دانلود پایان نامه های ارشد

پروژه - تحقیق - سمینار : دانلود پایان نامه های ارشد

دانلود پایان نامه های ارشد

پروژه - تحقیق - سمینار : دانلود پایان نامه های ارشد

نقش آموزشهای رسمی فنی و حرفه‌ای در توسعه فعالیتهای غیرکشاورزی

 

 

 

تهیه و تدوین  :

 

استاد راهنما   :    دکتر مصطفی ازکیا

 

استاد مشاور   :     دکتر منصور وثوقی

 

 

 
موضوع:
ـ بررسی نقش آموزشهای رسمی (کلاسیک) فنی و حرفه‌ای در توسعه فعالیتهای غیرکشاورزی، تأثیر این فعالیتها در توسعة منطقه.
ـ تأثیر آموزش در ایجاد اشتغال، کیفیت محصول، افزایش درآمد، کاهش مهاجرت ، بیکاری و ناهنجاریهای اجتماعی در شهرستان قائم‌شهر در یک دورة 5 ساله (82 ـ 1378)
 
مسأله و سؤال تحقیق:
ـ آموزش افراد و پرورش استعدادها و تربیت نیروی انسانی خلاق، ورزیده و دارای تخصص چه تأثیری در توسعه دارد.
ـ نهادهای آموزشی چگونه می‌توانند با افزایش کارآیی افراد، زمینه‌ساز مشارکت بیشتر مردم در تحولات و در نهایت، توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها باشند.
ـ با توجه به رشد سریع جمعیت و عدم توانایی بخش کشاورزی در جذب نیروی انسانی مازاد، چه راهکارهای دیگری برای جذب این افراد وجود دارد.
ـ ایجاد چه فعالیتهایی می‌تواند در کنار بخش کشاورزی و به صورت مکمل این بخش، نقش عمده‌ای در اشتغال‌زایی، کاهش فقر و بیکاری و جذب افراد و نیروی انسانی آماده به کار داشته باشد و به درآمدزایی و توسعه منجر شود.
ـ چه زمینه‌ها و استعدادهایی در منطقه مورد مطالعه وجود دارد که بتواند با جذب نیروی کار مازاد، مانع از مهاجرت افراد و آسیب‌های اجتماعی ناشی از آن بشود.
ضرورت و اهمیت موضوع:
این تحقیق از آن جهت اهمیت دارد که به موضوع اشتغال‌زایی در کنار بخش کشاورزی می‌پردازد و با بررسی فعالیتهای غیرکشاورزی در منطقه مورد مطالعه، به کمک بخش کشاورزی می‌شتابد و ضعف و ناتوانی این بخش در جذب نیروی کار مازاد را پوشش می‌دهد و با ارائه راهکارهایی مناسب، توسعه این فعالیتها را هدف قرار می‌دهد که در نهایت منجر به ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، کاهش بیکاری و مهاجرت، کاهش ناهنجاریهای اجتماعی، بکارگیری سرمایه‌های اندک و توسعه منطقه می‌شود و درصدد تحقق این اهداف با کمک این اهداف نهادهای متولی آموزشهای رسمی و فنی و حرفه‌ای برمی‌آید.
 
اهداف تحقیق:
اهداف این تحقیق در ابعاد کلی آن،  بررسی جایگاه و نقش آموزشهای رسمی در توسعه فعالیتهای غیرکشاورزی و بررسی اثرات اقتصادی ـ اجتماعی توسعه این فعالیتهای در منطقه و شناسایی اقداماتی که می‌تواند به توسعه این فعالیتها کمک کند. اهداف اختصاصی‌تر این تحقیق، بررسی فعالیتهای غیرکشاورزی شهرستان مورد مطالعه از نظر تعداد، میزان اشتغال‌زایی، افزایش درآمد، میزان جذب نیروی کار مازاد، پیشگیری از مهاجرت، نوع فعالیتها،‌میزان سرمایه‌گذاری، میزان بازدهی واحد، توزیع جغرافیایی آن و بررسی رابطه آموزش با میزان موفقیت و توسعة این فعالیتهاست.
محدودة جغرافیایی و زمانی تحقیق:
محدودة جغرافیایی تحقیق، تمامی روستاهای شهرستان قائم‌شهر به دلیل پراکندگی کارگاههای مورد مطالعه در سطح روستاهای شهرستان بود، به لحاظ موضوع و محدودة زمانی، تمامی کارگاههایی که مجوز احداث آنها در فاصله سالهای 1378 تا 1382 صادر شده بود. به عنوان جامعه آماری تحقیق مورد مطالعه قرار گرفت.

مشکلات و محدودیتهای تحقیق:
عمده‌ترین موانع و مشکلات تحقیق، یکی دسترسی به کارگاهها و جمع‌آوری اطلاعات به دلیل پراکندگی جامعه آماری و دیگری، مشکل برقراری ارتباط به دلیل بی‌اعتمادی پرسش‌شوندگان به محقق و عدم آشنایی آنان با تحقیق و ضرورت و اهمیت آن در بهبود وضعیت آتی بود. از دیگر مشکلات می‌توان به فقدان آمار و ارقام روزآمد اشاره کرد.
 
چارچوب نظری تحقیق:
در انجام این تحقیق، از نظریه‌های مختلفی استفاده شده است و از مفاهیم عمدة هر نظریه در مطالعه موضوع و ارائه فرضیات استفاده شده است. عمده‌ترین نظریات استفاده شده در این تحقیق و مفاهیم عمدة هریک به شرح جدول خلاصه شده است:
چارچوب مفهومی تحقیق (مدل نظری)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظریهمفاهیم مورد استفادهصاحب نظریهمتغیر مورد سنجششاخصسطح سنجش
پیشرفت اقتصادیافزایش بازده، افزایش درآمد، گسترش عقل معاش، آموزشآدام اسمیتکارآیی
درآمد
آموزش
بازده
درآمد
تحصیلات

رتبه‌ای 

فاصله‌ای

کیفیت زندگیافزایش کیفیت زندگی
افزایش ثروت ملل
افزایش هوش و آگاهی
کسب آمادگی افراد
آلفرد مارشالمیزان رضایتمندی از زندگیرضایتمندی از:
درآمد ، ثروت،
سواد ، شغل

اسمی 

رتبه‌آی

مدیریت علمیپاداش برای کار خوب
تعیین وظایف(تقسیم‌کار)
بکارگیری افراد ماهر
آموزش کارکنان
فردریک تیلور (تایلور)پاداش‌ مادی
مهارت
آموزش
میزان پاداش
میزان مهارت
نوع مهارت
میزان تحصیل

اسمی 

رتبه‌ای

آموزش و پیشرفترابطه آموزش و تولید
رابطه نظریه و عمل
همزمانی آموزش و آموزاندن
رابطه کار فکری و کاردستی
پائولو فریرهآموزش
تولید
دوره‌های آموزش
کارهای عملی
طرحهای نو
نوع تولید
نوع دوره‌های آموزشی
طرحهای تازه
اسمی
آموزش و توسعهآموزش سازمان یافته
اشتغال مولد
آموزشهای رسمی و غیررسمی
رابطه آموزش و نیاز مردم
مایکل توداروآموزش رسمی
اشتغال
نیاز مردم
دوره‌های آموزش
کاربرد محصول تولیدی
میزان اشتغال
تعداد شغل
رتبه‌ای
اسمی
فاصله‌ای
نوسازینوسازی انسان، شهرنشینی
تعلیم و تربیت
صنعتی شدن
وسایل ارتباط جمعی
آلکس اینکلسشهرنشینی
سوادآموزی
وسایل ارتباطی
محل زندگی
میزان سواد
دوره‌های آموزشی
وسایل ارتباطی مورد استفاده
اسمی
رتبه‌ای
اشاعة فرهنگیدسترسی به رسانه‌ها، شهرنشینی، سوادآموزی، مشارکت، همدلیدانیل لرنروسایل ارتباطی
شهرنشینی
سوادآموزی
همدلی
کارگروهی
وسایل ارتباطی مورد استفاده
محل زندگی
میزان تحصیلات
میزان همدلی
میزان مشارکت
اسمی
رتبه‌ای
نیاز به پیشرفتانگیزة پیشرفت (میل و نیاز به پیشرفت)، کارآیی و سرعت بالا در انجام کار، خوب انجام دادن کارهادیوید مک‌کله‌لندانگیزة پیشرفت، کارآیی، احساس مسئولیتانگیزه‌های انجام کار
میزان کارآیی
استاندارد محصول
سرعت انجام کار
فاصله‌ای
رتبه‌ای

تجربیات سایر کشورها :
علاوه بر نظریات مورد اشاره، مطالعات و تحقیقات انجام شده دربارة موضوع و تجربیات سایر کشورهای دنیا در زمینه چگونگی و شیوه‌های توسعه اشتغال‌ غیرکشاورزی و طرح‌های اشتغال‌زایی و خوداشتغالی نیز مورد بررسی قرار گرفت که عمده‌ترین این تلاشها، تجربیات و مطالعات عبارتند از:
1ـ اشتغال روستایی در چین:
انتقال نیروی کار مازاد بخش کشاورزی در مشاغل مرتبط با کشاورزی نظیر دامداری، پرورش ماهی، مرغداری، جنگل‌داری و سایر زمینه‌های کشاورزی در محل سکونت آنها، جذب کارگران اضافی در مراکز صنعتی، اشتغال روستائیان در مشاغل خدماتی (حمل و نقل ، تعمیرات، بانکداری و ساختمان‌سازی) و استفاده از سرمایه‌های شهری برای جذب نیروی کار مازاد روستایی.
2ـ هندوستان :
حمایت از صنایع کوچک روستایی، برنامه اشتغال‌ روستایی ملی و طرح ایجاد دهکدة تولید صادراتی.
3ـ سریلانکا:
برنامه‌های رفاه اجتماعی (آموزش و بهداشت رایگان، سوبسید مواد غذایی)، برنامه‌های افزایش تولید (توسعه آبیاری، تقسیم اراضی، اعطای تسهیلات بانکی، سوبسید)، برنامه توسعه فقرا، کاهش مهاجرت و ایجاد مراکز صنعتی، برنامه بیدارسازی روستایی، پروژه توسعه روستایی یکپارچه و طرح برق‌رسانی روستایی.
4ـ بنگلادش:
برنامه بهبود تکنولوژی در دو بخش کشاورزی و غیرکشاورزی، ایجاد مؤسسه صنایع روستایی و خانگی با محوریت صنایع کوچک خانگی، تأسیس شهرکهای صنعتی و فراهم آوردن امکانات زیربنایی.
5ـ تایوان :
ایجاد مناطق صنعتی در نواحی روستایی، توسعه خدمات اجرایی ـ تفریحی، وام‌های بلندمدت و کم‌بهره، دوره‌های آموزشی برای تغییر شغل کشاورزان و ارائه خدمات کاریابی.
6ـ اندونزی :
آموزش مهارتهای فنی و حرفه‌ای در زمینة صنایع خانگی و روستایی، آموزش ارتقای بهره‌وری و کارفرمایی، توسعه زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی و تشویق صنایع خانگی.
7ـ مالزی:
گسترش زمینهای جدید و افزایش مقیاس آنها (3 هکتار) ، برنامه‌های صنعتی شدن با هدف تغییر ساختار اقتصادی، تدوین سیاست ملی کشاورزی و استفاده از تکنولوژی جدید.
8ـ نپال:
برنامة ایجاد اشتغال از طریق توسعه صنایع خانگی و روستایی، استفاده از تکنولوژی کاربر به جای مکانیزاسیون، توسعه کشاورزان خرده‌پا، آموزشهای حرفه‌ای، گسترش تحقیقات کار، توسعه مناطق دورافتاده، توسعه زنان و اجرای طرحهای جامع روستایی.
9ـ پاکستان:
ایجاد تعدادی مراکز رشد برای ارائه خدمات اساسی و توسعه فرصتهای شغلی و ایجاد نظام حکومت محلی یا شوراهای محلی برای ایجاد و توسعه منابع سرمایه‌های محلی.
10ـ فیلیپین:
ایجاد صنایع خانگی، مراکز صنتی ناحیه‌ای برای فعالیتهای زیربنایی، ترویج فعالیتهای کاربر بجای سرمایه‌‌بر و تأسیس بنگاههای کوچک و متوسط.



 
چارچوب مفهومی تحقیق و مدل نظری:
چارچوب و مدل مفهومی تحقیق، اختلاط و ترکیبی است از مفاهیم و متغیرهای برخی نظریه‌ها و بهره‌گیری از آن در بررسی و تبیین نقش آموزشهای رسمی در توسعه فعالیتهای غیرکشاورزی در شهرستان قائم‌شهر که در بحث چارچوب نظری به آن اشاره شده است. لازم به یادآوری است که مدل نظری تحقیق ، با استفاده از مفاهیم و فرضیات، در چهار بخش عوامل اجتماعی‌ـ فرهنگی، عوامل فنی و مهارتی ، عوامل اقتصادی و عوامل روانشناختی تأثیر آموزشهای رسمی بر توسعه فعالیتهای غیرکشاورزی ترسیم شده است:


دیاگرام (نمودار) مدل نظری : براساس چارچوب مفهومی و فرضیات تحقیق
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پایان نامه


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


یک مطلب دیگر :

پایان نامه ارشد درمورد فناوری اطلاعات، توزیع کالا، پذیرش فناوری


تأثیر آموزشهای رسمی (فنی و حرفه‌ای)
بر توسعة فعالیتهای غیرکشاوری
  
     
عوامل اجتماعی ـ فرهنگیعوامل فنی و مهارتیعوامل اقتصادیعوامل روانشناختی
    
کاهش مهاجرتافزایش مهارت و دانش فنیایجاد اشتغالافزایش مشارکت
بازگشت مهاجرانافزایش کارآیی افرادافزایش درآمدایجاد انگیزه اشتغال‌زایی
کاهش میزان بزهکاریتحرک و تقویت بخش کشاورزیافزایش بازدهیتقویت کار گروهی
گسترش فرهنگ آموزشتحرکت و تقویت بخش خدماتکاهش فقر و بیکاریرفع نیازهای مردم
ایجاد رفاه اجتماعیتوسعه صنایع دستیگسترش عقل معاشافزایش تلاش و پشتکار
 صنعتی شدناستفاده مطلوب از سرمایه‌های کوچکایجاد علاقه به کار و فعالیت
 ارائه خدمات فنیاستفاده از تسهیلات بانکیاستفاده از تجربیات شخصی و خانودگی
 تخصصی شدن فعالیتهاتأمین سرمایه اولیه 
           

روش تحقیق:
تحقیق حاضر به لحاظ هدف، از نوع تحقیق کاربردی و اکتشافی است چون در پی بررسی تأثیرات آموزشهای رسمی فنی و حرفه‌ای بر توسعه فعالیتهای غیرکشاورزی در منطقه است و نتایج آن می‌تواند در برنامه‌ریزی و یافتن راهکارهای مناسبِ توسعه این فعالیتها قابل استفاده و مفید باشد.
به لحاظ مطالعه اثرات یک پدیده روی پدیده‌ای دیگر و مطالعه کل جامعه آماری براساس متغیرهای مورد مطالعه، یک تحقیق پیمایشی اما به لحاظ محدودیت جامعه آماری و آزمون‌پذیر نبودن نتایج حاصله و عدم استفاده از آمار استنباطی، از حیث نحوة ارائه نتایج و آمار و ارقام، از نوع تحقیق توصیفی می‌باشد.
لازم به یادآوری است که در این تحقیق، علاوه بر پرسشنامه و مطالعه اسنادی و کتابخانه‌ای، از تکنیکهای مصاحبه همراه با مشاهده، نظرخواهی از کارشناسان و مسؤولانِ دستگاههای دولتی و افراد بومی نیز استفاده شده است.
البته قبل از تنظیم پرسشنامة نهایی، یک مطالعه مقدماتی و اکتشافی نیز برای شناخت بهتر جامعه آماری و رفع اشکالات پرسشنامه نیز صورت گرفته است.



متغیرهای تحقیق:
عمده‌ترین متغیرهای مورد مطالعه در این تحقیق عبارت بودند از:
ـ متغیرهای فردی شامل سن ، جنس، تأهل، میزان تحصیلات
ـ متغیرهای مربوط به فعالیت نظیر نوع فعالیت، سال شروع، نوع و میزان محصول، قیمت تمام‌شده و فروش
ـ متغیرهای اقتصادی نظیر سرمایه اولیه، میزان افزایش سرمایه، تکنولوژی مورد استفاده، افزایش درآمد و میزان اشتغال‌زایی.
ـ متغیرهای آموزشی نظیر دوره‌های آموزشی گذرانده، تأثیر آن بر کارآیی، افزایش کیفیت محصول، سرعت انجام کار، افزایش درآمد، ایجاد انگیزه فعالیت و مشارکت، پیشرفت کار و میزان موفقیت.
ـ متغیرهای روانشناختی نظیر عوامل مؤثر بر گرایش فرد به نوع فعالیت، عوامل موفقیت در کار، میزان علاقه‌مندی به فعالیت در بخشهای دولتی و خصوصی، علاقه‌مندی به اشتغال در بخش کشاورزی و علاقه‌مندی به ادامه تحصیل در رشته متناسب با نوع فعالیت.
ـ متغیرهای اجتماعی نظیر تأثیر فعالیتهای غیرکشاورزی بر کاهش مهاجرت، کاهش میزان بزهکاری،‌ جذب جوانان و… .



فرضیه‌های تحقیق:
1 ـ آموزشهای رسمی فنی و حرفه‌ای باعث توسعه فعالیت‌های غیرکشاورزی خواهد شد.
2 ـ آموزشهای رسمی فنی و حرفه‌ای باعث توسعه فعالیت‌های درآمدزا خواهد شد.
3 ـ آموزشهای رسمی فنی و حرفه‌ای باعث افزایش میزان بازدهی و سودآوری فعالیتهای غیرکشاورزی خواهد شد.
4 ـ آموزشهای رسمی فنی و حرفه‌ای باعث ارائه خدمات فنی و حرفه‌ای در منطقه خواهد شد.
5 ـ آموزشهای رسمی فنی و حرفه‌ای باعث تقویت و فعال شدن بخش خدمات در منطقه خواهد شد.
6 ـ آموزشهای رسمی فنی و حرفه‌ای باعث تحرک و تقویت بخش کشاورزی در منطقه خواهد شد.
7 ـ توسعه فعالیتهای غیرکشاورزی موجب ایجاد اشتغال در منطقه و جذب جوانان خواهد شد.
8 ـ توسعه فعالیتهای غیرکشاورزی باعث افزایش درآمد و کاهش فقر در میان روستائیان خواهد شد.
9 ـ توسعه فعالیتهای غیرکشاورزی موجب استفاده مطلوب از سرمایه‌های کوچک و سرگردان می‌شود.
10 ـ توسعه فعالیتهای غیرکشاورزی موجب کاهش روند مهاجرت‌های روستایی به شهرهای بزرگ خواهد شد.
11 ـ توسعه فعالیتهای غیرکشاورزی موجب بازگشت مهاجران به مناطق روستایی و ماندن در روستا خواهد شد.
12 ـ توسعه فعالیتهای غیرکشاورزی موجب ایجاد و توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی در بخش کشاورزی خواهد شد.

جامعة آماری:
جامعه آماری تحقیق حاضر عبارت بود از تمامی کارگاههایی که در یک دورة 5 ساله و در فاصلة سالهای 1378 تا 1382 مجوز فعالیت و احداث کارگاه را از ادارة جهاد کشاورزی شهرستان قائم‌شهر دریافت کرده‌اند که تعداد آن 70 کارگاه بوده است.

روشهای آماری:
از آمار توصیفی و آمارهایی چون جداول توزیع فراوانی و درصد فراوانی‌ها برای بیان ویژگی‌های متغیرهای مورد مطالعه و ارائه یافته‌های تحقیق استفاده شده است.

موقعیت جغرافیایی:
شهرستان قائم‌شهر 3107 کیلومتر مربع مساحت دارد، تابع استان مازندران است، از دو بخش مرکزی و جویبار تشکیل شده است، جمعیت آن براساس سرشماری سال 1375 ،
919/327 نفر اعلام شده است که 3/52 درصد در مناطق شهری و 7/47 درصد در مناطق روستایی قرار دارند و جمعیت زنان (165197) بیشتر از جمعیت مردان (162722) است.
از دو نوع آب وهوای کوهستانی، سردسیر و ییلاقی و همچنین، جلگه‌ای و مرطوب برخوردار است. عمدة محصولات آن، برنج، مرکبات، غلات و حبوبات، صیفی، جنگلداری، سبزیجات، محصولات صنعتی، لبنیات و محصولات دامی است.
خطوط ارتباطی آن، راه‌آهن، راههای آسفالته و شوسه است.
34 درصد جمعیت بالای 10 سال شهرستان را افراد شاغل و بیکار (جویای کار) تشکیل می‌دهند.
گروههای عمدة شغلی شهرستان عبارتند از: کارگران ماهر کشاورزی، جنگلداری و ماهیگیری (5/28 درصد) ، صنعتگران و کارکنان مشاغل مرتبط (7/17 درصد) و متخصصان
(9/10 درصد).
عمدة فعالیت در شهرستان عبارتست از کشاورزی، ماهیگیری، جنگلداری، عمده‌فروشی و خرده‌فروشی، تعمیر وسایل نقلیه موتوری و کالای شخصی و خانگی، صنعت و ساخت.

یافته‌های تحقیق:

پایان‌نامه علوم ارتباطات اجتماعی با عنوان "عوامل موثر بر استفاده رسانه‌ای ...

 

بسمه تعالی

 

دانشگاه تهران

 

 

 

دانشکده علوم اجتماعی

 

گروه آموزشی علوم ارتباطات اجتماعی

 

  

 

پایان‌نامه کارشناسی ارشد  در رشته علوم ارتباطات اجتماعی با عنوان “عوامل موثر بر استفاده رسانه‌ای زنان

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :
طرح مسأله
مقدمه
این تحقیق با دو هدف اصلی انجام می‌شود: هدف اول آن بررسی نحوه استفاده رسانه‌ای زنان با توجه به ویژگی‌های اشتغال، تاهل،سن و میزان تحصیلات است و هدف دوم نحوه استفاده رسانه‌ای زنان با توجه به نحوه تفسیر آن‌ها از بازنمایی زنان در رسانه‌ها است. این اهداف در ارتباط با اهمیت جایگاه جنسیت در پژوهش‌های رسانه‌ای شکل گرفته است.
با توجه به این پژوهش‌ها زنان از مردان در استفاده رسانه‌ای خود متمایز می‌شوند. و حتی برخی از ژانرها و محتواهای رسانه ای زنانه یا مردانه تلقی می شوند. اما به نظر

پایان نامه

 می‌رسد تفاوت استفاده رسانه‌ای زنان با مردان بیشتر از آن که به علت تفاوت جنسی آن‌ها باشد، منتج از تفاوت جنسیتی است که انتظارات اجتماعی متفاوت و بالطبع مسئولیت‌های متفاوت، سبک زندگی، رجحان‌ها و سلایق رسانه‌ای متفاوتی را نیز برای هر دو گروه زنان و مردان ایجاد می کند. اما تا کنون این تفاوت در استفاده رسانه‌ای به تفاوت در جنس نسبت داده شده است.

به عبارت دیگر وقتی مقوله جنس مورد بررسی قرار می‌گیرد، از زنان به عنوان کلیتی یک دست و همگون سخن به میان می آید. یعنی تنها ویژگی زن بودن تعیین کننده رفتارهای اجتماعی و فردی و ازجمله استفاده‌ رسانه‌ای آنان است. در حالی که جنس را باید متغیر واسطی در نظر گرفت که در اکثر جوامع وظایف و مسئولیت‌های اجتماعی افراد را از یکدیگر متمایز کرده است.
به این معنی که در اکثر جوامع تقسیم وظایف بین زنان و مردان به شیوه سنتی طوری انجام شده است که مردان وظیفه اشتغال بیرون از خانه و زنان مسولیت رسیدگی به کارخانه و نگهداری از کودکان را دارند. در این حالت، بالطبع نیازهای آموزشی یا زمان اوقات فراغت آن‌ها با یکدیگر تفاوت اساسی خواهد کرد و به این دلیل می‌توان گفت که تفاوت در جنس می‌تواند تفاوت معنی داری در نحوه استفاده رسانه‌ای افراد بوجود بیاورد. به عنوان مثال زنان خانه دار مدت زمان بیشتری را نسبت به مردان در خانه هستند و این موضوع باعث استفاده بیشتر آنان از برنامه‌های تلویزیون می‌تواند باشد. همچنین زنان به واسطه مسئولیت‌هایی که در قبال مراقبت و تربیت کودکان و رسیدگی به امور خانه بر عهده می‌گیرند، نیازهای آموزشی مرتبط از جمله نکات مربوط به خانه داری و آشپزی را  نیز پیدا می‌کنند.علاوه بر آن چنانچه تنها چنین نقشهایی برای زنان در یک جامعه تعریف شده باشد،‌دختران مجرد نیز خودرا نیازمند چنین آموزش هایی خواهند دید. اما آموزش تنها یکی از کارکردهای رسانه‌ها است. سرگرمی و اطلاع‌رسانی از دیگر کارکردهای رسانه‌ها است و مخاطبین با توجه به نیازهای مختلف خود نسبت به دریافت اطلاعات و هم چنین برنامه روزانه و اوقات فراغت خود، به شیوه‌های متفاوت در رابطه با این کارکردها از رسانه‌ها استفاده می‌کنند. در این مورد نیزچنانچه زنان تنها نقش مادر و همسر را ایفا کنند، نیازهای اطلاعاتی آن‌ها تا حدود زیادی شبیه هم خواهد بودکه احتمالاً این اطلاعات، اطلاعاتی خواهند بود که آن‌ها را در انجام مسئولیت‌های خود یاری دهد. به همین صورت می‌توان گفت اوقات فراغت و همچنین ساعاتی را که زنان خانه دار به انحاء مختلف می‌توانند از رسانه‌ها استفاده کنند نیز تا حد زیادی شبیه به یکدیگر است. به عنوان مثال بسیاری از زنان خانه دار صبح‌ها که همسر و یا فرزندانشان در خانه نیستند، هم زمان با کارخانه فرصت گوش کردن به رادیو یا تا حدودی استفاده از برنامه‌های تلویزیون را می‌توانند پیدا کنند و این برنامه زمانی تا حد زیادی می‌تواند تعیین کننده نحوه پرکردن اوقات فراغت آن‌ها باشد. از آن جا که زنان خانه‌دار در همه جوامع اکثریت زنان را تشکیل می‌دهند، این وی‍ژگی زنانه تلقی شده و این در حالی است که این نحوه استفاده مربوط به خانه‌دار بودن و نه زن بودن می‌باشد. شاهد این موضوع تفاوت استفاده رسانه‌ای زنان شاغل می باشد.

یک مطلب دیگر :


زنان شاغل صبح‌ها فرصت استفاده کردن از برنامه‌های تلویزیون را ندارند.علاوه بر آن محیط کار هنجارهای متفاوتی را در مقایسه با محیط خانه بر زنان حاکم می‌کندو این هنجار‌ها خود مسئولیت‌هایی را در قبال استفاده از بر خی از رسانه‌ها برای زنان بوجود می‌آورد. سن و میزان تحصیلات متفاوت نیز نیازهای مختلفی را برای افراد بوجود می آورد. در اکثر پژوهش‌هایی که به خصوص در کشورهای غربی درباره موضوع زنان و رسانه‌ها انجام شده است، جامعه آماری مورد بررسی از یکسانی و همگونی برخوردار بوده است و در اکثر اوقات هم زنان خانه دار در نظر گرفته شده اند.(رجوع کنید به فصل دوم پایان نامه ).
اما با تغییرات اجتماعی در اکثر جوامع از جمله در ایران و برنامه‌های توسعه تعداد زنان شاغل و تحصیل‌کرده افزایش پیدا کرده است و بالا رفتن میزان تحصیلات و اشتغال، جامعه زنان را از نظر ویژگی‌های اجتماعی دارای پراکندگی زیاد کرده است. با نگاهی به برنامه‌های توسعه و مشارکت اجتماعی زنان طی برنامه سوم توسعه که از سال‌ 1379 تا سال 1383 در کشور، پیاده شده است، به نظر می رسد لزوم بررسی شرایط جدیدتری که برای زنان در کشور به وجود آمده و زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی آن‌ها را متفاوت از سال‌های قبل از آن کرده است، وجود دارد. در این مورد می‌توان به برخی از برنامه‌های توسعه در رابطه با زنان اشاره کرد. به عنوان مثال بر اساس ماده 158 برنامه سوم توسعه، مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری موظف است در جهت زمینه‌سازی برای ایفای نقش مناسب زنان در توسعه کشور و تقویت نهاد خانواده، ضمن انجام مطالعات لازم با همکاری دستگاه‌های اجرای ذیربط اقداماتی را به عمل آورد که به طور خلاصه این فعالیت‌ها در قالب 6 محور آموزشی، فرهنگی، ورزشی، اشتغال (مشارکت زنان)، امور علمی و پژوهشی (مطالعات و تحقیقات در مسائل زنان)، امور حقوقی و توسعه سازمان‌های غیر دولتی زنان گنجانده شده است. براساس این ماده، گزارشی از فعالیت‌های مرکز امور مشارکت زنان با همکاری دستگاه‌های اجرایی در قالب این 6 محور طی سال‌های 1379 تا 1383 منتشر شده است. براساس این گزارش، در زمینه آموزشی، فعالیت‌هایی از قبیل پوشش کامل دختران واجب‌التعلیم در سطح کشور، تربیت و توانمند‌سازی مدیران زن، طراحی و تدوین مجموعه‌های آموزشی به منظور توانمندسازی زنان خانه دار، توانمندسازی فرهنگی زنان و دختران دانش‌آموز، تقویت خود باوری و اعتماد به نفس و افزایش روحیه مشارکت جویی در دختران، برگزاری کارگاه‌های آموزشی تحلیل جنسیتی در جهت اصلاح نگرش‌ها و باورهای سنتی و غلط حاکم بر جامعه درباره زنان، برگزاری سمینار‌ها و گرد همایی‌های علمی داخلی و بین المللی مربوط به زنان و خانواده و توانمندسازی آن‌ها در جهت حضور فعال و موثر در مجامع بین المللی، از جمله این فعالیت‌ها بوده است. همچنین در زمینه امور فرهنگی فعالیت‌هایی از قبیل توسعه و تجهیز کتابخانه‌های موجود در مناطق روستایی و کمتر توسعه یافته، توسعه مشارکت زنان در سطح کشور با تاکید بر نقش محوری زن در خانواده، انجام فعالیت‌های فرهنگی و هنری در راستای فعالیت‌های آموزشی در زمینه مهارت‌های زندگی برای زنان، برگزاری جشنواره موسیقی بانوان نواحی ایران و برگزاری مراسم هفته زن، صورت گرفته است. در زمینه امور ورزشی هم فعالیت‌هایی در زمینه عمومی کردن ورزش، آماده‌سازی تیم‌های ملی بانوان و بهینه سازی اوقات فراغت دختران جوان صورت گرفته است. علاوه بر این در زمینه توسعه مشارکت و اشتغال زنان، این مرکز فعالیت‌هایی در جهت تشکیل تعاونی‌های روستایی زنان، توسعه مشارکت زنان در سطح کشور و سازمان دهی زنان شاغل در صنایع دستی، انجام داده است. در زمینه مطالعات و تحقیقات در امور زنان نیز می‌توان به مواردی از قبیل تقویت کتابخانه‌های دانشگاه‌ها از طریق ارایه کتب و نشریات ویژه زنان و همکاری در زمینه اطلاع رسانی و خدمات کتابخانه‌ای، برگزاری سمینار‌ها و گردهمایی‌های علمی داخلی و بین المللی مربوط به زنان و خانواده، برگزاری برنامه هفته پژوهش،بررسی میزان و علل و عوامل موثر در بروز پدیده خشونت خانگی علیه زنان( زوج علیه زوجه)، تدوین فصل نامه پژوهش زنان، برگزاری “همایش توانایی‌هایی زنان در ایران”، برگزاری مراسم تجلیل از زنان پژوهشگر در هفته پژوهش، انجام طرح پژوهشی ارزش کار خانگی زنان و تقویت رشته مطالعات زنان اشاره کرد. در نهایت ذکر این نکته نیز ضروری است که در زمینه حقوقی نیز بر اساس ماده 159 فعالیت‌هایی از جانب این مرکز در جهت رفع مشکلات حقوقی زنان انجام شده و پیشنهاد‌هایی در جهت بهبود وضعیت حقوقی زنان تهیه شده است. این قوانین عمدتاً در رابطه با ارث، تعدیل شرایط طلاق، اصلاح قانون کار در خصوص محرومیت از اشتغال زنان در مشاغل سخت و زیان‌آور و پیشنهاداتی در رابطه با اصلاح قوانین و مقررات مربوط به شیردهی و استفاده از مهدکودک‌ها برای زنان شاغل بوده است(مرکز امور مشارکت زنان، 1384).
بررسی و مرروی کوتاه بر فعالیت‌هایی که درزمینه توسعه زنان طی این سال‌ها انجام شده است، با هدف روشن تر شدن فضای فرهنگی و اجتماعی است که زنان در آن به استفاده از رسانه‌ها می‌پردازند. صرف نظر از این موضوع که این فعالیت‌ها تا چه حد در بسترسازی برای اشتغال یا مشارکت اجتماعی و تحصیل زنان و همچنین تغییر و اصلاح قوانین به نفع آن ها، موثر بوده اند، شکل گیری زمینه فرهنگی و اجتماعی زنان در این شرایط و تلقی از خود در چنین فضاین،  سلماً از دیدگاه ￿ی م و رسانه‌ها و به خصوص بازنمایی زنان در رسانه‌ها و بازتولید هویت‌های خاص از آن‌ها، جای تامل دارد.
در این شرایط به نظر می‌رسد، برای آگاهی به نحوه استفاده رسانه‌ای زنان، کسب شناخت نسبت به سبک زندگی و نیازهای زنان با توجه به زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی آن‌ها و همچنین سبک‌های زندگی متفاوت که ناشی از تاهل، اشتغال، تجرد یا سن آن‌ها است، به طور جداگانه ضروری باشد.
بنابراین مسأله مهمی که در این تحقیق به آن خواهیم پرداخت، این است که جنس عامل موثر در استفاده رسانه‌ای زنان است یا جنسیت یعنی ساخت و انتظارات اجتماعی جنس است که با استفاده رسانه‌ای آن‌ها در ارتباط می‌باشد.
مسئولیت‌های اجتماعی زنان و شکل‌گیری نیازها
چنانچه ذکر شد زنان خانه‌دار و متاهل با توجه به مسئولیتی که در قبال کودکان ورسیدگی به امور منزل دارا می باشند، نیاز به کسب آموزش‌ها و اطلاعاتی در راستای ایفای نقش مادری و همسری خود دارندکه رسانه‌ها تا حدودی می‌توانند این آموزش‌ها را به آن‌ها ارایه دهند. هم چنین چنانچه هویت خود را به عنوان مادر و همسر مطلوب بدانند، احتمالاً در پی تثبیت این هویت از طریق رسانه‌ها هستند. اما اگر در یک جامعه، زنان از نظر دارا بودن ویژگی‌هایی از قبیل وضعیت اشتغال، میزان تحصیلات، وضعیت تاهل و سن دارای پراکندگی باشند، با توجه به مطالبی که ذکر شد، نیازها و بالطبع رجحان‌های رسانه‌ای آن‌ها نیز با یکدیگر تفاوت خواهند کرد. به عنوان مثال زنان مجرد، مسئولیتی در قبال مراقبت از کودکان و یا امور خانه‌داری ندارند و چنانچه امکان کسب اشتغال، تحصیل و یا فعالیتهای هنری و اجتماعی را نیز داشته باشند، احتمالاً کسب آموزش‌های لازم در این زمینه‌ها را برای خود ضروری خواهند دانست. همچنین هر چند زنان مجرد نیز با احتمال این که در آینده متاهل خواهند شد نیاز به آموزش‌هایی مشابه با زنان متاهل دارند، اما در عین حال می‌توانند‌ نیاز به کسب مهارت‌های حرفه‌ای به منظور اشتغال در راستای کسب استقلال مالی بیشتر دارند. در مجموع می‌توان گفت داشتن شرایط و ویژگی‌های متفاوت‌ نیاز به کسب مهارت‌های زندگی مختلفی را نیز می‌طلبد. این مهارت‌ها می‌تواند شامل چگونگی برقراری ارتباط با ‌اطرافیان، ‌چگونگی غلبه بر مشکلات موجود و پیش‌گیری از مشکلات احتمالی، چگونگی سخن گفتن، کسب اعتماد به نفس و هویت مطلوب و غیره باشد. به عنوان مثال زنان متاهل به کسب مهارت‌هایی در ارتباط با زندگی زناشویی وکسب الگوهای رفتاری مناسب در راستای ایفای نقش همسری و مادری ‌در خانواده بیشتر نیاز دارند. در مقابل برای زنان مجرد که تعاملات خانوادگی متفاوت دارند ‌نیاز به فراگیری جنبه های دیگری از مهارت‌های زندگی از جمله نحوه ارتباط با پدر و مادر و یا خواهران و برادران یا آموزش‌هایی که بتواند آن‌ها را در ازدواج و یافتن همسر مناسب کمک کنند، ‌اهمیت بیشتری می‌تواند داشته باشند. به عبارت دیگر اگرفقط از منظرآموزشی به رسانه‌ها توجه کنیم،‌ تفاوت اساسی در نیازهای آموزشی زنان مجرد و زنان متاهل می‌توانیم پیدا کنیم. این تفاوت برای زنان با دو ویژگی اشتغال و عدم اشتغال نیز وجود دارد.

علوم اجتماعی گرایش پژوهش علوم اجتماعی مردسالاری و خشونت خانوادگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


پایان نامه و مقاله


فهرست جداولصفحه
جدول ( 1-3 ): ضریب پایایی شاخص ها………………………………………………………………………….51
جدول ( 2-3 ): حجم نمونه برحسب مناطق درشهرسبزوار………………………………………….54
جدول ( 1-4 ): آماره های مربوط به سن زنان……………………………………………………………………..57
جدول ( 2-4 ): توزیع پا سخگویان بر حسب سن……………………………………………………………….59
جدول (3-4 ): آماره های مربوط به سن همسران………………………………………………………………..60
جدول (4-4 ): توزیع پا سخگویان بر حسب سن همسر……………………………………………………….61
جدول (5- 4 ): توزیع پا سخگویان برحسب میزان تحصیلات……………………………………………..62
جدول (6-4 ): میزان تحصیلات همسران……………………………………………………………………………..64
جدول ( 7-4 ): توزیع پا سخگویان برحسب وضعیت شغلی………………………………………………..65
جدول ( 8-4 ): توزیع وضعیت شغلی همسران……………………………………………………………………..66
جدول (9-4 ): توزیع پاسخگویان برحسب وضعیت اقتصادی خانواده پدری………………………..67
جدول (10-4 ): توزیع وضعیت اقتصادی خانواده پدری مردان……………………………………………69
جدول (11-4 ): توزیع وضعیت شغلی همسران……………………………………………………………………70
جدول ( 12-4 ): آماره های مربوط به خشونت خانوادگی……………………………………………………72
جدول (13-4 ) : توزیع میزان خشونت خانوادگی………………………………………………………………..73
جدول (14-4 ): آماره های مربوط به خشونت روانی……………………………………………………………74
جدول (15-4 ): توزیع میزان خشونت روانی………………………………………………………………………..76
جدول (16-4 ): آماره های مربوط به خشونت اقتصادی………………………………………………………77
جدول (17-4 ): توزیع میزان خشونت اقتصادی…………………………………………………………………..78
جدول ( 18-4 ): آماره های مربوط به خشونت فیزیکی……………………………………………………….79
جدول ( 19-4 ): توزیع میزان خشونت فیزیکی……………………………………………………………………81
جدول ( 20-4 ): آماره های مربوط به خشونت جنسی………………………………………………………..82
جدول (21-4 ): توزیع میزان خشونت جنسی………………………………………………………………………83
جدول (22-4 ): آماره های مربوط به انواع خشونت……………………………………………………………..84
 جدول (23-4 ): آماره های مربوط به تضاد سلایق زوجین…………………………………………………85
جدول (24-4 ): توزیع میزان تضاد سلایق زوجین……………………………………………………………….87
جدول (25-4 ): آماره های مربوط به مردسالاری…………………………………………………………………88
جدول (26-4 ): توزیع میزان مردسالاری……………………………………………………………………………..90
جدول (27-4 ): آماره های مربوط به تبعیض جنسی…………………………………………………………..91
جدول ( 28-4 ) : توزیع میزان تبعیض جنسی…………………………………………………………………….92
جدول ( 1-2-4 ) : همبستگی متغیرهای مستقل با خشونت خانوادگی………………………………94
جدول (1-3-4): مدل رگرسیون چند متغیره برای تبیین خشونت خانوادگی…………………………98
جدول ( 2-3-4 ) : شاخص ها و آماره ها ی تحلیل رگرسیونی……………………………………………….98
فهرست جداولصفحه
جدول (3-3-4) : مدل رگرسیونی تضاد سلایق زوجین با متغیرهای مستقل……………………..102
جدول ( 4-3-4 ) : شاخص ها و آماره ها ی تحلیل رگرسیونی…………………………………………..102
جدول (5-3-4) : مدل رگرسیونی مردسالاری با متغیرهای مستقل……………………………………104
جدول ( 6-3-4 ) : شاخص ها و آماره ها ی تحلیل رگرسیونی……………………………………………104
جدول ( 7-3-4 ) : مدل رگرسیونی تبعیض جنسیتی با مستقل…………………………………………106
جدول ( 8-3-4 ) : شاخص ها و آماره ها ی تحلیل رگرسیونی ………………………………………….106
جدول (9-3-4) : میزان اثر متغیرهای مستقل……………………………………………………………………..109

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


یک مطلب دیگر :

تعاریف ترفیع سبز:/پایان نامه درباره بازاریابی سبز


فهرست نمودارهاصفحه
شکل شماره ( 1 – 4 ) نمودار توزیع سن زنان به همراه خط منحنی نرمال………………………………58
شکل شماره ( 2 – 4 ) نمودار توزیع سن همسران به همراه خط منحنی نرمال………………………..60
شکل شماره ( 3 – 4 ) نمودار توزیع خشونت خانوادگی به همراه خط منحنی نرمال……………….72
شکل شماره ( 4 – 4 ) نمودار توزیع خشونت روانی به همراه خط منحنی نرمال………………………75
شکل شماره ( 5 – 4 ) نمودار توزیع خشونت اقتصادی به همراه خط منحنی نرمال…………………77
شکل شماره ( 6 – 4 ) نمودار توزیع خشونت فیزیکی به همراه خط منحنی نرمال…………………..80
شکل شماره ( 7 – 4 ) نمودار توزیع خشونت جنسی به همراه خط منحنی نرمال……………………82
شکل شماره( 8 – 4 ) نمودار توزیع خشونت تضاد سلایق زوجین به همراه خط منحنی نرمال..86
شکل شماره ( 9 – 4 ) نمودار توزیع مردسالاری به همراه خط منحنی نرمال…………………………..89
شکل شماره ( 9-4 ): نمودار توزیع تبعیض جنسی به همراه خط منحنی نرمال……………………….91
شکل شماره ( 10 – 4 ) دیاگرام عوامل موثر بر خشونت خانوادگی …………………………………………100
  
  
  
  
  
  
  
  
  
 

 
 
کلیات تحقیق
 
 
مقدمه
در همه جوامع مسئله نظم و امنیت اجتماعی هم برای دولت و حاکمیت و هم برای مردم مسئله مهمی  بوده است. روابط آدمیان در جامعه برنظم و قاعده های خاصی استوار است و شیوه های  رسمی و غیررسمی نظارت و کنترل اجتماعی برای حفظ نظم و امنیت اجتماعی تدارک دیده شده است. اساس نظم اجتماعی بر شناخت و عمل به انتظارات متقابل و ایفای نقشهای اجتماعی استوار است. بطور کلی  درهمه جوامع بشری نظم اجتماعی و نظارت اجتماعی به شیوه های رسمی و غیررسمی دیده می شود، با وجود این، در همه جوامع بشری هم افرادی وجود دارند که از قواعد عموماً پذیرفته شده رفتار، تخطی می کنند، در واقع اکثر مردم حتی اگر بطور خیلی جزئی هم باشد هنجارها را نقض کرده اند. به قول دورکیم کجرفتاری و همنوایی در درون یک جامعه با ساختار خاصی که دارد ممکن می گردند.
هر روزه ما چه در محیط اطراف خود و چه از طریق رسانه ها و روابط با دیگران از مسائل مختلفی چون قتل، سرقت، آدم ربایی، ترافیک، جنگ، آلودگی های زیست محیطی، تورم، افزایش خشونت، بیکاری، تجاوز به عنف، اختلاس، ارتشاء، بالا رفتن قیمت اتومبیل ها، افزایش مصرف الکل و مواد مخدر و. . . اطلاع پیدا  می کنیم، حال ممکن است نسبت به بعضی از آنها احساس ناراحتی و نگرانی داشته باشیم و نسبت به بعضی دیگر احساس تنفر و انزجار و نسبت به مواردی هم بی تفاوت باشیم و هیچ واکنشی نداشته باشیم. در این میان خشونت خانوادگی از آن قسم مسائلی است که حساسیت خاصی را در جامعه بر می انگیزد. به نظر  می رسد که دلیل این حساسیت آن است که انسان همواره خانه را امن ترین مکان می شناسد. از این رو، هنگامی که مردی همسر خود را مورد آزار و اذیت قرار می دهد، جامعه دچار تشنج می شود و               انسان ها به شدت احساس نا امنی می کنند.
از طرف دیگر باید خاطرنشان کرد که متأسفانه یکی از دلایل عدم موفقیت در جلوگیری از وقوع جرایم، به طور عام و خشونت و پرخاشگری به طور خاص، عدم ریشه یابی در علل و عوامل وقوع آنها است. افراد جامعه توجه خود را بیشتر به غلط به درمان موقتی به نام مجازات معطوف کرده اند که تحقیقات و مطالعات مختلف به عواقب و پیامدهای منفی این نوع درمان پرداخته و ناکارا بودن آنرا گوشزد کرده اند. اصولاً پیشگیری باید با دانش و اطلاعات کافی نسبت به علل ایجاد کننده هر دردی باشد و سپس مداوا در            پی تشخیص درد صورت پذیرد. چراکه اگر تشخیص درست باشد، درمان نیز آسان و سریع خواهد بود. لذا بررسی خشونت خانوادگی به عنوان یکی از مسایل اجتماعی و ارایه راه حلهای مناسب به شیوه علمی، نیازمند به کارگیری روشهای خاص علمی و تخصصی است.
تحقیق حاضر بر آن است تا علاوه بر تشریح فضای مفهومی خشونت و خشونت خانوادگی، ابتدا               عوامل مؤثر برخشونت خانوادگی( همسرآزاری ) را شناسایی کند و سپس سهم متغیر پدرسالاری را در بروز این پدیده نشان دهد. به عبارت دیگر ما خواهان آنیم که نشان دهیم که متغیر مردسالاری در جامعه کنونی تا چه حد می تواند در تولید خشونت خانوادگی نقش داشته باشد.
1-1- طرح و بیان مسأله:
با وجود دگرگونی در ساختار خانواده و نقش های خانوادگی، بی تردید خانواده همچنان یکی از ارکان و نهادهای اصلی جامعه به شمار می رود. اهمیت خانواده از این روست که نه تنها محیط مناسبی برای همسران به شمار می آید بلکه وظیفه جامعه پذیری و تربیت نسل های آتی را نیز بر عهده دارد. به عبارتی می‏توان گفت؛ درونی کردن ارزشها و هنجارها از خانواده آغاز می‏گردد. وجود خانواده از آن جهت ضروری است که شخصیت انسانی زاده نمی‏شود بلکه از طریق فرایند اجتماعی شدن که بنیان و اساس آن از خانواده است، ساخته می‏شود، آنها کارخانه‏هایی هستند که شخصیت انسانی را تولید می‏کنند. ایفای بهینه این کارکردها نه تنها برای بقاء خانواده ضروری است بلکه برای تداوم  جامعه و انسجام اجتماعی نیز ضروری        می باشد.  ولی با این وجود، در حال حاضر خانواده دچار آسیب هایی نظیر: طلاق، اختلافات زناشویی، خودکشی، کودکان فراری و خشونت خانوادگی شده است.
در این میان، خشونت خانوادگی یا خشونت در حوزه خصوصی،  پدیده ای است که روابط سالم خانوادگی را که برای بقاء و تحکیم خانواده لازم و ضروری است، متزلزل ساخته و بعضاً از بین می برد. اشکال و انواع متفاوتی از خشونت خانوادگی وجود دارد که دامنه گسترده آن از نزاع بین خواهران و برادران تا به قتل رسیدن والدین توسط فرزندان و فرزندان توسط والدین کشیده می شود. بطور کلی انواع خشونت های خانوادگی را می توان در قالب هایی نظیر: 1- همسر آزاری، 2- فرزند آزاری، 3- والدین آزاری                   و 4- سالمند آزاری قرار داد.
به نظر می رسد که در بین انواع و اقسام مختلف خشونت خانوادگی، همسر آزاری یا آزار همسر نمود بیشتری دارد و معمولاً در محیط خلوت و خصوصی خانواده به وقوع می پیوندد و در بیشتر موارد میان افرادی رخ می دهد که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی و یا قانونی به هم پیوند خورده اند. به بیان دقیقتر، صرف نظر از بی طرفی ظاهری این واژه، « خشونت خانوادگی »تقریباً همواره جرم وابسته به جنسیت خاص محسوب می گردد که مردان نسبت به زنان روا می دارند.  بدرفتاری و آزار همسر معمولاً به صورت آزارهای کلامی مانند تحقیر و توهین و فحاشی آغاز و نهایتاً به خشونت فیزیکی( ضرب و شتم ) و حتی به قتل ختم می شود. این معضل علاوه بر ایجاد عوارض جسمی و روحی کوتاه و بلند مدّت در قربانی و تهدید کیان خانواده موجب تبعات اجتماعی جبران ناپذیر همچون طلاق، فرار از منزل و خودکشی و غیره می شود.
امّا سئوال اساسی این است که با وجود اهمیتی که خانواده و بویژه نقشی که در جامعه پذیری و تربیت نسل های آتی دارد، چه علل و عواملی سبب بروز خشونت در این حوزه می شود؟
بسیاری از صاحب نظران به منظور تبیین مسأله مذکور به علل و عوامل مختلفی اشاره کردند که بطور کلی می توان آنها را در دو سطح؛ متغیرهای فردی و متغیرهای اجتماعی قرار داد. بدین ترتیب که برخی (جامعه شناسان) آن را انعکاسی از واقعیات اجتماعی می دانند و برخی دیگر (روان شناسان) بر این باور هستند که خشونت منبعث از واقعیات درونی و روانی است. پر واضح است که هر یک از این دو دیدگاه اجتماعی و روانی با در نظرگرفتن کانون واقعیت از منظر خاصی به پدیده مذکور نگریسته  و پاسخی به این پرسش داده اند، ولی پاسخ هر کدام دچار محدودیت هایی است، چرا که جامعه شناسان با تاکید بر واقعیات اجتماعی در بروز این پدیده، نقش شخصیت فرد، آسیب های روانی و تجارب نخستین فرد در ایام کودکی و نیز نیرو های روانی را نادیده گرفته اند. روان شناسان نیز با در نظر گرفتن عوامل روان شناختی در بروز پدیده خشونت، حقایق و واقعیات اجتماعی را نادیده می گیرند. ولی به نظر می رسد که در برخورد با پدیده خشونت، اصل علّیت دایره ای فزاینده دارد و لذا نباید مسأله مذکور را تک بعدی بررسی کرد، بلکه باید مجموعه ای از عوامل جامعه شناختی و روان شناختی را در نظر گرفت. در این پژوهش ما برآنیم تا نقش و سهم متغیر پدرسالاری را در بروز خشونت خانوادگی مشخص کنیم ؛ هر چند که منکر تاثیر دیگر متغیرها در پیدایش این پدیده نیستیم.
بنابراین با توجه به مطالب فوق، پژوهش حاضر بر آن است تا نقش و تأثیر پدرسالاری را  بر خشونت خانوادگی ( همسرآزاری) در شهرسبزوار مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. همچنین پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به سوالات ذیل می باشد:
1- میزان خشونت خانوادگی( همسر آزاری ) در جامعه آماری مورد بررسی چه اندازه است؟

پایان ‏نامه کارشناسی انسان‏شناسی درباره مناسک عزاداری

مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 55
1ـ3ـ روش‌شناشی ……………………………………………………………………………………………………………………………… 56
1ـ1ـ3ـ روش‌شناسی گیرتز …………………………………………………………………………………………………………….. 56
2ـ1ـ3ـ روشها و تکنیک‌های تحقیق ………………………………………………………………………………………………. 65
3ـ1ـ3ـ روش‌شناسی تحلیل و تفسیر داده‌ها ……………………………………………………………………………………. 70
2ـ3ـ مناقشات روش‌شناختی ……………………………………………………………………………………………………………… 71
1ـ2ـ3ـ دیالوگ و خویشتن‌نگری انتقادی…………………………………………………………………………………………. 82
فصل چهارم: تاریخ و تشیع و مناسک عزاداری
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 88
1ـ4ـ نگاهی اجمالی به تاریخ تکوین تشیع …………………………………………………………………………………………. 89
2ـ4ـ ایران پس از انقلاب 1357………………………………………………………………………………………………………….. 94
3ـ4ـ مروری اجمالی بر تاریخ عزاداری……………………………………………………………………………………………….. 101
4ـ4ـ مناسک عزاداری در سفرنامه‌های غربی‌ها …………………………………………………………………………………… 109
فصل پنجم:  یافته های میدانی
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 138
1ـ5ـ گفتمان کربلا پس از انقلاب اسلامی: دوران جمهوری اسلامی ………………………………………………….. 139
1ـ1ـ5ـ نریمان پناهی ……………………………………………………………………………………………………………………… 144
2ـ1ـ5ـ سید محمد جواد ذاکر: سمبل سبک جدید …………………………………………………………………………. 145
3ـ1ـ5ـ مهدی اکبری: مداحی از حوزه فرهنگی مشهد……………………………………………………………………… 145
4ـ1ـ5ـ عبدالرضا هلالی: اوج جریان سبک جدید و ستاره مداحان …………………………………………………. 147
2ـ5ـ فضای هیاتها: اجتماعی هیاتی……………………………………………………………………………………………………… 153
3ـ5ـ مفاهیم و نمادهای اصلی گفتمان کربلا ………………………………………………………………………………………. 160
1ـ3ـ5ـ عزاداری …………………………………………………………………………………………………………………………….. 161
2ـ3ـ5ـ اندوه، ماتم و حزن………………………………………………………………………………………………………………. 163
3ـ3ـ5ـ اشک و گریه ……………………………………………………………………………………………………………………… 164
4ـ3ـ5ـ کربلا و عاشورا……………………………………………………………………………………………………………………. 168
5ـ3ـ5ـ نمادهای انسانی …………………………………………………………………………………………………………………. 172
6ـ3ـ5ـ عشق و دیوانگی ………………………………………………………………………………………………………………… 179
7ـ3ـ5ـ علم و کتل و نخل و غیره…………………………………………………………………………………………………… 182
8ـ3ـ5ـ حیوانات نمادین ………………………………………………………………………………………………………………… 185
9ـ3ـ5ـ آب و عطش و تشنگی ………………………………………………………………………………………………………. 186
4ـ5ـ صورت‌بندی امروزین گفتمان کربلا و مکانیسم‌های تولید معنا در آن …………………………………………. 188
5ـ5ـ گفتمان کربلا: ساختار معنایی، زبانشناختی و موسیقائی……………………………………………………………….. 197
6ـ5ـ گفتمان کربلا و حیات اجتماعی عزاداران……………………………………………………………………………………. 204
7ـ5ـ گفتمان کربلا و اخلاقیات و سبک زندگی عزاداران ……………………………………………………………………. 212
8ـ5ـ گفتمان کربلا و گفتمان انتظار……………………………………………………………………………………………………… 218
فصل ششم : نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………. 22
منابع و مآخذ………………………………………………………………………………………………………………………………………. 35
ضمائم………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 242

 

 

1ـ1ـ طرح مسئله

دین به مثابه نظام فرهنگی (گیرتز، 1973) و یک پدیده اجتماعی(دورکیم، 1383) در مطالعات انسان‌شناختی جایگاه خاصی دارد. هر چند این پژوهشها عمدتاً مبتنی بر ادیان قبیله و وجوه عجیب و غریب دین بوده‌اند(موریس، 1383)، با وجود اینها مطالعات انسان‌شناختی ادیان بزرگ، بالاخص دین اسلام در وجه گسترده آن رواج بیشتری یافته است (گیرتز، 1968) ادیان بزرگی همچون اسلام، عمدتاً در این مطالعات بیشتر شامل بررسی مذهب اهل تسنن بوده، با وجود این، مطالعات اندکی نیز در باب تشیع از منظر انسان‌شناختی صورت گرفته است(ر.ک. فیشر،1980). اسلام به عنوان یکی از ادیان ابراهیمی جغرافیای تمدنی خاص خودش را در پهنه وسیعی از جهان از قرن 2 هجری به بعد شکل داد. این تنوع به همراه چالشهای پیش روی این مذهب جدید سبب تکثرهای فرقه‌ای درونی آن شد. یکی از این گرایشهای اصلی اسلام، مذهب تشیع است که خود این مذهب نیز فرق و شاخه‌های درونی خودش را دارد. تشیع به عنوان مذهب گروه‌های فرودست و اقلیت‌، عموماً در حیطه تمدن اسلامی ـ به جز در مراحل خاص ـ در حاشیه قدرت بوده است (الشیبی، 1380 و توال، 1383).
تاریخ تشیع پس از شهادت امام علی و صلح امام حسن و بالاخص شهادت امام حسین روند دیگری را از سر گذراند که مهمترین ویژگی آن حاشیه بودگی در کنار اکثریت تسنن است. به همین سبب تلاش مستمری برای تمایز هویت خودی از اکثریت دیگری را دنبال کرده، این تلاش در همه وجوه این مذهب از باورها و مسائل کلامی و اعتقادی تا امور منسکی و … را شامل می‌شود. تاکید بر وجوه خاص در این مذهب، بالاخص مناسک عزاداری محرم یکی از این تلاشهاست. شهادت امام حسین، در کلیت قضیه شبیه به سرنوشت سایر ائمه بوده است، اما این حادثه تاریخی، در ذهن تشیع جایگاهی فراتر از یک امر تاریخی یافت و «در حقیقت فصل اساسی تاریخ شیعیگری شد» (توال، 1383: 31). به همین سبب هم تا امروز در میان بسیاری از گروه‌های شیعه حتی در کشوری مثل آمریکا یکی از عناصر اصلی ابراز هویت به شمار می‌آید (تکیم، 1384 و العمار، 1384).
این تمایزیابی در آغاز تاریخ تشیع چندان رایج نبود، بلکه تشیع به تدریج مناسک خاص خودش را بنا به تنوع جغرافیایی و قومی و فرهنگی‌اش و در گذر زمان شکل داد (گیب، 1380). ایران یکی از مهمترین سرزمینهای رشد و گسترش تشیع بوده است که بالاخص با تاسیس و قدرت یافتن سلسله‌هایی مثل آل‌بویه و کیائیان و در نهایت صفویه، تشیع مذهب رسمی کشور ایران شد(جعفریان، 1379 و شوایتزر، 1380). این جریان به واسطه پشتوانه سیاسی که در گسترش مذهب تشیع داشت، سبب نفوذ مذهب تشیع در بخشهای بیشتری از جامعه ایرانی گشت، نفوذی که همراه بود با آمیخته شدن هر چه بیشتر مذهب تشیع و فرهنگ ایرانی که شاید هم به دلیل تشابه ساختاری این دو مجموعه با هم باشد(ر.ک: بی‌من، 1381: 2ـ 51 و فیشر 1980). هر چند عموماً تشیع را در جامعه ایرانی بصورت یک کلیت یکدست و همسان مورد بررسی قرار داده‌اند، اما کسانی مثل فیشر به تنوع و تکثر درونی مذهب تشیع در بخشهای مختلف قشربندی اجتماعی ـ فرهنگی ایرانیان اشاره می‌کنند (فیشر، 4: 1980).
این تنوع و تکثر را در تاکید بر وجوه خاصی از دین مثل وجوه عقلانی و فکری یا وجوه عاطفی و مناسکی به خوبی می‌توان دید. یکی از مهمترین موضوعاتی که می‌تواند مجرای بسیار مناسبی برای شناخت دینداری ایرانیان باشد، مقوله مناسک عزاداری محرم است که فیشر آنرا «پارادایم کربلا» نام می‌نهد. اما به دلایلی که بعداً شرح خواهم داد، من آنرا «گفتمان کربلا» می‌نامم. گفتمان کربلا، گفتمانی است که دال برتر آن حادثه کربلا و روایت عاشورا توسط دینداران شیعی است به نظر فیشر (1980) سایر گروه‌بندی‌های اجتماعی بر وجوه متفاوتی از مذهب تشیع تاکید بیشتری دارند. همانطور که گفته شد در مطالعات اجتماعی دین در ایران کمتر به این مقوله گفتمان غالب در درون مذهب تشیع در اقشار و گروه‌بندی‌های مختلف (مثل روحانیون، صوفیان، بازاریان و طبقات بالای شهری و در نهایت اقشار فرودست شهری و روستائیان و عشایر) توجه داشته‌اند. به دلیل ساختار فرهنگی و سیال این گفتمان و پیوندی که با حیات دائماً در حال تغییر فرودستان شهری داشته، همیشه متحمل تغییرات بسیاری نیز بوده است و این مساله خود ناشی از ساختار مناسک مذهبی است. چرا که مناسک مذهبی علاوه بر آنکه بازنمای دگرگونیها هستند، یکی از نقش‌های اصلی‌شان پیشبرد دگرگونی و اعتبار بخشیدن به دگرگونی‌هاست (بیتس و پلاگ، 1375: 678). مردم در طی تحول زندگی‌شان، نگرشها و ذهنیت‌شان نیز تغییر می‌کند و این سبب تغییر فهم آنها از عناصر اصلی مناسک مذهبی نیز خواهند شد. و از آنجا که گفتمان کربلا حول شخصیت‌ها و حادثه‌های خاصی سامان‌دهی شده است، این گفتمان و مناسک مربوط به آن نیز تغییر می‌کند. زیرا «تغییرات مناسک تابع تغییراتی است که در شیوه تلقی از این شخصیت‌ها پیش می‌آید» (دورکیم، 1383: 113). بنابراین این گفتمان و تغییرات آن بازنمای مناسبی برای زندگی مردم و تغییرات آن بالاخص در حیطه قشر اجتماعی مربوطه می‌باشد.
این گفتمان به دلیل نقش مهمی که در حیات این مردم داشته است، در صور مختلفی تبلور یافته و مردم آنرا طی مکانیسم‌ها و صورت‌بندی‌های متنوعی بازسازی کرده‌اند. شکل سنتی تئاتر ایرانی، یعنی تعزیه یکی از این صورت‌بندی هاست و همچنین صور دیگری مثل روضه، سفره‌های نذری خانگی، دسته‌های زنجیرزنی در ماه محرم، هیاتهای سینه‌زنی و عزاداری و مجالس مکرر و متعددی که تحت تاثیر این گفتمان حیات دینی مردم را تشکیل می‌دهند، همه بیانگر تکثر تجلیات گفتمان کربلا در زندگی مردم هستند. یکی از صور مهم ظهور و بروز و عملکرد این گفتمان، هیاتهای عزاداری هستند. نیمه دوم دهه هفتاد با گسترش چشمگیر این هیاتها و محتوای آنها مواجه بوده‌ایم. که بنا به گفته کارشناس سازمان تبلیغات استان تهران، در حدود 15.000 هزار هیات ثبت شده در تهران وجود دارد که این آمار فارغ از هیاتهای غیررسمی و هیات های زنانه ثبت نشده است. در این میان موج خاصی از هیاتها که بیانگر تحولی عمیق در روند سنتی هیات بود، رشد و گسترش خاصی پیدا کرد. موجی که بسیاری از مذهبی‌ها از آن با عنوان «هیاتهای پاپ» و «هیاتهای سبک جدید» یاد می‌کنند. که این عنوان‌ها بیانگر تمایز آنها از سبک سنتی و رایج عزاداری بوده است.از سوی دیگر رسانه‌ای شدن محتوای این هیاتها هم از طریق صدا و سیما با پخش محتوای این هیاتها و همچنین رواج بازار CDها و نوارهای مجالس مذهبی و ظهور ستاره‌گونه مداحان سبک جدید و تاکید رسمی و غیررسمی زیادی که بر گفتمان کربلا گذاشته می‌شد، سبب گسترش هر چه بیشتر این هیاتها و محتوای آنها شد. آنچه که از مشاهدات اولیه برمی‌آید حضور گسترده نسل جوان در این هیاتهاست. هر چند متخصصان سنتی دین، بالاخص روحانیون، نقدهای چندی به روند گسترش این هیاتها و محتوای آنها داشته‌اند، اما این نقدها نه تنها اثری نداشته و بعضاً موجب رونق بیشتر آنها هم شده است. آنچه که مهم است حضور گسترده اقشار فرودست شهری و بعضا روستائیان مهاجر در این فضاها و گرایش شدید آنها به گفتمان کربلا در وجه خاص خودشان ست.
این رساله در جهت بررسی گفتمان کربلا در شرایط حاضر و در صورت‌بندی جدید آن که به نام «سبک جدید» معروف است و برای پی بردن به ویژگیها و مختصات فعلی دینداری اقشار فرودست شهری و تحولات آن سامان‌دهی شده است.لذا از یکسو با در نظر گرفتن این گفتمان به مثابه یک پدیده اجتماعی، رابطه آن با گروه‌بندی اجتماعی این مردم، هویت اجتماعی و سیاسی و تحولات آن بررسی خواهد شد و از سوی دیگر نقش گفتمان کربلا به مثابه نظام فرهنگی و یک نظام نمادین و منبع معنایی در زندگی این قشر اجتماعی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این دو سطح از تحلیل مبتنی بر تلفیقی از رویکرد جامعه‌شناختی دورکیم (برای سطح اول) و رویکرد تفسیری گیرتز (برای سطح دوم) می‌باشد. قابل ذکر است که این رساله در پی تحلیل صرف امر قدسی در درون این گفتمان بنا به رویکردهایی مثل رویکرد میرچاالیاده (1376) یا رویکردهای روان‌شناختی و ذهنی و فکری صرف مثل رویکرد فریزر (1383)، و مالینوفسکی و تایلور(ر.ک: موریس، 1383) و همچنین رویکردهای دین شناختی و کلامی و درون دینی که

مقالات و پایان نامه ارشد

 بیشتر به دنبال پیرایش تحریفات و بازگشت به اصل واقعه و ارائه قرائتی «اصیل» هستند(مطهری، 1379، نوری‌نژاد، 1383) نیست، بلکه همانطور که گفته شد بنا به رویکرد تلفیقی از نظریات گیرتز و دورکیم، به دنبال بررسی گفتمان کربلا، به مثابه یک ساختار فرهنگی و نظام نمادین و در ارتباط با امر اجتماعی و فرهنگی و به عنوان یک پدیده اجتماعی هستم.

 
 
 
2ـ1ـ اهمیت موضوع
در هر پارادایم علمی، موضوعات مورد پژوهش می‌توانند از دو جهت اهمیت لازم را برای تحقیق داشته باشند: یکی از جهت محتوای درونی خود موضوع و دیگر از جهت موقعیت آن موضوع در سایر موضوعات.
مساله مذهب و مناسک مذهبی نیز از این دو جهت اهمیت بررسی را دارند. مذهب از یکسو به عنوان بخشی از هر فرهنگ با نمادهای مقدس و کارکردهای آنها سروکار دارد(گیرتز، 1973). و از سوی دیگر به عنوان پدیده‌ای اساساً اجتماعی با گروه‌های اجتماعی در ارتباط است (دورکیم، 1383). مذهب به مثابه مجموعه‌ای متشکل از باورها و مناسک، نظام نمادین خاصی را جهت حل مساله معنا و تامین پشتوانه اخلاقی برای اعضای جامعه بر مبنای ایمان مذهبی‌شان فراهم می‌کند. اما این ایمان مذهبی بیش از هر چیزی از خلال مناسک مذهبی کسب می‌شود (گیرتز، 1973) و اقتدار اخلاقی اجتماع از خلال این مناسک به فرد انتقال می‌یابد(دورکیم، 1383). لذا مناسک یک وجه بسیار مهم از هر دینی هستند که از دو جنبه پویایی شناسی ـ برای بررسی تحولات اجتماعی و مذهبی یک جامعه ـ و هم از جنبه ایستائی‌شناسی ـ به عنوان بازنمایی وضع فرهنگ و اجتماع ـ قابل بررسی هستند.
به همین سبب هم یکی از موضوعات اساسی انسان‌شناسی دینی، پژوهش در باب مناسک دینی و محتوا و عملکرد آنهاست. از وجه خاص‌تر موضوع این رساله نیز جامعه شیعی ایرانی، بالاخص در قشر مورد نظر یعنی فرودستان شهری از باب پژوهش‌های اجتماعی دین، آثار بسیار اندکی را در بر می‌گیرد. علی‌رغم تاثیر بسیار گسترده دین در حیات این بخش از جامعه، به دلایل معرفت شناختی و روش‌شناختی خاصی عموماً از حیطه پژوهشها، بالاخص در باب مناسک عزاداری و به عبارت عامتر گفتمان کربلا در حاشیه بوده‌اند. اجتماع ایرانی، بالاخص بعد از انقلاب مذهب را در همه عرصه‌ها و البته سیاسی‌تر، تجربه کرد. و به دلیل تاثیر عمیقی که گفتمان کربلا، هم در شکل‌دهی معرفت دینی این بخش از جامعه و هم در تامین منبع معنایی و تداوم هویت اجتماعی آنها در عرصه جامعه و فرهنگ دارد، پژوهش آن اهمیتی خاص در شناخت حیات فرهنگی و دینی مردم دارد.
تحولات اخیر اجتماع ایرانی در حیطه مذهب و اجتماع و فرهنگ بر گفتمان کربلا در این بخش از جامعه تاثیرگذار بوده است. لذا فهم این تغییرات و محتوای آن، همراه با فهم تداوم‌ها و استرارهای این گفتمان در این بخش از جامعه اهمیت خاص خودش را دارد.
همچنین اندک بودن مطالعات اجتماعی دین، بالاخص با رویکردی انسان‌شناختی در باب مذهب مردم ایرانی به همراه غفلتی که در مطالعات اجتماعی دین ـ جامعه‌شناختی و انسان‌شناختی ـ در بررسی مناسک مذهبی در ایران رایج است، پژوهش در باب این مناسک را اهمیتی مضاعف می‌بخشد.
از سوی دیگر مساله شکل‌گیری، تداوم و عملکرد مناسک ثانویه و رابطه و تاثیر آن بر مناسک اولیه در مذهب تشیع جایگاه خاصی دارد. تشیع به دلیل تاریخ تکوین خاص خودش (ر.ک: الشیبی، 1380 و توال، 1380) در وجوه متعددی متکی بر این مناسک ثانویه بوده است. مناسک اولیه، مناسکی‌اند که توسط بیانگذاران اصلی مذهب تدوین و ترویج پیدا می‌کنند و معمولاً هم بسیار صورت‌گرایانه و فرمال هستند. لیکن مناسک ثانویه، مناسکی‌اند که در اصل جزء مناسک اصلی مذهب نبوده‌اند، اما بنا به شرایط اجتماعی ـ تاریخی خاصی اولویت و اهمیت بیشتری در یک نظام مذهبی پیدا کرده‌اند. این اولویت یافتن ناشی از نقش و عملکردی است که برای دینداران دارند، لذا فهم

یک مطلب دیگر :

معرفی متا تگ توضیحات (description)

 جایگاه این مناسک ثانویه و موقعیت آن در نظام مناسک یک مذهب و چرایی این موقعیت و پیامدهای آن اهمیت خاص خودش را دارد.

گفتمان کربلا به عنوان یک گفتمان دینی در اقشار فرودست شهری قابلیت و پتانسیل سیاسی و اجتماعی و مذهبی بسیار بالایی دارد که هم می‌تواند در این اقشار به صورت یک خرده فرهنگ همنوا با سایر اجزای مجموعه و هم در صورت مقتضی بصورت یک ضد فرهنگ، در تقابل با نظم مستقر عمل کند. لذا این پژوهش می‌تواند در وضعیت فعلی این موقعیت دوگانه گفتمان کربلا را بصورت طیف گونه‌ای از یک خرده فرهنگ تا یک ضد فرهنگ بررسی کند.
با بررسی گفتمان کربلا می‌توان ارتباط یک گفتمان دینی غالب در بخش خاصی از جامعه را با زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی و مکانیسم‌های تاثیر و تاثر متقابل آنها با یکدیگر را فهمید و در نهایت می‌توان صورت‌بندی گفتمان دینی این بخش از جامعه و محتوا و عملکرد آنرا درک کرد. و از خلال این صورت‌بندی گفتمانی پی به وضعیت حالات روحی و سبک زندگی و هویت گروهی و اجتماعی دینداران و بازنمایی آن در کیهان‌شناسی و نظام باورها و اعتقادات آن گفتمان دینی و در نهایت تاثیر آنرا بر منش اخلاقی و ساختار فکری ـ انگیزشی آنها بدست آورد.
3ـ1ـ ضرورت موضوع
عمده مطالعات اجتماعی دین در ایران عموماً معطوف به مساله سکولاریسم هستند و از سوی دیگر دین و مذهب تشیع را در کلیت آن در نظر گرفته‌اند و مطالعات اندکی در باب موضوعات خاص‌تری از جمله مناسک عزاداری و گفتمان کربلا صورت گرفته و پژوهش‌های صورت گرفته نیز (در پیشینه پژوهشی به این ادبیات اشاره خواهد شد) مناسک عزاداری را به عنوان جزئی فرعی در نظر گرفته‌اند.
باید دقت کرد که گفتمان کربلا علاوه بر موقعیت آن در اقشار مورد نظر این رساله یعنی فرودستان شهری در سایر اقشار نیز جایگاه مهمی دارد. از سوی دیگر مناسک عزاداری محرم به عنوان یک مناسک جمعی برای جامعه شیعی ایران اهمیت بسیار زیادی دارد و کل جامعه را در فضایی مناسکی قرار می‌دهد و همه مردم ـ حتی در مواردی اقلیت‌های دینی ـ درگیر آن می‌شوند. لذا به سبب جایگاه گفتمان کربلا در تشیع ـ بالاخص اقشار مورد نظر ـ فهم وجه تاریخی معاصر این گفتمان در شرایط فعلی و تحولات آن ضرورت خاصی برای بررسی اجتماعی و فرهنگی دین در ایران دارد.
ظهور اشکال جدید در مناسک عزاداری و محتواها و صورت‌بندی گفتمان کربلا، ضرورت فهم چرایی و چگونگی این صور جدید و پیامدهای آنها را ایجاد می‌کند. این تحولات از نظر عموم دینداران سنتی برای دین پیامد مناسبی ندارند، اما جدای صحت درون دینی این صورت‌های جدید، ظهور و بروز آنها دلایل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خاص خودش را دارد که فهم آنها ضروری است.
لذا در کل فهم وضعیت فعلی گفتمان کربلا از جنبه‌های زیر ضرورت دارد:
1ـ فهم رابطه نمادها مقدس گفتمان کربلا با حیات اجتماعی و فرهنگی فرودستان شهری؛ 2ـ فهم جایگاه این گفتمان به مثابه ” نظام فرهنگی ” و ” پدیده اجتماعی ” در حیات دینی مردم؛ 3- فهم آن به مثابه یک منسک دینی مهم و موثر در حیات دینداران؛ 4ـ فهم تحولات این گفتمان به عنوان یک تغییر و تحول مذهبی در جامعه فعلی ایران شیعی؛
4ـ1ـ اهداف تحقیق
در هر پژوهشی اهداف آن بیانگر سمت و سوی روندهای پژوهشی‌است. اهداف هر تحقیقی را در سه سطح می‌توان در نظر داشت، 1ـ سطح اول برای فهم موضوع 2ـ سطح دوم برای توصیف آن و 3ـ سطح سوم برای تبیین و تفسیر معنای موضوع.
در کل این رساله نیز در جهت سه سطح فوق ساماندهی شده است، یعنی فهم و توصیف و در نهایت تبیین و تفسیر گفتمان کربلا در ساختار اجتماعی و فرهنگی فرودستان شهری.اما این اهداف بصورت جزئی‌تر شامل فهم و توصیف وضعیت امروزی این گفتمان و تحولات اخیر آن و فهم صورت‌های جدید گفتمان کربلا و مناسک عزاداری در وهله اول می‌شود. و در وهله دوم به سطوح تبین موضوع خواهیم پرداخت و هدف ما در این مرحله، تبیین و تفسیر نظام نمادین و نظام معنایی این گفتمان و نقش آن در زندگی اجتماعی و فرهنگی و مذهبی مردم و همچنین تبیین و تفسیر تحولات فعلی این گفتمان و تغییرات و تداومهای آن نسبت به گذشته را شامل می‌شود.
در نهایت در بحث مطالعات انسان‌شناختی دین به فهم و تبیین موضوع سلسله مراتب مناسک در یک مذهب و چرایی و چگونگی مکانیسم‌های تاثیرگذاری و تاثیرپذیری آنها بر شرایط مذهبی و اجتماعی و فرهنگی پیروان آن مذهب خواهیم پرداخت.
باید دقت کرد این پژوهش به دنبال مطالعه کلامی گفتمان کربلا برای بررسی صحت و سقم محتویات و عناصر این گفتمان از منظر درون دینی نیست. به عبارت دیگر هدف این رساله در پی بررسی تاریخ‌نگارانه این گفتمان یا ارائه تفسیر جدید جامعه‌شناختی از واقعه تاریخی کربلا (آنگونه که در کارهای شریعتی، 1379 و مطهری 1379 دیده می‌شود) نیست. به عبارت دیگر بنا به رویکردی دورکیمی (1383) هیچ دین باطلی وجود ندارد و همه باورهای مذهبی ریشه در واقعیت دارند و بیانگر واقعیت هستند، لذا در بررسی این گفتمان دینی نیز بحثی در باب بطلان و صحت و سقم تاریخی و درون دینی آن نیست. بلکه با رویکرد دورکیمی (1383) و رویکرد  تفسیری گیرتز( 1973) به دنبال کارکردهای اجتماعی این گفتمان و نقش آن در مساله هویت اجتماعی و حل مساله معنا و پیوند روحیات و سبک زندگی مردم با جهان‌بینی و نظام اخلاقی‌شان خواهیم بود.
5ـ1ـ سوالات تحقیق
پرسشهای هر پژوهشی  بسته به چارچوب نظری تدوین می‌شوند. در این رساله نیز سعی شده بنا به رویکرد تئوریک آن، پرسشهای خاصی برای کلیه فرآیندهای تحقیق در نظر گرفته شوند.
گفتمان کربلا به عنوان یک گفتمان دینی شامل یک نظام نمادین است که در یکسری صور مناسکی تبلور پیدا می‌کند و در نهایت حیات مذهبی دینداران را در این وجه خاص شکل می‌دهد. پرسشهای اصلی این پژوهش نیز در باب چگونگی صورت‌بندی نهایی گفتمان کربلا در قشر فرودستان شهری است. و در وهله دوم به چگونگی و چرایی رابطه این گفتمان با زیست جهان اجتماعی و فرهنگی این مردم و تاثیرات و پیامدهای متقابل آنها خواهیم پرداخت.
این پرسشهای کلی در پرسشهای جزئی‌تر زیر خلاصه می‌شوند:
– نظام نمادینی که در این گفتمان وجود دارد، چه ویژگی‌هایی دارد؟
– نظام نمادین این گفتمان ، بیانگر چه نظام معنایی است؟ به عبارت دیگر دلالت‌های معنایی این نمادها چیست؟
– این گفتمان چه رابطه ای با موقعیت اجتماعی این قشر اجتماعی و هویت اجتماعی آنها دارد؟
– در حیات روزمره مردم(فرودستان شهری)و کنشهای اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی آنها، این گفتمان چه نقشی دارد؟
– حیات اجتماعی و فرهنگی مردم چه تاثیری بر صورت‌بندی این گفتمان دارد؟
– چه تحولاتی در این گفتمان در شرایط فعلی جامعه و فرهنگ ایرانی بوجود آمده است؟
– علی‌رغم این تحولات، چه تداومها و استمرارهایی در این گفتمان دیده می‌شود؟
– این گفتمان چه جایگاهی در موقعیت فعلی جامعه ایران و در کلیت نظام مذهبی تشیع ایرانیان دارد؟


6ـ1ـ مفاهیم اصلی این پژوهش
در هر پارادایم علمی، مفاهیم و نظام مفهومی یکی از مهمترین بخشهای آن را شکل می‌دهند(چالمرز،1379). انسان‌شناسی دین نیز بواسطه نوع مفاهیم و پروبلماتیک‌های خاص خودش توانسته از پارادایم جامعه‌شناسی دین متمایز شود.
در این رساله که یک پژوهشی در حیطه انسان‌شناسی دین خواهد بود سعی شده از صورت‌بندی مفهومی سنت پژوهشی انسان‌شناسی در باب دین و عناصر مربوطه استفاده شود. چرا که این مفاهیم در نحوه فهم و توصیف و در نهایت در صورت‌بندی تبیین و تفسیر از موضوع بسیار مهم‌اند.

جامعه شناسی بررسی مقایسه ‏ای نابرابری اجتماعی در کردستان ایران و عراق

 

دانشگاه تهران

 

دانشکده علوم اجتماعی

 

بررسی مقایسه ‏ای نابرابری اجتماعی در کردستان ایران و عراق

 

با تاکید بر شهرهای مهاباد و سلیمانیه

 

نگارش:

 

استاد راهنما: دکتر سید حسن حسینی

 

استاد مشاور : دکتر رحمت اله صدیق سروستانی

 

 

 

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته جامعه شناسی

پایان نامه


تکه هایی از متن به عنوان نمونه :
 
چکیده
در این پژوهش ،درصدد بررسی مقایسه‏ای نابرابری اجتماعی در کردستان ایران و عراق با تاکید بر شهرهای مهاباد و سلیمانیه برآمده‏ایم.نابرابری اجتماعی به تفاوت‏هایی میان افراد اشاره می کند ،که بر نحوه زندگی آنها ،خاصه بر حقوق ،فرصت‏ها ،پاداش‏ها و امتیازاتی که از آن برخوردارند ،تاثیر دارد.در بررسی فضای مفهومی این متغیر ،آن را به سه بعد نابرابری در وضعیت اقتصادی ،نابرابری در وضعیت سیاسی و نابرابری اجتماعی تفکیک نموده‏ایم.تلفیقی از آرای وبر ،پارکین و بوردیو برای چارچوب مفهومی فوق ،مناسب تشخیص داده شده است.سوال اساسی ما این است که مهم‏ترین عوامل موثر بر نابرابری اجتماعی در مهاباد و سلیمانیه کدامند؟اهداف ما نیز ارائه‏ی چارچوب تحلیلی مناسبی جهت طرح مسائل اجتماعی کردستان و شناخت مهم‏ترین عوامل نابرابری اجتماعی در کردستان می‏باشد.روش ما مقایسه‏ای و ابزارهای گردآوری اطلاعات ،مشاهده ،مصاحبه‏ی عمیق و مصاحبه‏ی استانداردیزه است.در سلیمانیه ،تحصیل و در مهاباد ،درآمد مهم ترین عوامل نابرابری اجتماعی به شمار می رود.در کردستان عراق ،در نتیجه‏ی سالها مبارزه‏ی مسلحانه ،زمینه‏ی تحصیل کمتر مهیا شده است.در ایران با تغییر ضوابط دستیابی به مشاغل بالا بعد از انقلاب ،کردها  همانند گذشته از این سمت‏ها محروم شدند.زبان کردی در مهاباد به عنوان گونه‏ی پست ،به طور طبیعی آموخته می شود و درگفتگوهای خودمانی ،در ادبیات مردمی  و مانند آن کاربرد دارد ،در حالی که زبان کردی در سلیمانیه،به عنوان گونه والا در مدرسه آموزش داده شده و برای تولید ادبیات رسمی در ادارات ،سازمانها ،سخن‏رانی‏ها و دانشگاهها به کار می‏رود.اولویت هزینه‏های دانشجویان در سلیمانیه،گردش و تفریح و وسائل نقلیه و در مهاباد ،خرید کتاب و ظواهر شخصی است.میزان مشارکت در انتخابات و رابطه با حکومت در سلیمانیه بیشتر از مهاباد است.

اصطلاحات کلیدی : نابرابری اجتماعی،طبقه‏ی اجتماعی،قشربندی اجتماعی،انسداد اجتماعی، سرمایه‏ی فرهنگی،دوزبانگونگی.

مقدمه و بیان مسئله

کردها هر زمان در برابر آیینه‏ی تاریخ قرار می‏گیرند، با دو تصویر خوب و بد که متفاوت و متضاد از هم هستند ،روبرو می‏شوند. یک تصویر، کردها را مردمانی رشید، دلاور و مرزدارانی غیور نشان می‏دهد که در راه سربلندی و استقلال ایران از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و همیشه آماده‏ی فداکاری و ایثار هستند. از سوی دیگر، گاه همین آیینه از کردها چهره‏ای خشن، نامهربان و یک تهدید برای امنیت ملی به نمایش می‏گذارد. کردها در یک چهره نگهبانان کشور و مرز دارانی دلیر هستند که مرزهای غرب کشور را همچون جان عزیز می‏دارند و در چهره‏ی دیگر آشوب طلب و دست به اسلحه نمایانده می‏شوند. این پارادوکس در به تصویر در آوردن کردها، جایگاه ویژه‏ای به آنها بخشیده است (صوفی مجید پور، 1383: 81).
برای نمونه محمود افشار یزدی در پیوست کتاب «کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او» تألیف رشید یاسمی می‏گوید که کردها از نژاد ایرانی هستند و زبان آنها زبانی ایرانی است. لذا کردها در ایران اصولاً احساس دوگانگی با سایر ایرانیان ندارند. در هر حال، ایران یک کشور بیگانه نیست که کردستان را گرفته و استعمار کرده باشد و هم اکنون کردها بخواهند خود را از آن مستقل نمایند (رشید یاسمی، 1362: 1-250). در مقابل جلائی‏پور مطالبات کردها را تهدید تمامیت و هویت ایرانی می‏داند (جلائی‏ّپور، 1370: 8-137).
لذا می‏بینیم که با وجود ایرانی بودن کردها، جنبش ملی کرد در این کشور نیز همچون سایر کشورهای حاکم بر کردستان به مبارزه علیه حکومت مرکزی اقدام نموده‏اند. «طی سال‏های بسیار مرکز ثقل جنبش ملی کرد مرتباً جابجا شده است. این مرکز ثقل از 1925 تا 1934 کردستان ترکیه بود. سپس از 1943 تا 1945 کردستان عراق بود و پس از آن در 1946 در جریان تأسیس جمهوری مهاباد به کردستان ایران منتقل شد . . . (کندال، 1372: 4-173). در دهه‏های 70 و 80 نیز جنبش ملی کرد در ایران فعال بوده است. دلائل این امر و مطالبات کردها چیست؟

یک مطلب دیگر :


گروهی به تحریکات خارجی اشاره نموده‏اند. بدین معنی که مسئله‏ی کرد را در ایران و سایر کشورهای همسایه از دو جنس متفاوت دانسته‏اند و ادعا نموده‏اند که، برای ایران «مسئله کرد» وجود ندارد، هر چند در اثر تحریکات خارجی، مانند طغیان شیخ عبیدالله در زمان قاجارها و سمیتقو در زمان پهلوی اول (برونسن، 1374: 9-51) و قاضی محمد (یاسمی، 1362: 250 و جلائی‏پور، 1370: 2-141) و اوائل انقلاب اسلامی 1357 گاهی برای ایران مسئله ساخته‏اند. لذا راه حل مسائل کردستان را به عواملی مانند گسترش شبکه ارتباطی، واگذاری پست‏های تصمیم‏گیری در مناطق کردنشین به کردها و گسترش نیروهای نظامی و انتظامی در مناطق کردنشین (جلائی‏پور ،1370 :2-141) دانسته‏اند. آنها بعد سیاسی مسئله را نادیده گرفته‏اند، در حالی که کردها در قالب احزاب سیاسی از شورش سمکو و دهه 1940 تاکنون برقراری نظام فدرال یا خود مختار در کردستان، تشکیل پارلمان محلی، تدریس زبان کردی و . . . (کوچرا، بی تا: 198 و مک داول، 1380: 410) را خواستاراند،آنها خواستار تعدیل نابرابری هستند.
بنابراین آنها به ستم ملی‏ای اشاره می‏کنند که علیه کردها اعمال می‏شود. اکثر شاخص‏های توسعه قبل (مک داول، 1380: 40-439) و بعد از انقلاب اسلامی 57 (صوفی مجیدپور، 1383: 8-81) حکایت از آن دارند که کردستان در تمامی شاخص‏ها عقب‏تر از سایر نقاط ایران می‏باشد و شکافی بین مرکز و کردها پدید آورده است. حتی به نظر می‏رسد که در کشور عراق عربی که کشوری بیگانه برای کردها است، وضعیت کردها به مراتب بهتر از کردها در ایران می‏باشد و این مسئله که کردها تنها در ایران استانی به نام خود دارند و . . . با چالش جدی مواجه شده است.
مسئله‏ی مورد بررسی ما «بررسی مقایسه‏ای نابرابری اجتماعی در کردستان ایران و عراق» با تأکید بر شهرهای مهاباد و سلیمانیه می‏باشد. تأکید بر عنصر اجتماعی، این واقعیت را آشکار می‏سازد که نابرابری ناشی از عوامل طبیعی و زیستی نیز می‏باشد و در این میان صرفاً عوامل اجتماعی مد نظر ما هستند. در عین حال روابط قدرت و پدید آمدن گروه‏های سلطه  و فرمانبر در سطح نهادی و ساختاری حائز اهمیت‏اند نه در سطح فردی. بدین معنی که ساختارها و نهادها در جامعه، موانعی را بر سر راه افراد و گروه‏های «غیر خودی» برای رسیدن به منابع و فرصت‏ها تعبیه و در عوض آنها را در انحصار گروه‏های وابسته به خود قرار می‏دهند: «گروه‏های پایگاهی با تبعیض قائل شدن بر علیه اغیار آزادی عمل بازار را محدود می‏کنند» (کوزر و روززنبرگ، 1378: 344).
همانند اکثر مفاهیم جامعه شناختی، نابرابری نیز مفهومی پیچیده بوده و جامعه شناسان تعاریف متفاوتی از آن ارایه داده‏اند. اکثر آن‏ها جایگاه‏های متفاوت افراد و گروه‏ها را در یک موقعیت خاص مد نظر دارند؛ بدین معنی که کنشگران با توجه به نقشی که در آن موقعیت ایفا می‏کنند، جایگاه متفاوتی می‏یابند: «اگر چه، در اینکه نابرابری به موضوع‏هایی همچون شکاف بین پولدارها و فقرا یا تفاوت میان فرادستان و فرودستان توجه دارد، توافق نظر وجود دارد، با وجود این نابرابری اجتماعی به طورکلی‏تر به تفاوت‏هایی میان افراد اشاره می‏کند، که بر نحوه زندگی آنها، خاصه بر حقوق، فرصتها، پاداش‏ها و امتیازاتی که از آن برخوردارند، تأثیر دارد» (گرب، 1381: 10).
همانطور که اشاره شد، مهم‏ترین تمایزات مورد نظر ما، نابرابری‏های ساختاری‏اند که در کنش اجتماعی افراد پدید می‏آید. بر این اساس ما فرصتها، حقوق و امتیازاتی را که در دسترسی افراد به امکانات، اختلاف به وجود می‏آورند، مد نظر قرار می‏دهیم. در این بررسی با وجود اشتراک زبان، مذهب و فرهنگ مردم شهرهای مهاباد و سلیمانیه به بررسی جایگاه آن‏ها از حیث رابطه با حکومت و انواع بنیان‏های نابرابری (جنسی، حزبی و . . .) مبادرت می‏ورزیم. پیش فرض اولیه در این مورد این است که هر چه رابطه با حکومت بیشتر باشد، بهتر می‏توان از اعتبارات و تسهیلات استفاده کرده و در نتیجه نابرابری تعدیل خواهد شد.
تذکر این نکته ضروری است که «طبقه» در مباحث مربوط به نابرابری اجتماعی در نظریه‏ی مارکس و نئومارکیست‏ها تبلور یافته است. «آنها نابرابری در مالکیت را مادر همه نابرابری‏های دیگر می‏دانند» (تأمین،1373: 136). علاوه بر مفهوم طبقه، مفهوم دیگر کانونی در بحث نابرابری اجتماعی «قدرت» است که وبر و نئووبری‏ها بدان اشاره نموده‏اند. در مباحث اخیر مربوط به نابرابری اجتماعی نیز جامعه‏شناسانی که بر مفهوم طبقه تأکید دارند، بازگشتی به آرای مارکس و آنهایی که بر مفهوم قدرت تأکید کرده‏اند بازگشتی به آرای وبر داشته‏اند. تأکید بر طبقه در بحث نابرابری‏ اجتماعی بیانگر آن است که ساختار اقتصادی عامل نابرابری‏ بوده و تأکید بر قدرت نشان می‏دهد که ماهیت نابرابری اجتماعی ناشی از ساختار سیاسی یا دولت است. در این بحث نیز تاکید ما بر مفهوم قدرت می باشد.بدین دلیل که قابلیت تقسیم بیشتری را نسبت به مفهوم طبقه داشته و امکان شناخت نابرابری های کثرت گرایانه را فراهم می سازد.مارکسیست ها وجود کثرت گرایی و بنیانهای جداگانه قدرت را به غیر از قدرت طبقاتی نادیده گرفته اند.بدون توجه به این امر و ساختار سیاسی یا دولت در کردستان نمی توان تحلیل درستی از مسائل آن ارایه داد.لذا یکی از دلائل شکست احزاب کمونیست در کردستان نیز غفلت از این عنصر و تاکید بر ساختار اقتصادی می باشد.منظور از قدرت به پیروی از گرب (1381: 224)”توانائی های متفاوت در کنترل منابع”می باشد که موجب پیدایش روابط ساختاری و نامتقارن سلطه و فرمانبرداری کنشگران اجتماعی شده است.قدرت به طور معمول به وسیله سه ابزار کلیدی (کنترل بر منابع مادی ،مردم و عقاید)در نظام های اجتماعی به وجود می آید.

 

 

ابعاد مسئله‏ مورد بررسی

افراد و گروه‏ها در جامعه وارد روابط متقابل چند سویه‏ای در زندگی روزمره می‏شوند که در چارچوب آن، سعی دارند اراده‏ی خویش را بر دیگران تحمیل نمایند. در این فرایند موازنه‏ی نیروها به چالش کشیده شده و نابرابری پدید می‏آید. این تمایز ناشی از عوامل متعددی از قبیل سن، جنس، مالکیت، تحصیل، شغل، نژاد و قومیت . . . می‏باشد که به صرف بهره‏مندی یا عدم بهره‏مندی از این امکانات و تعلق یا عدم تعلق به گروهی خاص، در طبقه فرادست یا فرو دست جای می‏گیرند. ما در این بررسی به چندین عامل توجه می‏کنیم و اهمیت هر کدام از آنها و نقش شان را در نابرابری اجتماعی مشخص می‏کنیم.
زبان یکی از این عوامل است. ابراهیم یونسی در مقدمه کتاب کردها اثر کندال در این باره می‏نویسد: کمک به شکوفندگی و بالندگی زبان و فرهنگ یک گروه قومی نه مایه جدایی آن گروه از زبان اصلی، که کمک به تحکیم پایه‏های فرهنگ ملی است. کمک به شکوفایی زبان و فرهنگ گروه‏های قومی در معنی کمک به رفع جدایی‏ها و سردی‏‏ها نیز هست، چرا که با درمان این درد در حقیقت زمینه‏ی سردی و جدایی از بین می‏رود و زمینه‏ی جدیدی برای پیوستگی و نزدیکی بیشتر فراهم می‏شود (کندال، 1372: 20-19). بر این اساس جایگاه زبان کردی را در زادگاه اصلی آن یعنی ایران و کشور عراق مشخص می‏کنیم.
شغل نیز یکی از این متغیرها است. با توجه به اهمیت این عامل در سلسله مراتب قشربندی اجتماعی و جایگاه آن در نظریه‏های بوردیو، لنسکی و پارکین، موقعیت کردها را در سلسله مراتب شغلی در مهاباد و سلیمانیه مشخص می‏کنیم. تأکید بر این عامل ناشی از وابستگی شدید درآمد به شغل افراد می‏باشد. «از آنجا که در هر کشور توسعه یافته و در حال توسعه، سوسیالیست یا با اقتصاد بازاری، درآمد هر کس به نوع شغلش بستگی دارد، ساخت شغلی تا حدی ارائه دهنده شاخص توزیع درآمدها است» (کول، 1365: 37). همچنین نقشی که هر کس در جامعه ایفا می‏کند همیشه به صورت یکی از عناصر اساسی و اصلی تمایز طبقاتی بوده و خواهد بود. این نقش به دو صورت قابل تفکیک است: