نگاهی بر مدل تعالی عملکرد EFQM.. 18
الف)معیارهای توانمندی سازمان: 18
ب) نتایج: 19
نگاهی بر مدل ادوارد دمینگ… 19
تاریخچه ی نوآوری و خلاقیت در سازمان ها 20
سیر تکامل موضوع نوآوری را می توان در ۵ موج خلاصه نمود: 21
موج اول: دیدگاه شومپیتر. 21
موج دوم: نوآوری تکنولوژیک… 22
موج سوم: نوآوری صنعتی. 22
موج چهارم: 22
موج پنجم: نوآوری علمی ۱۹۹۳. 22
امواع مدل های نوآوری در سازمان. 23
انواع روش های نوآوری. 24
1- مهارگسلی ذهنی یا بارش فکری(Br St) 24
2-قوانین افزایش کیفیت اجرایی روش (( Br St 24
3-شکل نوشتاری مهار گسلی ذهنی (BrW) 25
4- فرآیند بازتعریف اکتشافی(HRP) 25
5- مرور قیاس ها 25
6-نظریه ابداعانه حل مساله (TIPS) 25
7- مدل (IMS) 26
نتیجه گیری از مطالب فصل. 29
فصل سوم: روش شناسی
3-1. پیش درآمدی برفصل سوم 31
3-2. روش تحقیق. 31
3-3. جامعه و نمونه آماری. 32
3-4. روشها یا ابزارهای گردآوری دادهها 33
3-5. نحوه ساخت پرسشنامه محققساخته 33
3-6. روایی و پایایی روش و ابزار: 34
3-7. روش های آمار توصیفی: 34
3-8. روش های آمار استنباطی: 34
فصل چهارم: نتایج تحقیق
پیش درآمدی برفصل چهارم 37
جامعه آماری. 37
نتایج جدول: 98
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
پیش درآمدی بر فصل پنجم 102
خلاصه تحقیق. 103
نتایج. 106
نتیجهگیری و بحث: 115
مقایسه نتایج تحقیق با موارد مشابه 117
محدویتهای تحقیق: 121
محدودیتهای در اختیار و کنترل محقق: 121
محدودیتهای خارج از کنترل و اختیار محقق: 121
پیشنهادات تحقیق. 122
پیشنهادات کاربردی: 122
پیشنهادات پژوهشی: 123
منابع و ماخذ 124
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول1-3 . انطباق سؤالات تحقیق با سؤالات پرسشنامه
جدول 1-4 . نوع ارزش های متناسب با گسترش نوآوری
جدول 2-4 . نظرات نمونه آماری در زمینه فعالیتهای رئیس دانشگاه
جدول3-4. اهمیت فعالیتهای مربوط به رئیس دانشگاه
یک مطلب دیگر :
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 1-4. نوع ارزش های متناسب با گسترش نوآوری
نمودار 2-4. . نظرات نمونه آماری در زمینه فعالیتهای رئیس دانشگاه
نمودار 3-4. اهمیت فعالیتهای مربوط به رئیس دانشگاه
نمودار4-4. اختیارات رئیس دانشگاه برای تشویق و ترغیب کارکنان
نمودار5-4. توزیع پراکنش نمونه آماری در زمینه تدوین اهداف
نمودار6-4. نظرات نمونه آماری در مورد تدوین اهداف دانشگاه
نمودار 7-4. نظرات نمونه آماری درباره استراتژیهای مرتبط با نوآوری
نمودار 8-4. نظرات نمونه آماری در مورد تدوین خط مشیهای دانشگاه
نمودار 9-4. نظرات نمونه آماری در مورد تمرکز بر ذینفعان دانشگاه
نمودار 10-4. راهکارهای گسترش نوآوری در دانشگاه با تمرکز بر ذینفعان
نمودار11-4. ایجاد راهکا برای ارتقاء نوآوری با تکیه بر تمرکز بر ذینفعان
نمودار 12-4. نظرات نمونه آماری درباره تمرکز بر ذینفعان
نمودار 13-4. نظرات نمونه آماری درباره مدیریت دانش و اطلاعات
نمودار14-4. نظرات نمونه آماری در مورد مفید واقع شدن مدیریت دانش
نمودار 15-4 . گسترش نوآوری با توجه به مدیریت دانش
نمودار 16-4. راهکارهای نوآوری با توجه به مدیریت دانش
نمودار17-4. نقش نیروهای کاری در ارتقاء نوآوری در دانشگاه
نمودار 18-4. اثرگذاری تمرکز بر نیروهای کاری
نمودار 19-4. چگونگی گسترش نوآوری در دانشگاه
نمودار 20-4. راهکاری برای ارتقاء نوآوری از طریق نیروهای کاری
نمودار21-4. نظرات نمونه آماری در مورد معیار مدیریت فرآیندها
نمودار 22-4. افرادی که با مدیریت فرآیندها منجر به نوآوری می گردند
نمودار23-4. فرآیندهایی که منجربه خلاقیت در دانشگاه میشوند
نمودار 24-4. اهمیت فعالیتهایی که منجربه خلاقیت می شوند
نمودار 25-4. نتایج مؤثر در ایجاد نوآوری در دانشگاه
نمودار 26-4. نظرات نمونه آماری در مورد نتایج برنامهریزی دانشگاه
نمودار27-4. چگونگی تبدیل نتایج بدست آمده به راهکاری برای نوآوری
نمودار 28-4. نتیجه ای خوب از فعالیتهای دانشگاه
نمودار 29-4. نتایج تحقیق
فهرست شکلها
عنوان صفحه
روشهای تجزیه و تحلیل داده ها………………………………………………………………………………………………………………… 87
فصل چهارم یافته ها وتجزیه تحلیل آماری
تجزیه و تحلیل داده ها……………………………………………………………………………………………………………………………. 89
بررسی جمعیت شناختی آزمودنیها……………………………………………………………………………………………………………. 89
بررسی حجم نمونه به تفکیک محل سکونت………………………………………………………………………………………………. 89
بررسی حجم نمونه به تفکیک سن…………………………………………………………………………………………………………….. 90
بررسی حجم نمونه به تفکیک میزان تحصیلات…………………………………………………………………………………………… 91
بررسی حجم نمونه به تفکیک نوع شغل…………………………………………………………………………………………………….. 92
بررسی حجم نمونه به تفکیک میزان درآمد………………………………………………………………………………………………… 93
بررسی متغیرهای اصلی فرضیات تحقیق……………………………………………………………………………………………………… 94
فرضیه اول……………………………………………………………………………………………………………………………………………. 98
فرضیه دوم……………………………………………………………………………………………………………………………………………. 103
فرضیه سوم…………………………………………………………………………………………………………………………………………… 104
فرضیه چهارم………………………………………………………………………………………………………………………………………… 105
فرضیه پنجم…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 106
فرضیه ششم…………………………………………………………………………………………………………………………………………… 107
بررسی سوالات …………………………………………………………………………………………………………………………………….. 110
فصل پنجم نتیجه گیری
خلاصه یافته های پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………… 124
بحث و نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………………………………… 125
محدودیت های تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………….. 129
پیشنهادهای تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………. 130
فهرست منابع و ماخذ…………………………………………………………………………………………………………………………… 131
ضمائم………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 135
یکی از طبیعی ترین گروههایی که می تواند نیازهای انسان را ارضا کند خانواده است. وظیفه خانواده مراقبت از فرزندان و تربیت آن ها، برقراری ارتباطات سالم اعضا با هم و کمک به، استقلال کودکان است، حتی اگر کودک کم توان ذهنی1، نابینا2 ، یا ناشنوا 3باشد. کم توان ذهنی یک وضعیت و حالت خاص ذهنی است که در اثر شرایط مختلف قبل از تولد و یا پس از تولد کودک پدید می آید.تولد و حضور کودکی با کم توانی ذهنی در هر خانواده ای می تواند رویدادی نامطلوب و چالش زا تلقی شود که احتمالا تنیدگی، سرخوردگی، احساس غم و نومیدی را به دنبال خواهد داشت. شواهد متعدد حاکی از آن است که والدین کودکان دارای مشکلات هوشی، به احتمال بیشتری با مشکلات اجتماعی، اقتصادی و هیجانی که غالبا ماهیت محدود کننده، مخرب و فراگیر دارند، مواجه می شوند. در چنین موقعیتی گر چه همه اعضای خانواده و کارکرد آن، آسیب می بیند فرض بر این است که مشکلات مربوط به مراقبت از فرزند مشکل دار، والدین، به ویژه مادر را در معرض خطر ابتلا به مشکلات مربوط به سلامت روانی قرار می دهد بررسیها نشان داده اند که والدین دارای فرزند کم توان ذهنی، در مقایسه باوالدین کودکان عادی، سطح سلامت عمومی پایین تر و اضطراب بیشتر احساس شرم و خجالت بیشتر و سطح بهزیستی روانشناختی پایین تری دارند (میکائیلی ،1388).
در سالهای اخیر در کشور ایران مانند سایر کشور های جهان علاقه بخصوص مهم از طرف مقامات دولتی و هم از جانب مردم به امر بهداشت روانی نشان داده شده است و اثرات آن در بهبود و اوضاع بیمارستانهای روانی و به کاربردن روشهای صحیح در پیشگیری مشاهده می گردد. عدم سازش وجود اختلالات رفتار در جوامع انسانی بسیار مشهور و فراوان است و در هرطبقه و صنفی و در هر گروه و جمعی اشخاص نامتعادل وجود دارند.هر شخص ممکن است گرفتار ناراحتی روانی شود خود به خود کافی نیست زیرا که بهداشت فقط منحصر به تشریح علل اختلالات رفتار نبوده بلکه هدف اصلی آن پیشگیری ا ز وقوع ناراحتی ها می باشد. پیشگیری عبارت است از به وجود آمده عاملی که مکمل زندگی سالم و نرمال باشد و نیز درمان اختلالات جزیی رفتار به منظور جلوگیری از وقوع بیماریهای شدید روانی است. یکی از شرایط اصولی بهداشت اصولی بهداشت روانی این است که شخص به خود احترام بگذارد و خود را دوست بدارد(شاملو، 1376).
در طول یک قرن گذشته بسیاری از روانشناسان اتفاق نظر دارند که انسان نیازمند به عزت نفس است. در ادبیات روانشناختی مطالب مفصلی درباره عزت نفس وجود دارد و تا امروز تحقیقات و مطالعات زیادی درباره عزت نفس و ارتباط آن با متغیرهای متعدد دیگر انجام گرفته است که بیشتر تحقیقات این مطلب مهم و اساسی را تایید می کنند که عزت نفس بالا از عوامل مثبت و موثر در بهداشت روانی و عزت نفس پایین از عوامل مستعد کننده ناراحتی های روانی می باشد. عزت نفس عبارت است: از احساس ارزشمند بودن، این حس از مجموع افکار احساسات، عواطف و تجربیاتمان در طول زندگی ناشی می شود. همه افراد، صرف نظر از سن، جنسیت، زمینه فرهنگی، جهت و نوع کاری که در زندگی دارند، نیازمند عزت نفس هستند. افرادی که احساس خوبی نسبت به خود دارند، معمولاً احساس خوبی نیز به زندگی دارند.آنها می توانند با اطمینان، مشکلات مواجه شوند و از عهده آنها بر آیند(کلمز 1375).
کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر به گروهی از کم توانان-ذهنی اطلاق می شود که دارای بهره هوشی 50 تا75 هستند و از نظر سنی در محدوده 6-12 در قرار دارند. در پژوهش حاضر منظور از کم توان ذهنی آموزش پذیر کسی است که براساس تشخیص کارشناسان سنجش آموزش و پرورش در آموزشگاههای استثنایی مشغول به تحصیل هستند. همچنین والدین دارای کودکان کم توان ذهنی از جمله گروههای مورد بررسی در مطالعه حاضر هستند. در پژوهش حاضر کودک عادی به کودکی گفته می شود که مشکل کم توان ذهنی یا نابینایی و ناشنوایی ندارد و دچاراختلالات یادگیری نیست و از نظر روانی مشکل خاصی ندارد. کودک استثنایی و والدین نه تنها بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند بلکه سایر اعضای نظام خانواده یعنی دیگر فرزندان را تحت تاثیر قرار می دهند. وجود کودک استثنایی اغلب ضایعات جبران ناپذیری را بر پیکر خانواده وارد می کند. میزان آسیب پذیری خانواده در مقابل ضایعه گاه به حدی است که وضعیت سلامت روانی خانواده دچار آسیب شدیدی می شود. در تعریف سلامت روانی باید این نکته را در نظر داشت که هر انسانی که بتواند با مسائل عمیق خود کنار بیاید، باید با خود و دیگران سازش یابد و در برابر تعارض های اجتناب ناپذیر درونی خود دچار استیصال نشود و خود را به وسیله جامعه طرد نسازد فردی است دارای سلامت روانی(نریمانی و همکاران،1386).
تقریباً 60 سال پیش سازمان بهداشت جهانی سلامت را به عنوان حالتی از بهزیستی کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی و نه صرفاً بیمار نبودن تعریف کرد(سازمان بهداشت جهانی،2001 و 2004). جاهودا(1958) از نداشتن بیمار روانی به عنوان معیار سلامت روانی انتقاد و به جای آن معیارهای چندگانه را برای سلامت روانی ارائه کرد. متاسفانه تا مدتها پیشرفت قابل ملاحظه ای در کاربرد این دیدگاههای در قلمروهای علمی و عملی مشاهده نشد. سلامت یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار و ناتوان نبودن، احساس شادکامی و بهزیستی1را نیز در بر می گیرد. اغلب روانپزشکان، روان شناسان و محققان بهداشت روانی جنبه های مثبت سلامت را نادیده می گیرند. تلاش هایی که در جهت گذر از الگوهای سنتی سلامتی صورت گرفته گر چه زمینه لازم را برای تلقی سلامت به عنوان حالتی از بهزیستی(نه صرفا نبود بیماری) فراهم ساخته ولی کافی نیست. البته الگوهای جدید سلامت نیز به طور عمده بر ویژگیهای منفی تاکید دارند و در آنها ابزارهای اندازه گیری سلامت اغلب با مشکلات بدنی(تحرک2، درد3، خستگی و اختلالات خواب)، مشکلات روانی (افسردگی4، اضطراب5 و نگرانی) و مشکلات اجتماعی(ناتوانی در ایفای نقش اجتماعی، مشکلات زناشویی) سروکار دارند. در دهه گذشته ریف6 و همکارانش(1926) 6 الگوی بهزیستی روانشناختی یا بهداشت روانی مثبت را ارائه کردند. بر اساس الگوی ریف بهزیستی روانشناختی از 6 عامل تشکیل می شود. پذیرش خود(داشتن نگرش مثبت به خود) رابطه مثبت با دیگران(برقراری روابط گرم و صمیمی با دیگران و توانایی همدلی)، خودمختاری(احساس استقلال و توانایی ایستادگی در مقابل فشارهای اجتماعی) ، زندگی هدفمند ( داشتن هدف در زندگی و معنا دادن به آن) رشد شخصی(احساس رشد مستمر) و تسلط بر محیط(توانایی فرد در مدیریت محیط). الگوی ریف به طور گسترده در جهان مورد توجه قرار گرفته است. ریف این الگو را بر اساس مطالعه متون بهداشت روانی ارائه کرد و اظهار داشت مولفه های الگو، معیارهای بهداشت روانی مثبت است و این ابعاد کمک می کند تا سطح بهزیستی و کارکرد مثبت شخص را اندازه گیری کرد.(ریف وهمکارانش 1926)
از ویژگیهای عمده انسان آگاهی او از رفتار خود و برخوداری وی از نیروی تفکر است، انسان می تواند از رفتار خود آگاه باشد و در برخورد با مسائل و امور مختلف از نیروی تفکر خود استفاده کند، اما انسان همیشه از آنچه که انجام می دهد آگاه نیست، به سخن دیگر گاهی انسان عملی را انجام می دهد که اما از انگیزه رفتار خود یا هدف آن رفتار آگاه نمی باشد. وقتی والدین برای اولین بار با این حقیقت روبرو می شوند که کودکشان استثنایی است واکنش آنها پیامد هایی خواهد داشت، وجود کودک معلول ذهنی اثرات عمیقی بر روی نحوه ارتباط یک یک افراد خانواده با هم و هریک از آنها با کودک معلول وارد می سازد و همین اثرات ناخوشایند چنانچه به گونه ای منطقی و چاره جویانه قابلیت حل نیابند ضایعات جبران ناپذیری بر روان والدین، سایر نوباوگان خانواده خصوصاً کودک معمول باقی می گذارد. واکنشهای شایع والدین ممکن است به صورت احساس گناه1 ناکامی و محرومیت2 انکار واقعیت یا کتمان حقیقت3 اضطراب و نگرانی باشد0 این قبیل واکنشها تا زمانی که به کنترل در نیایند و تعدیل نشوند نه فقط سلامت روانی اعضای خانواده را به مخاطره می اندازند بلکه نوع تعامل و ارتباط اعضای خانواده و کودک معلول ذهنی یا جسمی را پیچیده می سازد و در نهایت موجب اضمحلال انرژی روانی و دیگر توانمندیهای آنان می شوند(میلانی فر1347)
2-1 بیان مسأله:
حضور کودک عقب مانده ذهنی در هر خانواده ساختار آن خانواده را تحت تاثیر قرار میدهد و سلامت روانی خانواده به خصوص والدین را تحت الشعاع قرار میدهد، کودک بر اثر تعارضهای شدید میان اعضای خانواده، کل خانواده را درگیر بحران میکند. ممکن است روابط خانوادگی، افزایش فشارهای ناخواسته جسمی، هیجانی و مالی ضعیف شود کودک عقب مانده ذهنی میتواند ضایعات و اثرات جبران ناپذیری بر وضعیت بهداشت روانی خانواده وارد کند از جمله ایجاد تشدید اختلافاتی زناشویی،جدایی، تحمل بار سنگین اقتصادی، افسردگی، ناامیدی، اضطراب، خجالت و خشم1 و بسیاری از مسایل دیگر(بردن2، 1980).مراقبت مداوم از کودک عقب مانده ذهنی اغلب برای والدین استرسزا میباشد زیرا این دشواری های کودکان به طور اجتناب ناپذیری بر زندگی آنها اثر میگذارد(کرنیک3 و همکاران، 1983). تحقیقات نشان داده است که والدین کودکان عقب مانده ذهنی عموما در خطر مشکلات زندگی خانوادگی و دشواریهای عاطفی قرار دارند(بکمن4، 1991 سینگر واوروین 1989).
به طور کلی خانواده کودک معلول به لحاظ داشتن کودکی متفاوت با سایر کودکان با مشکلات فراوانی در زمینه نگهداری، آموزش و تربیت آنها روبه روست. این مسایل همگی بر والدین فشارهایی وارد میکنند که سبب بر هم خوردن آرامش و یکپارچگی خانواده میشوند و در نتیجه انطباق و سازگاری آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. عزت نفس یکی از مهمترین عوامل تحول و شکلگیری شخصیت است و نقش بنیادین در سلامت روانی دارد به گونهای که عزت نفس پایین و شکلگیری احساس خود کم بینی در والدین زمینههای آسیب روانی را فراهم مینماید( ولی زاده و همکاران و 1387).
عزت نفس5 مفهوم روانشناختی بسیار عام و در عین حال بسیار مهم است اما به طور کلی می توان عزت نفس را احساس ارزشمندی شخص تعریف نمود. احساسات و افکار مردم درباره خودشان اغلب بر احساس تجارب روزانه تغییر پذیر است و به طور موقت بر احساس فرد تاثیر می گذارند. البته عزت نفس، بنیادی تر از آن است که افت و خیزهای معمول می توان نوسانات گذرایی بر نحوه احساستشان نسبت به خود ایجاد کند، ولی این تاثیرات بسیار محدودند، بر عکس آنهایی که عزت نفس پایینی دارند افت و خیزهای معمول می تواند زندگی آنها را دگرگون کند. عزت نفس معمولاً به عنوان ارزیابی شخص از ارزشمندی خویش تعریف میشود افرادی که عزت نفس بالایی دارند خودپذیرا و خود ارزشمند هستند. روانشناسان اجتماعی عزت نفس را ارزیابی مثبت و منفی از خود میدانند به طوری که فرض می شود عزت نفس تا حدودی با ثبات است. عزت نفس یا همان احترام به خود یکی از خصوصیات مهم و اساسی شخصیت هر فردی را تشکیل میدهد و به طور حتم روی جنبههای شخصی انسان اثر میگذارد و کمبود یا فقدان آن باعث عدم رشد سایر جنبههای شخصیت به صورت ناهماهنگ خواهد شد و حتی ممکن است باعث پدیدآیی بیماریهای روانی گوناگون مانندافسردگی، کمرویی، پرخاشگری1، ترس و… شود(بیابانگرد،).
عزت نفس بالا بستگی به شکلدهی ارزشها و استانداردهای خود والدین دارد همچنین به رفتار سالم بستگی دارد، زمانی که افراد از سلامتی کامل برخوردار باشند ولی عزت نفس بالایی نداشته باشند در رفتار خود عزت نفس پایین نشان میدهند(شاطرلو،1386).
سلامت روانی یکی از مباحث مهمی است که در رشد و بالندگی خانواده و جامعه موثر میباشد. سازمان بهداشت جهانی2(2004) سلامت روانی را به عنوان حالتی از بهزیستی که درآن فرد توانمندی خود را شناخته از آنها به نحو موثر و مولد استفاده کرده و برای اجتماع خویش مفید است تعریف میکند. به طور کلی بهداشت روانی ایجاد سلامت روان به وسیله پیشگیری از ابتلا به بیماریهای روانی، کنترل عوامل موثر بروز آن، تشخیص زودرس، پیشگیری از عوامل ناشی از برگشت بیماریهای روانی و ایجاد محیط سالم در برقراری روابط صحیح انسانی است(میلانی فرد، 1386).
با توجه به فراوانی کودکان عقب مانده ذهنی که هم بر جامعه و هم بر خانواده بار مالی و بخصوص بار عاطفی و روانی به دنبال دارند و از سوی دیگر این کودکان طبق اصل 130 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارایی حقوق هستند ازجمله اینکه دولت موظف است برای این کودکان در حد توان خدمات آموزش و رفاهی فراهم سازد. این در حالی است که یک کودک عقب مانده ذهنی در هر خانواده ای ساختار خانواده را تحت تاثیر قرار داده و سلامت روان اعضای بخصوص والدین را تحت الشعاع قرار می دهد بخصوص که کارکردهای روانشناختی خانواده را مختل می سازد که بهترین این کار کردها عبارتند از:
الف) ابراز کردن: والدین و تک تک فرزندان باید اجازه ابراز احساسات ،افکار و نظرات خودرا داشته باشند.
ب) اتحاد: خانواده باید یک سیستم متحد و هماهنگ باشد.
ج) ساختار و سازمان: خانواده باید دارای چارچوب، ساختار و سازمان باشد.
د) معنویت و مذهب: خانواده باید ارزشهای مذهبی خود را به اعضا عرضه بدارد.
و) کنترل: خانواده باید اعضای خود را کنترل نماید(آلن 1 2001).
هدف سلامت روان فقط منحصر به تشریح علل اختلالات رفتار نبوده بلکه هدف آن به وجود آمدن عواملی که مکمل زندگی سالم و نرمال باشد و نیز درمان اختلالات جزیی رفتار به منظور جلوگیری از وقوع بیماریهای شدید روانی و به طور کلی هدف سازمان روان پیشگیری است(شاملو 1382). وجود کودک معلول میتواند ضایعات واثرات جبران ناپذیری بروضعیت سلامت روانی و والدین داشته باشد و آدلر در نظام روانشناختی فردی بیان کرده است که احساس حقارت از طریق تجربه به قدرت شخصی بر انسان تسلط پیدا میکند با این وجود آغاز مفهوم منبع کنترل به عنوان یک سازه روان شناختی به دو دهه قبل بر میگردد(ادوارد1، 1977).
آموزشهای روان شناختی شامل آموزش مهارتهای زندگی و آموزش ابراز وجود درمانهای روان شناختی مانند رفتار درمانی و انواع فنون روان درمان و توان بخشی مانند مشکلات ادراکی و شناختی از جمله مداخلههای روان شناختی تلقی می شوند همچنین مداخلههای روان شناختی شامل هر گونه اقداماتی است که روان شناسان و مشاوران به منظور پیشگیری درمان و کاهش مشکلات روان شناختی افراد بکار می برند. هدف نهایی این مداخلهها کمک به افراد برای درک بهتر خود و جهان پیرامون، افزایش قابلیت و توانمندی سازگاری و ارتقای سلامت روانی است(یوسفی 1387).
به منظور کاهش مشکلات در رابطه با بروز نقایص جسمی و ذهنی معمولاً در هر جامعه به دو اقدام اساسی می پردازند: قدم اول سعی و کوشش هرچه بیشتر در امر پیشگیری از معلولیت و جلوگیری از بروز نقایص ذهنی و جسمی یا در اختیار گذاردن راه حلهای و رهنمود های لازم ازطریق کتب و مقالات و برنامه های رادیویی، تلویزیونی و غیره بر جامعه و سازمانهای ذیصلاح تا درصد بروز اینگونه عوارض را تا حد امکان کاهش دهند. اقدام اساسی دوم ایجاد امکانات لازم رفاهی و توانبخش مناسب جهت ارائه خدمات به کودکان معلول خانواده آنهاست0از آنجا که وجود کودک معلول زمینه ای برای برای تغییر رفتار اعضای خانواده فراهم می کند، داشتن کودکی معلول در حکم ضربه روانی قابل توجه، موجب بروز احساسات و عکس العمل های متضاد و تشدید نیازهای و ایجاد نیازهای جدید، نگرشهای متفاوت و رفتارهای مختلف می شود وبهداشت روانی، تعامل روانی، اجتماعی و روابط والدین، کودک را تحت تاثیر قرارمی دهد0 یکی از مفاهیم اصلی مدل سلامت ،بهزیستی است. مدل سلامت سه نوع بهزیستی هیجانی، بهزیستی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی را با هم ترکیب کرده ومفهوم جامع و کامل از بهزیستی را هم که جنبه عاطفی(بهزیستی هیجانی) و هم جنبه کاربردی(بهزیستی روانشناختی و اجتماعی) سلامت روانی را در بر می گیرد به وجود آورده است. سلامت روانی دارای 13 نشانه است که 2 نشانه مرتبط با بهزیستی هیجانی 5 نشانه مرتبط با بهزیستی اجتماعی و 6 نشانه مرتبط با بهزیستی روانشناختی است. بهزیستی روانشناختی به معنای قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است. ودارای مولفه های 1- خودمختاری (احساس شایستگی و توانایی در مدیریت محیط پیرامون فرد و …)2- رشد شخصی(داشتن رشد مداوم و …)3- روابط مثبت با دیگران(داشتن
روابط گرم و …)4- هدفمندی در زندگی (داشتن هدف در زندگی)5-پذیرش خود(داشتن نگرش مثبت نسبت به خود و …) 6- تسلط بر محیط (توانایی انتخاب و ایجاد محیطی مناسب و…) می باشد. همچنین والدینی که دارای عزت نفس بالایی می باشند، سلامت روانی و بهزیستی روانشناختی بهتری نسبت به والدینی دارند که دارای عزت نفس پایین هستند0 با توجه به موضوع تحقیق، سئوال اصلی تحقیق را چنین طرح می کنیم: آیا بین عزت نفس و سلامت روانی و بهزیستی روانشناختی دروالدین کودکان عادی واستثنایی رابطه ی معناداری وجوددارد؟
یک مطلب دیگر :
ی افتد از این رو برای درک فرایندهای روانی آنها یعنی ادارک، الگوهای تفکر، انگیزه ها، هیجانها تعارضها و شیوه های مقابله با آن بایستی بدانیم که این فرایندها از کجا سرچشمه می گیرند و چگونه با گذشت زمان تغییر می کنند. واکنش همه والدین در مقابل معلولیت فرزندشان یکسان نیست، ولی به طور کلی می توان پذیرفت که قریب به اتفاق والدین این گونه کودکان در مقابل معولیت های فرزندشان به نحوی واکنش نامطلوب ازخود بروز می دهند که نوع و میزان این عکس العمل ها با توجه به جنبه های شخصیتی آنها، زمان بروز واکنش و … با یکدیگر متفاوت می باشد، لذا تمام والدین احتیاج به نوعی کمک دارند تا بتواند ابتدا به طور کامل با مشکلاتشان را با افراد متخصص داشته باشند و از این مهم جز با آگاهی و اطلاع دقیق و مستدل از مسائل و مشکلات والدین دارای فرزند معمول و بررسی وضعیت روانشناختی والدین مسیر نمی گردد با توجه به اینکه وضعیت روانشناختی والدین به طور مستقیم و غیر مستقیم بر شکل گیری رفتار کودکان و مناسبات اجتماعی خویش تاثیر اساسی دارد بسیار حایز اهمیت خواهد بود که بدانیم که والدین این کودکان دارای چه ویژگیهای شخصیتی بوده و چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند تا از این رهگذر داده های دقیق تری جهت استفاده از روشهای مشاوره و توانبخشی و درمان فراهم آورده و زمینه های لازم جهت اقدامات خاص و اساسی در ابعاد مشاوره، انجمن اولیاء و مربیان، کودکان استثنایی،آموزش خانواده و …. فراهم گردد(اسکینر،1932).
نتایج این پژوهش می تواند برای والدین، مربیان و….که مسئول تعلیم و تربیت کودکان هستند الهام بخش باشد یا به احساسات و نیازهای کودکان توجه نموده و در زمینه ی کمک به عزت نفس و سلامت روانی و همچنین بهزیستی روانشناختی و همچنین خود شکوفایی والدین گام بردارد.هدف کلی پژوهش حاضر،بررسی ومقایسه ی رابطه بین عزت نفس و سلامت روانی و بهزیستی روان شناختی دروالدین کودکان عادی و کودکان استثنایی می باشد.
1-4-1 اهداف جزئی:
1- بررسی رابطه ی بین ویژگی های جمعیت شناختی آزمودنیها(جنس،سن،میزان تحصیلات )و بهزیستی روانشناختی .
2- بررسی و مقایسه ی عزت نفس و بهزیستی روانشناختی در بین والدین کودکان عادی و استثنایی.
3- بررسی و مقایسه ی سلامت روانی و بهزیستی روانشناختی در بین والدین کودکان عادی و استثنایی.
4- مقایسه ی میزان عزت نفس در بین والدین کودکان عادی و استثنایی.
5- مقایسه سلامت روان در بین والدین کودکان عادی و استثنایی.
1-آیا بین میزان عزت نفس و بهزیستی روانشناختی در والدین کودکان عادی و استثنایی رابطه معناداری وجود دارد؟
2-آیا بین سلامت روانی و بهزیستی روانشناختی در والدین کودکان عادی و استثنایی رابطه معناداری وجود دارد؟
3- آیا بین بهزیستی روانشناختی والدین کودکان عادی واستثنایی رابطه معنی داری وجود دارد؟
4- آیابین میزان عزت نفس در بین والدین کودکان عادی واستثنایی رابطه ی معنا داری وجوددارد؟
5- آیابین میزان سلامت روان در بین والدین کودکان عادی واستثنایی رابطه ی معنا داری وجوددارد؟
6- آیا بین میزان بهزیستی روانشناختی (با توجه به متغیرهای زمینه ای) در بین والدین کودکان عادی واستثنایی رابطه ی معناداری وجود دارد ؟
6-1 تعاریف نظری وعملیاتی عزت نفس:
1-6-1 تعریف نظری عزت نفس
عزت نفس معمولاً به عنوان ارزشیابی شخص از ارزشمندی خویش تعریف میشود افرادی که عزت نفس بالایی دارند خودپذیرا و خود ارزشمند هستند. روانشناسان اجتماعی عزت نفس را ارزیابی مثبت و منفی از خود میدانند به طوری که فرض می شود عزت نفس تا حدودی با ثبات است عزت نفس یا همان خود بزرگواری یکی از خصوصیات مهم واساسی شخصیت هر فردی را تشکیل میدهد(شاطرلو،1386).
2-6-1تعریف نظری سلامت روان:
سازمان بهداشت جهانی (2004) سلامت روانی را به عنوان حالتی از بهزیستی که درآن فرد توانمندی خود را شناخته از آنها به نحو موثر و مولد استفاده کرده و برای اجتماع خویش مفید است تعریف میکند. به طور کلی بهداشت روانی ایجاد سلامت روان به وسیله پیشگیری از ابتلا به بیماریهای روانی، کنترل عوامل موثر بروز آن، تشخیص زودرس، پیشگیری از عوامل ناشی از برگشت بیماریهای روانی و ایجاد محیط سالم در برقراری روابط صحیح انسانی است.(میلانفرد،1382)
3-6-1 تعریف نظری بهزیستی روانشناختی:
بهزیستی روانشناختی به معنای قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است و دارای مؤلفه های :
4-6-1 تعریف نظری کم توان ذهنی:
عقبماندگی ذهنی «کم توانی ذهنی[1]» هم نامیده می شود. لذا در این پژوهش از این اصطلاح استفاده خواهد شد. کم توان ذهنی مربوط می شود به کنش عمومی هوشی که به طور معنی داری یا قابل ملاحظه ای کمتر از حد متوسط عمل کرده و با نقایصی در رفتار سازشی توام بوده ودر طی دوران رشد پدیدار می شود(سیف نراقی، نادری ،1382).
کم توان ذهنی بر اساس تعریف” AAMD“[2] دراین تحقیق مدنظر می باشد ومنظور آن دسته از کودکان کم توان ذهنی که درسطح آموزش پذیر بوده ومحدوده سنی آنان بین 14-9 سال ودارای بهره هوشی بین 55-70 می باشند ودرحال حاضردر مدارس چناران مشغول به دریافت برنامه های آموزشی، تحصیلی وتوانبخشی هستند.
والدین کودکان کم توان ذهنی: منظور از والدین در اینجا مادر و پدر کودکان می باشد که حداقل دارای یک کودک کم توان ذهنی آموزش پذیربوده که درمدارس استثنایی روزانه تحصیل می کند وخدمات توانبخشی دریافت می نماید، پاسخگوی پرسشنامه های این پژوهش والدین هستند که مسئولیت دانش آموز را برعهده دارند.
در فرهنگ آموزش کودکان استثنایی تعریف شده است:
آموزش و پرورش ویژه، به آموزش و پرورشی گفته می شود که برای کودکان با نیازهای ویژه در نظر گرفته شده یعنی کودکانی که به دلایل مختلف نمی توانند به طور کامل از برنامه درسی عادی بهره ببرند.
تکه هایی از متن به عنوان نمونه :
مقدمه:
عصرحاضر را باید تلفیقی ازارتباطات و اطلاعات دانست. عصری که بشر درآن بیش ازگذشته خود را نیازمند به داشتن اطلاعات و برقراری ارتباط برای کسب اطلاعات مورد نیازمیباشد.امروزه با دراختیارداشتن فناوری اطلاعاتی و ارتباطی مختلف و پیشرفته،امکان برقراری سریع ارتباط و تبادل سریع اطلاعات بیش ازپیش میسرگردیده است. افراد درهرکجا که باشند میتوانند آخرین اطلاعات مورد نیاز خودرا درهرزمینه ای دریافت میکنند. اما بی شک- بیشترین تاثیر پدیدآمدن فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی برمحیطهای آموزشی بوده است. کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات درآموزش سبب شده است تا محیط آموزشی به سوی مجازی شدن سوق پیدا کند.این امرسبب میشود تا ارتباطات میان افراد به منظورآموزش و گسترش دانش به گونه ای فزاینده ازطریق رایانه امکان پذیرشود. با ظهور و گسترش اینترنت- این رسانه به عنوان یک مکمل جهت تامین نیازهای اطلاعاتی و آموزش مورد استفاده قرارگرفت. با توجه به نقشی که کتابخانه ها باید درامرآموزش ایفا نمایند بدیهی است با دارا بودن امکانات پیشرفته تر-منابع اطلاعاتی بسیار غنی تری را نسبت به گذشته فراهم میکنند و جهت آموزش افراد دراختیار آنها قرارمیدهند. فراهم کردن وب سایتهای اینترنتی و پایگاههای اطلاعاتی- کتابخانه ها را به یک محیط مجازی و دیجیتالی جهت تبادل اطلاعات تبدیل کرده است که نقش آموزشی آن بیش ازپیش دراین محیط نمایان میشود. این مقاله درصدد آن است تا پس ازارائه تعریفی جامع ازفناوری اطلاعاتی و ارتباطی- مساله آموزش مجازی و ازراه دورو نقش فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی دراین آموزش را مورد بررسی قراردهد و با تاکید برآموزش سیستمی- انواع آموزش به صورت مجازی را بیان کند. مسلما برای آموزش افراد به صورت مجازی و توسعه دانش آنها- نیازمند منابعی خواهیم بود که این منابع جزازطریق کتابخانه ها قابل تامین نیستند. کتابخانه ها میتوانند با تهیه منابع الکترونیکی و تحویل آنها به اعضای جامعه اطلاعاتی نقش عمده ای درآموزش و گسترش دانش داشته باشند. ( اصنافی ، 1388 : 12 )
بیان مسئله :
در دنیای امروز، تغییرات ناشی از فناوری های جدید تاثیرات بسزایی بر روند زندگی و کار مردم در سرتاسر جهان گذاشته و با روشهای سنتی آموزش، یادگیری و مدیریت آموزش به طور جدی به مقابله پرداخته است. فناوری اطلاعات که خود یک زمینه جدید مطالاتی است، تاثیر عمده ای بر تمامی زمینه های آموزش، یادگیری و پژوهش خواهد داشت. ارتباط آسان در سرتاسر گیتی باعث دستیابی سریع و آسان به مجموعه گسترده ای از داده ها و اطلاعات و مطالب علمی مورد نیاز در کمترین زمان ممکن
شده و همچنین با افزایش سریع و ساده دستیابی به فناوری اطلاعات در منازل، محل کار و موسسه های علمی، مقوله آموزش و یادگیری به یک روند مستمر در زندگی بشر تبدیل شده است. … ( ماهنامه پژوهشی اطلاع رسانی ، 1388 )
با گسترش استفاده از این فناوریها امکان آموزش متقاضیانی که به صورت پراکنده در مناطق مختلف قرار دارند نیز فراهم شده است. در کشورهای پیشرفته استفاده از اینترنت در اکثر مدارس و دانشگاه ها با سرعت بسیار زیاد رو به افزایش است. از سال 1997 کلیه کالج ها و اکثر دبیرستانها و حتی بعضی از دبستانهای کشور انگلستان به اینترنت دسترسی دارند و پیش بینی می شود تا پایان سال 2002 کلیه مدارس نیز به صورت online از اینترنت استفاده کنند. مراکز علمی بااستفاده از اینترنت به راحتی به منابع عظیم علمی، افراد مختلف و موارد درسی دسترسی دارند و همچنین اطلاعات علمی و تحقیقاتی خود را از طریق سایت های ایجاد شده توسط دانش آموزان و مدرسین به دیگران نمایش می دهند. استفاده از ویدیو کنفرانس نیز در حال رشد است و این تکنولوژی سبب می شود که دانش آموزان با افراد و یا دانش آموزان دیگر کشورها ارتباط برقرار کرده و زبان های یکدیگر را یاد بگیرند. نقش فناوری اطلاعات در آموزش کشورهای امریکا و کانادا در آمریکا کلیه هزینه ها و سرمایه گذاری ها در فناوری اطلاعات توسط دولت فدرال فراهم می شود. البته میزان استفاده از کامپیوتر در مراکز علمی با یکدیگر متفاوت است. بین 15 تا 20 درصد مدارس از کامپیوتر و تکنولوژی چند رسانه ای برای دروس خود استفاده می کنند تا دانش آموزان بتوانند مهارتهای خود را در طراحی و توید گزارش هایی که دارای متن، صدا و تصاویر متحرک هستند، افزایش دهند. استفاده از سیستم های الکترونیکی ارتباطی مانند اینترنت دراکثر مدارسی که در آن دانش آموزان سنین 12 تا 18 سال تحصیل می کنند، مهیاست. در کشور کانادا نیز کلیه مدارس و دانشگاه ها به تکنولوژی اطلاعات تجهیز شده اند. در این کشور به علت فواصل زیاد بین شهرها و مناطق مسکونی، از شبکه بین المللی به نام school.net استفاده می شود تا دانش آموزان بتوانند از منزل، مطالب درسی را یاد بگیرند و یا تکالیف خود را تحویل دهند. تمایلات آینده در فناوری و یادگیری توسعه سریع تکنولوژی درمینیاتورسازی وسایل الکترونیکی، ارتباطات الکترونیکی و چندرسانه ای و همچنین حرکت به سمت داده های دیجیتالی، منجر به از بین رفتن مرزهای بین انتشار رادیویی و انتشارات و ارتباط تلفنی شده و تمامی این واسطه ها، به طور یکجا در شبکه های کامپیوتری در دسترس همگان است. این فناوری نه تنها باعث دستیابی دانش آموزان به منابع عظیم چند رسانه ای و کتابخانه ها می شود. بلکه سبب دستیابی مستقیم و بی واسطه به مدرسین و پدیده های طبیعی در تمامی جهان خواهد شد. ( شفیعی ، 1388 ، 23 )یک مطلب دیگر :
دانلود رایگان پایان نامه حقوق در مورد قرارداد الکترونیکی
ن و چشمگیر روی پیشرفت دانش آموزان دارد یا خیر؟ به منظور یافتن جواب محققان پی برده اند که فناوری تنها عامل در ارزیابی پیشرفت دانش آموز نمی باشد و باید دو مورد دیگر را هم در نظر گرفت:
اولا : دانش آموز تا چه اندازه آزمون های استاندارد شده را درست انجام می دهد.مقدمه
هوش یکی از جذابترین و جالب توجه ترین نیروهای روانی است که جلوه های آن در موجودات مختلف به میزان متفاوت قابل مشاهده است و هر چند موجودات از تکامل بیشتری بهره مند باشند، از نظر هوشی نیز پشرفته تر هستند و به همان نسبت از پیچیدگی بیشتری نیز برخوردارند(نراقی و نادری، 1385، ص 45)
خصوصیاتی که با آزمونهای مختلف روانشناسی و گزارشهای مدراس در افراد تیز هوش ذکر شده، عبارتند از: قضاوت و استدلال صحیح و عالی، قوه ی ابتکار و ایجاد، علاقه به دانستن یا پیشی جستن، جستجو، تحقیق و تجربه، اعتماد به نفس و استقلال فکری، حسن همکاری و احترام به دیگران، علاقه به درستی و حقیقت، دور اندیشی، تدبیر و احترام، علاقه به رهبری و پیشوائی و اظهار نظر، وجود وجدان اخلاقی، شادی ونشاط، عدم دلسردی و نشان دادن استقامت و پایداری در رسیدن به هدف یا مواجه شدن با ناکامی و بالاخره ادب و تواضع همه از صفات ویژه ی این افراد بوده است که در مقایسه با افراد طبیعی مورد کنترل مشخص شده است .(میلانی فر، 1386، ص 143- 142)
چنانچه در بالا اشاره شده است ، وجود وجدان اخلاقی ، یکی از صفات افراد تیز هوش است؛ مبحث اخلاقی و ارزشهای اخلاقی، به ویژه شکل گیری این ارزشها در کودکان و افراد اجتماع از مباحثی است که مستقیماً با روان شناسی اجتماعی در ارتباط است و در بسیاری از کتابهای روان شناسی اجتماعی فصل یا فصلهایی به آن اختصاص داده شده است. (کریمی، 1384، ص 162)
در روان شناسی اجتماعی، مکاتب مختلفی به موضوع اخلاق توجه نشان داده و در آن زمینه به بحث و تحقیق پرداخته اند. مروری بر ادبیات اخلاق از نظر تاریخچه ای نشان می دهد که عامل کلیدی و اصلی در جهت دادن به بحث اخلاق در این مکاتب، عقیده ی زیر بنائی یا دیدگاه فلسفی آنها درباره ی ماهیت انسان است. (همان منبع، ص 162)
پاره ای از افعال انسانی در مقابل افعال عادی و طبیعی «افعال اخلاقی » 1 نامیده می شود. فرق فعل اخلاقی با دیگر کارها این است که کارهای اخلاقی قابل ستایش و تحسین است و بشر برای آن کارها ارزش قائل است. قیمتی که بشر برای این کار ها قائل است نه از نوع قیمت و ارزشی است که برای کار یک کارگر قائل است، زیرا کارگر، ارزش مادی ایجاد می کند و استحقاق مبلغی پول یا کالا را در مقابل کار خود پیدا می کند، کار اخلاقی یک نوع ارزش مافوق این ارزشها دارد که با پول و کالاهای مادی قابل تقدیر نیست.(مطهری، 1362، ص 6)
جامعه بنا به ضرورت خود، رفتار خاص و ارزشهای ویژه ای را به عنوان رفتارها و ارزشهای اخلاقی معین کرده و این گونه رفتارها به وسیلۀ والدین، مدرسه و خود جامعه با استفاده از تشویق برای رفتاریهای مورد قبول، تنبیه برای رفتارهای خارج از هنجارهای اجتماعی و ارائه ی سرمشق و الگو برای شکل دادن به رفتارهای مذکور استفاده می
نماید.(کریمی، 1384، ص 184)
آنچه مسلم است اینکه اگر جامعه، شکل دهنده ی ارزشها و رفتارهای اخلاقی است، آیا نگرش فرد نسبت به نهادهای اجتماعی موجب تسهیل پذیرش ارزشهای اخلاقی خواهد بود و اگر هوش در وجود وجدان اخلاقی مؤثر است، می توان بین هوش و نگرشهای اجتماعی رابطه ای یافت؟ اینک در این تحقیق در پی آن هستیم که وضعیت نگرشهای اجتماعی، سطوح اخلاقی و میزان بهره ی هوشی دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور اسلام آباد غرب و سرپل ذهاب را بررسی و مقایسه کنیم.بیان مسئله
مطالعه ی نوشته های فلاسفه و دانشمندان قدیم نشان می دهد که انسان حتی از گذشته های بسیار دور از تفاوتهای فردی آگاه بوده است. چنانکه افلاطون در کتاب جمهوریت تفاوتهای فردی انسانها را مورد توجه قرار داده و گفته است که هر فرد باید به شغلی متناسب با استعداها و توانائیهایش گمارده شود. او در باره ی تفاوتهای افراد، در کتاب جمهوریت خود چنین گفته است ؟ «اشخاص به طور کاملاً یکسان به دنیا نمی آیند، بکله از نظر استعداد های طبیعی با یکدیگر تفاوت دارند، یک شخص برای نوع خاصی از شغل و دیگری برای شغلی دیگر متناسب است .» (شریفی، 1385، ص 2)
هوش یک مفهوم انتزاعی است و در واقع هیچ گونه پایه ی محسوس ، عینی و فیزیکی ندارد. هیچ نقطه ای در مغز انسان وجود ندارد که بتوان آن را جایگاه هوش دانست. اصطلاح هوش فقط نامی است که به فرآیندهای ذهنی فرضی یا مجموعه ی رفتارهای هوشمندانه اطلاق می شود و نظریه های هوش در عمل نظریه های مربوط به رفتار هوشمندانه است.(همان منبع، ص 3)
یک مطلب دیگر :
1-1- طرح مسئله
تاریخ تحول تکنولوژیهای ارتباطی نشان داده است وقتی رسانه جدیدی اختراع میشود عدهای فکر میکنند که رسانههای قدیمی از بین میروند، اما واقعیت موجود نشان میدهد که هنوز هم از رسانههای قدیمی به اشکال مختلف استفاده میشود. چون هر رسانهای دارای ویژگیهای منحصر به فرد خود است که رسانه دیگر آن ویژگی را ندارد. در حال حاضر رقابت بیشتر رسانههای مختلف برای جذب مخاطب بیشتر است چرا که افزایش منابع فرستنده به رقابت رسانهها منجر میشود؛ رقابتی که در جهت جذب مخاطبان هرچه بیشتر است؛ مخاطبانی که امروزه با ویژگیهایی چون متنوع بودن، فعال بودن و گزینشی عمل کردن نسبت به گذشته مشخص میشوند. یک ملاک مهم در ارزیابی موفقیت هر رسانهای، بررسی تعداد و میزان استفاده مخاطبان از آن رسانه است و انگیزه یا تغییری که در رفتارمخاطب بوجود میآورد واین، زمانی حاصل
میشود که یک رسانه دارای ویژگیهای متمایز و متفاوت نسبت به سایر رسانهها باشد. در حال حاضر حدود 60 ایستگاه رادیویی در ایران فعالیت میکنند. بدون شک بعضی از این مراکز نسبت به بعضی دیگر از تعداد مخاطبان کمتر یا بیشتری برخوردارند. دلایل این موضوع میتواند بسیاری از موارد کمی و کیفی را شامل میشود. از آنجا که یکی از ویژگیهای کار علمی، تحدید موضوع است در این پژو هش، رسانه رادیو بررسی میشود و از میان عوامل زیادی که در موفقیت و یا شکست رسانه رادیو تاثیر گذار است به بحث خلاقیت در برنامهسازی رادیو پرداخته می شود. خلاقیت فرایندی است که بوسیله آن چیزی مثل فکر،ایده یا یک شی جدید تولید شودخلاقیت شیوهای از تفکراست که ایدههای جدید را بوجود میآورد (کینگ واندرسون،1386،ص17)[1].
در واقع دغدغه ذهنی پژوهشگر پس از یک دهه فعالیت تجربی در رادیو و مصاحبههای مقدماتی با افراد کارشناس، مشخص شد که خلاقیت عنصر مهم، تاثیر گذاری در رادیو است و یکی از عوامل مؤثر بر افت مخاطبان رادیو موضوع کیفیت برنامههای رادیو است که دچار روزمرگی، تکرار و اصول کلیشهای شده است.یک مطلب دیگر :
تصمیم جدید گوگل برای حذف وب سایت مربوط به فیچر اسنیپت ها از لیست نتایج
ر تحقیقی از دو جنبه نظری و کاربردی میتواند مطرح باشد. این تحقیق در درجه اول سعی دارد، دانش نظری موضوع و جنبههای جدید برنامه سازی خلاق در رسانه رادیو راشناسایی کند. در بحث برنامه سازی خلاق متون و گزارش و در کل اسناد مکتوب بسیار کمی در داخل ایران درباره برنامه سازی خلاق وجود دارد و انجام این پایان نامه می تواند خلاء موجود را پرکند و بر دانش نظری موضوع بیافزاید. و در درجه دوم این تحقیق اصول و مولفه هایی را مشخص میکند که چنانچه در برنامهسازی رادیو به کار برده شود؛ میتواند باعث افزایش جذب مخاطب، تاثیرگذاری بیشتر، و دستیابی به اهداف و سیاست های ایستگاه رادیوی مورد نظر شود.
3-1- هدف اصلی تحقیق