارزش بهره وری میباشد، و جهت انجام فعالیتهای گردشگری چون کوهنوردی، دامنه نوردی، کایت سواری و تیغه نوردی، ایجاد تورهای علمی و توسعه امکاناتی همچون تله کابین و ورزشهای کوهستانی مناسب است که باید برنامهریزیهای اساسی در زمینه توسعه و گسترش آنها صورت پذیرد. لندفرم رودخانه با میانگین3/0دارای کمترین ارزش بهره وری است لندفرمهای دیگر دارای ارزش بهرهوری متوسط میباشد.با توجه به پتانسیلهای بالایی که در این لندفرمها وجود دارد عدم وجود برنامهریزی منسجم، نبودن امکانات زیربنایی و رفاهی، کمبود تبلیغات در سطح ملی و بین المللی، عدم توجه به سودآوری گردشگری از جمله مسایلی هستند که باعث کند شدن توسعه گردشگری پایدار در این منطقه شده است.
10) کاویانی، نوری کرمانی(1390) در مقالهای با عنوان “نقش برنامهریزی در توسعه پایدار روستاهای منطقه نمونه ی گردشگری پارک جنگلی دالخانی” به این نتیجه رسیدهاند که ارتباط بین برنامهریزی گردشگری و توسعه پایدار وجود دارد. از نظر جامعه محلی و مدیران و مسئولین محلی، ارتباط معناداری بین برنامهریزی توسعه گردشگری کارآمد و تحولات اقتصادی – اجتماعی و کالبدی منطقه مورد مطالعه وجود دارد که از نظر گردشگران این ارتباط بیشتر بین ابعاد کالبدی و زیست محیطی با برنامهریزی میباشد. دلیل این امر را میتوان در تاکید خاص جامعه گردشگران بر محیطی پاک و سالم برای گذراندن اوقات فراغت دانست و توسعه گردشگری در منطقه مستلزم رفع عوامل باز دارنده و تقویت عوامل جذب گردشگر میباشد عواملی مانندعدم معرفی صحیح منطقه و در نتیجه عدم شناخت کافی گردشگران از منطقه به واسطه ضعف در تبلیغات مناسب، کمبود تسهیلات و تاسیسات گردشگری ، عدم رضایت گردشگران از تاسیسات ابتدایی وکاهش امنیت اجتماعی و آسیب رسانی به مناظر زیبای روستایی، الگو برداری نامناسب روستائیان از گردشگران و…. میباشد. رفع این عوامل بازدارنده در توسعه گردشگری مستلزم شناخت کافی از منطقه و تدوین یک برنامه جامع و کارآمد میباشد به گونهای که نه تنها منجر به افزایش جذب گردشگر و مدت اقامت آنها شود بلکه به کاهش اثرات منفی ناشی از گردشگری و دستیابی به توسعه پایدار گردشگری در منطقه گردد.
11)بدری و یاری حصار(1388) در مقالهای با عنوان ” انتخاب مناطق نمونه گردشگری با استفاده از روش AHPنمونه موردی: استان کهگیلویه و بویراحمد ” به این نتیجه رسیده اند که فرآیند انتخاب منطقه برتر، مستلزم اتخاذ رویکردی نظام مند و همه جانبه نگر است که همة ابعاد – شامل معیارها و میزان ضرایب اهمیت آنها – در نظر گرفته شده باشد فرآیند امتیاز دهی نهایی به این شکل است که ابتدا مجموع امتیازهر منطقه نسبت به هر کدام از معیارها به شکل یک ماتریس فهرست میشود؛ آنگاه امتیاز هر منطقه در هر کدام از معیارها در ضریب اهمیت آن معیار ضرب شده و سپس امتیازات با هم جمع میشوند. هر چه امتیاز منطقهای بیشتر باشد، دارای ضریب اهمیت بیشتری بوده، در اولویت بالاتری قرار میگیرد. بر این اساس، مناطق چشمه بلقیس، کوه گل و دریاچه سد کوثر با کسب بیشترین امتیاز، به عنوان مناطق برتر برای تهیه طرح مناطق نمونه گردشگری انتخاب میشوند.
بی شک، با توجه به نتایج به دست آمده و مجموع عوامل مؤثر مورد بررسی در انتخاب منطقههای برتر، هرگونه برنامهریزی و سرمایه گذاری در آ ن ها، از بازدهی بیشتر و مناسبتری نسبت به سایر مکانها برخوردار خواهد بود. استفاده از روشهای مکان یابی چند معیاری، همچون روش AHP در امر ، برنامهریزیها فرآیندهای فرساینده را کاهش داده، با توجه به مجموعه خصوصیات این روش ها، از جمله به کارگیری معیارهای کمی و کیفی، ارزش گذاری معیارها و سایر ویژگی ها، امکان انتخاب مناطق مورد نظر را بر اساس واقعیتهای مکانی -فضایی فراهم مینماید.
12) توکلی و همکاران، (1388) در مقالهای با عنوان ” تاثیر مناطق نمونه گردشگری در محرومیت زدایی از دیدگاه اجتماعات محلی (مطالعه موردی: منطقه اورامان تخت کردستان ) ” به این نتیجه رسیده اند که ظرفیت تحمل پذیری منطقه در بخش گردشگری بسیار بالاست و فاصله زیادی با میزان بهره گیری در شرایط فعلی دارد؛ با (CPM) ” روش مسیر بحرانی” غلبه درفعالیتهایی است، که به رشد و توسعه فرهنگی منجرمیگردد و در عین حال، مؤید ضعف در اقدامات اقتصادی محرومیت زدایی است؛به طور
یک مطلب دیگر :
پایان نامه ارشد رایگان با موضوع مدت استفاده، اقتصاد اطلاعات، فضای مجازی، صاحب نظران
کلی، مؤلفههای مشهود و تأثیرگذار بر محرومیت زدایی در منطقه بر پایداری اقدامات تأکید ندارد، همانند افزایش مشارکت بخش خصوصی، تقویت پیوندهای اقتصادی در رشد منابع درآمدی؛ زنجیرههای پسین و پیشین بخش گردشگری بر اساس پایداری در حیطه تغییرات کارکردی، قویتر از حیطه فعالیت هاست و در عین حال، در حیطه مشارکت ضعیفتر از تغییرات اجتماعی است، که این موضوع به پایداری منجرخواهد شد؛جهت گیری نهادها و منابع بر عناصر محیطی و عمومی استوار است، که در نهایت به گردشگری محلی و منطقهای منجر میگردد و در عین حال، کمتر میتواند به رشد گردشگری ملی و منطقهای بیانجامد.
1-7 روش پژوهش
این پژوهش بنا به ماهیت، موضوع و اهدافی که برای آن پیش بینی شده است از نوع توصیفی – تحلیلی و در زمره تحقیقات کاربردی است. از آنجائیکه در این پژوهش از ابزار پرسشنامه و مصاحبه برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز استفاده خواهد شد، بنابراین از زاویه دیگر میتوان این پژوهش را یک تحقیق پیمایشی (میدانی) (survey research) نیز قلمداد کرد.
1-7-1 محدوده ومقطع زمانی تحقیق
محدوده مورد مطالعه مناطق نمونه گردشگری در استان مازندران میباشد. این استان با مساحت حدود 238 هزار کیلومتر مربع به لحاظ مساحت خاکی هیجدهمین استان کشور میباشد. (معاون برنامهریزی و اشتغال مازندران ، 3،1391)همچنین قرار گرفتن در شمال کلانشهر تهران(پایتخت ایران)با فاصلهای 250 کیلومتری با مرکز استان از موقعیت جغرافیایی استراتژیکی برخوردار است.(ویکیپدیا، دانشنامه ی آزاد)
1-7-2 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
پس از جمع آوری اطلاعات میدانی که با استفاده از ابزار پرسشنامه تکمیل خواهد شد، با استفاده از نرم افزارSPSS و آزمون های آماری کای اسکویر(x2)، T تک دامنه ایی، Binomial Test و Feridman اقدام به تحلیل روابط بین متغییرهای تحقیق خواهد شد. همچنین برای نمایش نتایج داده های تحلیلی و توصیفی از انواع نمودارها، دیاگرامها، نقشه ها، منحنیها و… نیز استفاده خواهد شد.
1-8 متغیرهای تحقیق
1-8-1متغیر وابسته
– نقش و جایگاه مناطق نمونه گردشگری در توسعه پایدار استان مازندران
1-8-2 متغیرهای مستقل
– سطح توسعه زیرساختهای حمل ونقل
– کمبود امکانات رفاهی ( هتلها و اماکن اقامتی )، بهداشتی در مناطق نمونه گردشگری
– عدم تبلیغات مناسب در معرفی مناطق نمونه گردشگری
– پایین بودن سطح آگاهی جامعه در مورد مناطق نمونه گردشگری و جاذبههای گردشگری در توسعه پایدار
– مشکلات قانونی و ضعف قوانین و مقررات حمایتی از بخش خصوصی در مناطق نمونه گردشگری
– نیاز به تغییر نگرش مدیران، سیاستگذاران و مردم به مقوله گردشگر و مناطق گردشگری و پذیرش آن به عنوان یک اصل مهم اقتصادی
– کمبود نیروهای متخصص
– فقدان یک برنامه جامع و استراتژیک و همچنین مشخص نبودن هدفها و سیاستها در قالب یک برنامه اجرایی
– شناخت تنگناها و موانع توسعه پایدار در مناطق نمونه گردشگری مازندران
-ارائه راهکارهای مناسب برای توسعه پایدار در مناطق نمونه گردشگری مازندران
کاربرد نتایج تحقیق
با انجام این تحقیق ارگان هایی همچون: سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، استانداری، شهرداری، و فرمانداریها… میتوانند از نتایج این پژوهش بهره مند گشته و کمک شایانی را در رابطه با اتخاذ سیاستهای مناسب برای توسعه نقش آن در جذب توریست به استان داشته باشند.
1-9 تعاریف اصطلاحات و واژه ها
شکل شماره3- 1 موقعیت جغرافیایی دشت کبودرآهنگ در استان همدان…………………….33
شکل شماره3- 2موقعیت فروچاله ها در نقشه زمین شناسی…………………………………..38
شکل شماره3- 4 نقشه ایستگاه های باران سنجی و آبراهه سطحی دشت کبودرآهنگ…………40
شکل شماره3- 5 نقشه ناهمواری دشت کبودرآهنگ…………………………………………..44
شکل شماره3- 6 نقشه طبقات ارتفاعی دشت کبودرآهنگ…………………………………….46
شکل شماره3- 7 نقشه طبقات شیب دشت کبودرآهنگ……………………………………….47
شکل شماره 3-8 نقشه ژئوموفولوژی دشت کبودرآهنگ……………………………………….48
شکل شماره4- 1 لوگ های زمین شناسی دشت کبودرآهنگ………………………………….54
شکل شماره 4-2نقشه موقعیت چاه های اکتشافی در دشت کبودرآهنگ………………………55
شکل شماره 4-3 نقشه گسل مدفون احتمالی در دشت کبودرآهنگ……………………………57
شکل شماره4- 4نقشه گسل های دشت کبودرآهنگ و فروچاله ها…………………………….58
شکل شماره4- 5 نقشه پهنه بندی تخلیه سالانه در حوضه کبودرآهنگ………………………..60
شکل شماره 4-6 نقشه پراکندگی چاه های عمیق………………………………………………61
شکل شماره4- 7 نقشه پراکندگی چاه های نیمه عمیق…………………………………………61
شکل شماره4- 8 نقشه انطباق فروچاله ها بر محل چاه های عمیق……………………………62
شکل شماره4- 9 نقشه هم تراز سطح آب زیرزمینی در سال 1380…………………………..64
شکل شماره 4-10 نقشه هم تراز سطح آب زیرزمینی در سال 1390………………………….65
شکل شماره4- 11 نقشه ترکیب خطوط تراز سال های 1380 و 1390………………………66
شکل شماره4-12 نمایی از نحوه شکل گیری فروچاله ریزشی………………………………..77
شکل شماره4-13 نمایی از فروچاله مدفون…………………………………………………..78
شکل5- 1 نمایی از عملیات ترمیم فروچاله……………………………………………………84
فصل اول
کلیات طرح تحقیق
مقدمه
لندفرمهایی که با انحلال سنگهایی مثل سنگ آهک، دولومیت، مرمر، ژیپس، و نمک ایجاد میشوند به عنوان کارست شناخته میشوند. اشکال کارستی چشماندازهایی شامل فروچالهها، غارها، چشمههای بزرگ، درههای خشک هستند که با انحلال سنگ بستر به وجود میآیند. این مناطق غنی از آب ، سنگ آهک، کانیها، نفت، و گاز طبیعی هستند. بیشتر مناطق کارستی چشماندازهای زیبایی دارند که مناطق شهری در این سایتها گسترش یافته است. این مناطق زهکشی سطحی ضعیفی دارند و ریزشهای ناگهانی و اشکال فرونشینی در این مناطق اغلب دیده میشود. حدود 25% از سطح زمین را مناطق کارستی تشکیل میدهد که البته مناطق کارستی در سطح زمین توزیع ناهمگونی دارند[1]
اصطلاح دولین[1] از واژه اسلووانیایی[2] دولینا[3] گرفته شده که یک لندفرم معکوس است، در کارستهای آهکی اسلووانی درههای غیرواقعی به صورت چالههای بسته در آنجا وجود دارد که همان دولینا میباشند.این اصطلاح اولین بار در نوشتههای سیویچ[4] (1893)به علم وارد شد و در حال حاضر در میان ژئومورفولوژیستهای جهان پذیرفته شده است. اصطلاح سینکهول[5] از فرایندهای انحلالی گرفته شده است. چالابی در سطح زمین که به صورت بسته میباشد(مانع از دریاچه شدن) ،رسوبات این چالهها به وسیله آب شسته شده و در زمین فرو میروند، درنتیجه سطح زمین به صورت ناگهانی نشست میکند و فروریزش اتفاق میافتد[2]
فروچالهها که به آبفروچالهها نیز موسوم هستند و در بعضی موارد، دولین هم نامیده میشوند، در نتیجه فعالیتهای شیمیایی آب تشکیل میشود. در سنگهای آهکی، در محلهایی که دویا بیشتر از دو گسل وجود دارد بیشترین امکان برای کارستی شدن و ایجاد فروچالهها فراهم میگردد. به همین دلیل فروچالهها در زونهای گسله فراوان هستند.این پدیده کارستی از ریزش سقف غارها نیز نتیجه میشود که ناشی از دست دادن مقاومت سقف غار در اثر اعمال بار حاصل از وزن مواد بالایی و بالاخره جریان یافتن آب به درون آنهاست. تعداد فروچالهها باتوجه به شرایط توپوگرافی، زمینشناسی و نیز میزان کارستی شدن متغیر است. برای مثال اگر دشتها را با
یک مطلب دیگر :
ریشه های خود تنظیمی و شکل گیری آن
نواحی تپه ماهوری مقایسه کنیم، خواهیم دید که تعداد آنها در دشتها زیاد است ولی ابعاد کوچک دارند؛ در حالی که در نواحی تپه ماهوری تعدادشان کم بوده و ابعاد بزرگتری دارند معمولا در شیبهای تند فروچاله مشاهده نمیشود و اگرهم موجود باشد، نتیجه فروریختن سقف غار است. فروچالهها به اشکال گوناگون از جمله قیفی شکل، به صورت چاه عمودی و نیز گودیهای دراز دیده میشوند. عمق آنها ممکن است زیاد باشد و به چند صدمتر برسد. کف فروچالهها اغلب با یک لایه ضخیم خاکی- گلی پوشیده شده است وبندرت فاقد پوشش است. کف آنها از رسهای ماسهای پوشیده شده است، در مواقع خالی بودن ازآب به عنوان زمین کشاورزی میتوانند مورد استفاده قرار بگیرند[3].
رکن اصلی هر تحقیقی را انتخاب تعریف وبیان مسئله تشکیل میدهد ؛ زیرا محقق کلیهی فعالیتهای تحقیقاتی خود را بر پایهی آن شکل میدهد. در این مرحله ، مسئله تحقیق مشخص میشود و محقق متوجه میشود که ناشناخته و مجهول چیست و چه چیزی باید معلوم شود[4].
تقریبا کمی کمتر از یک پنجم سطح زمین را سنگهای کربناتی با خصوصیات فیزیکی پیچیده پوشیده است .مسائل مربوط به کارست و فرونشینی ها و ریزش ها در سطح زمین به عنوان مسائلی تلقی می شوند که نیاز به تکنیک بسیار پیچیده دارد.با توجه به افزایش تعداد فروچاله ها و فرونشست ها در سطح جهان و بروز خسارات و مشکلات فراوان نیاز به بررسی هر چه بیشتر پیدا کرده است . با توجه به اینکه حدود یک پنجم سطح زمین را سنگ های کربناته در بر گرفته اند ،بروز مشکلات فروچاله و فرونشست در مناطقی مانند ایالت فلوریدا ،آفریقای جنوبی، منطقه پرم در روسیه نمود پیدا کرده است. یکی از مسائل مهم در بحث کارست، خطرات ناشی از دستکاری محیط یا تحمیل بار اضافی و تغییررفتار هیدرودینامیکی یا خود ماهیت تغییر پذیری کارست است که به صورتهای مختلفی از جمله فروچالهها خود را نشان میدهد. سرزمینهای کارستی باویژگیهای شناختهشده زمینشناسی، زمینریختشناسی و هیدروژئولوژی از مستعدترین مناطق برای تاثیرپذیری از تغییرات وآسیبهاییاند که توسط انسان برآن تحمیل میشوند [5].
اجرای سازههای زمینشناسی مهندسی گسترده مانند احداث شهرها و شهرکهای متمرکز ، ساخت ساختمانهای مرتفع، نیروگاهها پالایشگاهها، سدها و یا ایجاد سازههای خطی مانند تونلها، آزادراهها و مسیرهای راهآهن در مناطق کارستی به مطالعات تفصیلی نیاز دارد. در پروژههای مهندسی اجرا شده در نواحی کارستی، نشست زمین و ایجاد پدیدههای ژئومورفولوژیکی کارست مانند تشکیل فروچالهها از مشکلات متداولی است که در اغلب موارد به بروز خسارات مالی وجانی منجر میگردد[3].
نزدیک به دو دهه اخیر با توسعه کشاورزی در ایران و به تبع آن افزایش میزان مصرف آبهای زیرزمینی در بسیاری از نقاط کشور نشست زمین و فروچالهها رخ داده است.مطالعات موردی متعددی بر روی فروچالهها و نشست زمین در اثر عوامل انسانزادی یا تحریک عوامل زمینشناسی بر اثر فرایندهای انسانی در دشتهای رفسنجان، کرمان، اردکان، دشتهای شهریار در تهران وغیره انجام شده است. وجه مشترک تمامی این مطالعات استفاده بیش از حد از آبهای زیرزمینی است[5]
مطالعه موردی این تحقیق در استان همدان، دشت کبودرآهنگ میباشد. محدودهی مورد نظر در عرض شمالی ́00˚35 تا ́ 30 ˚35 و طول شرقی ́ 30 ˚ 48 تا́ 00 ˚ 49 قرار دارد. زمین شناسی منطقه کبودرآهنگ دارای پیسنگی از دوران ژوراسیک و شامل سنگهای دگرگونی است، چینه بعدی سنگهای شیل و آهکهای مارنی مربوط به دوران کرتاسه است که پتانسیل کارستی شدن را دارد سپس رسوبات دوران سوم که شامل تشکیلات ائوسن متشکل از تناوب توف سبز و مارن است ،قرار گرفته است. بعد از آن سازند های دوران چهارم که شامل سازند قم وآهکها و مارنهای الیگومیوسن میباشد با توجه شرایط سطحی و زیرسطحی و قرار گرفتن رسوبات آبرفتی تا حداکثر 150 متر که یک پوشش برای سنگ بستر آهکی کارستیک است، به همراه افزایش افت سطح آب زیرزمینی در طی دو دهه گذشته شرایطی ایجاد شد که مشکلات جدی را به همراه داشته است. از سال1370 که به طور جدی سفرههای آب زیرزمینی با کمبود مواجه شدند فرونشستهایی در زمین اتفاق افتاد که به فروچالهها موسوماند که در دو دههی اخیر تعداد 39 فروچاله در دشتهای کبودرآهنگ و فامنین اتفاق افتاده است ، این فروچالهها عمدتا از نوع فرونشست و به صورت مدفون بودهاند[5]. ایجاد این فروچالهها خساراتی را به مردم منطقه ازجمله کشاورزان وارد کرده است که هنوز هم ادامه دارد . فروچالههایی که در استان همدان اتفاق افتاده است به عنوان بارزترین خطرات کارست ایران معرفی شدهاند. وقوع این فروچالهها با برداشت زیاد از آبهای زیرزمینی تسریع یافته است ودر نقاط مختلف به وقوع میپیوندد که امکان مشخص بودن مکان دقیق وقوع آنها خیلی کم است . وقوع این پدیده امکان بروز خسارات مالی و حتی جانی را نیز محتمل است و در زمرهی حوادث غیر مترقبه میباشد که ماهیت لیتولوژی در وقوع آنها حرف اول را میزند و سپس نوسانات آب زیرزمینی تحت تاثیر فعالیت های انسانی در وقوع سریعتر آنها موثر است. بنابراین بررسی سازوکار تشکیل این فروچالهها در دشت کبودرآهنگ لازم میباشد با توجه به اینکه این فروچالهها مشکلاتی را در منطقه به وجود آورده اند ، سوالاتی مطرح میشود که در پایان این نوشته باید به این سوالات پاسخ داده شود ، این سوالات به شرح زیر است: