2-2-1) گرایش به پیشرفت
3-2-1) گرایشهای کجروی اجتماعی
4-2-1) تعلق اجتماعی
5-2-1) احساس سرزندگی
3-1) اهداف تحقیق
فصل٢) چهارچوب نظری
1-2) تاریخچه
1-1-2) قدرت زنان
2-1-2) تکامل گرائی
3-1-2) داروینسم اجتماعی
4-1-2) اندامواری
5-1-2) زیست شناسی اجتماعی
٢-٢) نظریه
1-2-2) منازعه
2-2-2) نظریه تنازع
3-2-2) رقابت جنسی
4-2-2) توانائی ذاتی زنان
3-2) فرضیات تحقیق
4-2) عملیاتی کردن
1-4-2) گرایش به صلح
2-4-2) گرایش به پیشرفت
3-4-2) گرایش به کجروی
4-4-2) احساس تعلق اجتماعی
5-4-2) احساس سرزندگی
6-4-2) متغییر محیطی
فصل٣) روش تحقیق
1-3) جامعه آماری
2-3) حجم نمونه
٣-٣) روش نمونه گیری
4-3) ابزار جمع آوری اطلاعات
5-3) روش تحلیل داده ها
1-5-3) نحوه سنجش و استخراج متغییر ها
6-3) پایائی و اعتبار
1-6-3) پایائی
2-6-3) اعتبار
فصل ٤) ارائه نتایج
1-4) تحلیل یک متغیره
2-4) تحلیل چند متغیره
3-4) نتیجه گیری و پیشنهادهای تحقیق
فصل٥) پیوستها
١-٥) پرسشنامه
٢-٥) منابع
چکیده انگلیسی Abstract
جدول شماره : 1 دامنه متغیرهای محیطی
جدول شماره : 2 پایائی گویه های گرایش به صلح
جدول شماره : 3 پایائی گویه های گرایش به پیشرفت.
جدول شماره : 4 پایائی گویه های گرایش به کجروی
جدول شماره : 5 پایائی گویه های احساس تعلق اجتماعی
جدول شماره : 6 پایائی گویه های احساس سرزندگی
جدول شماره: 7 همبستگی بین متغیرهای سن، تحصیلات، درآمد
جدول شماره: 8 همبستگی پیرسون بین متغیرهای
جدول شماره : 9 فراوانی و درصد فروانی تحصیلات رتبه ای
جدول شماره : 10 فروانی و درصد فروانی گروههای سنی پنج ساله
جدول شماره : 11 فروانی و درصد فروانی متغیرهای وابسته
جدول شماره :12 آماره های متغیرهای وابسته
جدول شماره : 13 دامنه و آماره های متغیرهای محیطی تبدیل یافته
جدول شماره :14 همبستگی پیرسون بین متغیرهای محیطی و گرایشها
جدول شماره : 15 ضرایب همبستگی جزئی و رگرسیون متغیر گرایش به صلح
جدول شماره : 16 ضرایب همبستگی جزئی و رگرسیون متغیر گرایش به پیشرفت
جدول شماره :17 ضرایب همبستگی جزئی و رگرسیون متغیر گرایش به کجروی
جدول شماره :18 ضرایب همبستگی جزئی و رگرسیون متغیر احساس تعلق اجتماعی
جدول شماره :19 ضرایب همبستگی جزئی و رگرسیون متغیر احساس سرزندگی
نمودار شماره : 1 نمودار دایره ای فراوانی تحصیلات
نمودار شماره : 2 نمودار فراوانی مخارج پاسخگو.
نمودار شماره : 3 نمودار فراوانی سن پاسخگویان در سال 1385
نمودار شماره : 4 فراوانی گرایش به صلح
نمودار شماره : 5 فراوانی گرایش به پیشرفت
نمودار شماره : 6 فراوانی احساس سرزندگی
نمودار شماره : 7 فراوانی احساس تعلق اجتماعی
نمودار شماره : 8 فراوانی گرایش به کجروی اجتماعی
نمودار شماره : 9 فراوانی متغیر محیطزن
نمودار شماره : 10 فراوانی متغیر محیط سن
نمودار شماره : 11فراوانی متغیر محیط تحصیل
نمودار شماره : 12 فراوانی متغیر محیط درآمد
نمودار شماره : 13 فراوانی متغیر محیط مذهب
نمودارشماره :14تحلیل مسیر متغیر وابسته گرایش به صلح
نمودار شماره : 15 تحلیل مسیر متغیر وابسته گرایش به پیشرفت
نمودار شماره :16 تحلیل مسیر متغیر وابسته گرایش به کجروی
نمودار شماره : 17 تحلیل مسیر متغیر وابسته احساس تعلق اجتماعی
نمودار شماره :18تحلیل مسیر متغیر وابسته احساس سرزندگی
فصل 1 : مقدمه
عنوان پایان نامه« بررسی حضور و قدرت زنان در محیط اجتماعی مردان در شهر تهران » است. در این عنوان سه مفهوم « حضور» ، « قدرت » و « محیط اجتماعی » نیازمند توضیح می باشد .
1- حضور
اشاره به حضور مستقیم و فیزیکی زنان داشته و دخالت غیر مستقیم را حتی با وجود قدرت، فاقد اثر لازم میداند. در جامعه انسانی میدانهای اجتماعی وجود دارد که در آنها تعادل حضور جنسی بر هم خورده است . برخی از آنها فقط متشکل از مردان می باشند . یعنی زنان در این میدانها حضور ندارند ..
در اینجا ما کاری با علت این برهم خوردگی نداریم . بلکه در این تحقیق مهم این است که تاثیر زنان از طریق حضور مستقیم آنها امکان پذیر است . برای مثال حضور غیر مستقیم مانند: فیلم ، عکس ، روایت و یا دخالت توسط مردان مورد نظر نمی باشد. به این دلیل است که کلمه حضور در عنوان آمده است.
همچنین در تاثیر غیر مستقیم امکان سوء استفاده توسط رابطین وجود دارد. پس از نظر من داشتن قدرت بدون حضور ِ زنان حتی می تواند مخرب هم باشد .
2- قدرت
صرف حضور کافی نیست . قدرت هم به همراه حضور باید باشد زیرا توانائی تاثیر گذاری نیازمند قدرت است. در واقع حضور بدون قدرت موجب استثمار زنان میگردد. مثل وضعیتی که در روسپی خانه ها است و زنان مورد استثمار قرار می گیرند . در حالتی که فرد فاقد قدرت لازم برای تاثیر گذاری باشد . موضوع بررسی کمرنگ شده و فاقد ارزش لازم می گردد.
3- محیط اجتماعی
مفهوم سوم در این عنوان محیط اجتماعی می باشد. معمولا در تحقیقات کمی به محیط اجتماعی توجه لازم نمی شود و فقط ویژگیهای فردی با عنوان متغیر مربوط به فرد سنجیده می شود . اما در این کار وقتی می خواستم تا ثیر حضور و قدرت زنان را بسنجم متوجه شدم که این تاثیر از طریق محیط اجتماعی اعمال می شود . پس متغیر محیطی را ابداع کردم .
در واقع محیط اجتماعی اشاره به متغیر محیطی دارد . من در تحقیقات دیگر مفهومی به این عنوان و محتوا ندیدم در نتیجه در این پایان نامه، مدتی از وقت خود را صرف بررسی این مفهوم و روش سنجش آن کردم . در اینجا توضیح مختصری ارائه می شود ولی در بخش 6-4-2 بطور مفصل تری در باره متغیر محیطی بحث خواهد شد.
متغیرمحیطی چیست؟
متغیر فردی ، مختصات فرد مورد تحقیق یا واحد تحلیل را می سنجد ولی متغیرهای محیطی متغیرهائی اند که ویژگی فردی واحد تحلیل نمی باشند. بلکه برآیندی از ویژگیهای افراد حاضر در محیط فرد ، هستند افرادی که بر فرد تاثیر گذار می باشند.
برای مثال میانگین سن افراد حاضر در محیط یک فرد بیانگر متغیر محیط سن او می باشد و یا میانگین تحصیلات کسانی که بطور مرتب با فرد در ارتباط هستند می تواند متغیر محیط تحصیل او باشد.
برای روشن شدن اهمیت متغیر محیطی مثال ساده ای می آورم . کودک ده ساله ای را در نظر داشته باشید که با افراد مسن مانند مادر بزرگها و پدر بزرگها زندگی می کند . و همچنین کودک ده ساله دیگری را فرض کنید که با هم سن و سال های خود و یا افراد جوان زندگی می کند . این دو کودک دارای رفتار و گرایشات متفاوتی هستند که ناشی از محیط اجتماعی آنها می باشد. متغیر فردی سن آنها یکسان است ، اما متغیر محیط سن آنها متفاوت بوده و تاثیرات متفاوتی را از محیط خود دریافت می کنند . در نتیجه سنجش متغیر محیطی می تواند این تاثیرات متفاوت را در نظر گرفته و کیفیت تحقیق را بهتر کند.
در این تحقیق سوال اصلی عبارتست از : آیا افزایشِ حضور و قدرت زنان در محیطهای اجتماعی مردان موجب افزایش: گرایش به صلح، گرایش به پیشرفت ، تعلق اجتماعی ، سرزندگی ، و کاهش گرایش به کجروی اجتماعی ، می گردد؟
1-1 ) طرح مسئله
محیط اجتماعی زندگی فرد نقش مهمی در شکل گیری گرایشات او دارد . بوم شناسی[1] اصطلاحی است که در زیست شناسی مطرح است . ولی در اوایل قرن بیستم این اصطلاح توسط جامعه شناسان دانشگاه شیکاگو بطور جدی به جامعه شناسی و مطالعات شهری وارد شد.
« رابرت، ج، پارک ایده بوم شناسی اجتماعی و تهاجم و موفقیت، را مطرح کرد … او نشان داد محیط شهری بطور بالقوه و در جهت منفی، هنجارهای سنتی را درهم می شکند و موجب آنومی می گردد» (باند 2004:20) .
آیا ویژگیهای محیطی موجب افزایش جرم می شود؟ رابرت پارک محله های شهر را به شکل دایره های هم مرکز بررسی کرد و آن را به بوم زیست[2] تشبیه نمود . دایرة مرکزی را ناحیه اصلی کار[3] و دومین حلقه دایره از مرکز را منطقه انتقالی[4] نامید . «ویژگی ناحیه انتقالی فرسودگی فیزیکی می باشد ، خانه های حقیر ، خانواده های ناقص ، نرخ بالائ نوزادان غیر قانونی و جمعیت ناهمگون ناپایدار. ساکنین در پائین ترین حد مقیاس اجتماعی-اقتصادی می باشند با درآمد ، تحصیلات و اشتغال اندک،
یک مطلب دیگر :
بهترین رژیم لاغری برای کم کاری تیروئید
علاوه بر نرخ بالای بزهکاری ، این ناحیه نرخ بالای رسمی جرایم بزرگسالان همچون ، اعتیاد ، الکلیسم ، خود فروشی ، بیماریهای روانی را دارد . تمام این اشکال کجروی و بی قانونی به عنوان نتیجه بی سازمانی اجتماعی درون این نواحی شهری تفسیر می شود . جامعه شناسان شیکاگو بیان می دارند که ساکنین این ناحیه از نظر زیست شناختی یا روانشناختی غیر طبیعی نمی باشند . پس جرم وانحراف آنها صرفا پاسخ طبیعی مردمان نرمال به یک شرایط غیر نرمال اجتماعی می باشد . تحت این شرایط ،سنتهای جرمی و بزهکاری توسعه یافته و به صورت فرهنگ خاصی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود .»[5]
به هرحال محیط اجتماعی موجب بروز رفتارهای خاص اجتماعی می گردد. پس در صورت تغییر محیط این رفتارها نیز تغییر می کند.برگشت
1-1-1) محیط سنی: معمولا در گفتگوهای روزمره می شنویم که می گویند : جوان است و جاهل ، یعنی اگر سن فرد بالاتر رود عاقل تر می شود و سازگاری بیشتری با اجتماع خواهد داشت . این موضوع به متغییر سن توجه دارد و افزایش آن را در حل مشکلات اجتماعی موثر می داند . دلیل آن را نیز در جامعه پذیری می دانند . از نظر جامعه شناسان جامعه پذیری در طول عمر انسان ادامه دارد و با افزایش سن به طور کلی جامعه پذیری بیشتری انجام می شود .
بنا به تعریف لوین[6] « اجتماعی کردن (فرهنگی یابی ) فرایندی است که توسط آن فرد یاد میگیرد به عنوان عضوی از جامعةاش رفتار کند و موجودی اجتماعی شود . فرد یاد می گیرد که جامعه از او چه انتظاری دارد ، یعنی قواعد فرهنگی را که راهنمائی برای شرکت مناسب در اجتماع هستند ، یاد می گیرد . یاد میگیرد که چگونه خود را با فرایند های الگوئی تعامل اجتماعی گروه هماهنگ نماید . به طور خلاصه جامعه پذیری به انتقال نوزاد از حالت ارگانیسمی ابتدایی به وضعیت مشارکت بزرگسالانه در اجتماع دلالت دارد» (وایولو :182١٣٧٨) .
« جامعه پذیری هنگام تولد آغاز شده و تا هنگام مرگ پایان نمی یابد چرا که شخص دائما در حال تنظیم رفتار خود در حضور دیگران است» (وایولو :183١٣٧٨) .
آرابلا تروپ[7] در مورد آشوبگری فوتبال در گزارشی که به مجلس عوام بریتانیا[8] ارائه می کند. حضور افراد مسن را مهار کننده می داند و عدم حضور افراد مسن در ورزشگاه هنگام مسابقات فوتبال را از عوامل آشوب بیان می کند. او می نویسد: «… دامنه وسیعی از تبیین های ممکن برای بوجود آمدن خشونت بین طرفدارن فوتبال ارائه شده است. شامل : شرایط بد فیزیکی زمین، این واقعیت که مسابقه خود تقابل است ، رفتار بد بازیکنان، دخالت گروههای دست راستی ، بی توجهی مسئولان ، عدم حضور افراد مسن که می توانند اثر مهار کننده داشته باشند، تمایل به مبارزه ، بیکاری ، و مستی و یا شاید کنش متقابل برخی یا همه این عوامل» (تروپ 2000) .
البته در اینجا به متغیر سن نیز توجه می شود . بررسی متغیر محیطی سن ، که بیانگر میانگین و یا مقدار هر فرد در پیوستار برآیند سنی اطرافیان او و به طور کلی محیط او می باشد . می تواند برای بررسی گرایش های فرد با توجه به متغییرهای وابسته مورد نظر استفاده گردد . همچنین می توان از این منظر نیز به مسئله نگاه کرد ، که آیا صرفا جوان بودن می توان به معنای مشکل زا بودن باشد .
برگشت
2-1-1) محیط تحصیلاتی : گروهی نیز به تحصیلات توجه دارند . در بحثهای عامیانه گاهی می گویند همش از بی سوادی و بی فرهنگی است . و این نشان از اعتقاد به اهمیت تحصیلات در گرایشهای افراد است . بسیار از مردم افراد تحصیل کرده را صلح طلب تر و دارای گرایش به پیروی بیشتر از هنجارهای اجتماعی میدانند.
می توان گفت اولین تاکید بر علم و دانش و صلاحیت تحصیل کردگان برای اداره جامعه توسط افلاطون مطرح شده است . افلاطون معتقد به حکومت حاکمان حکیم بود (راسل 1367:173).
نظریات آگوست کنت (1798-1857) نیز در مورد رسیدن به جامعه اثباتی به نوعی تاکید بر تحصیل و آموزش علوم اثباتی است. کنت معتقد بود: « تنها اصلاح اجتماعی معتبر آن اصلاحی است که شیوه اندیشیدن الاهی را دگرگون کند و رویه خاص مکتب اثباتی را رواج دهد. آری این چنین اصلاحی در اعتقادات جمعی فقط در نتیجه توسعه علمی حاصل خواهد شد. بهترین شیوه برای ابجاد علم جدید به صورت شایسته آن، این است که پیشرفت ذهن اثباتی را از خلال تاریخ و در علومی که هم اکنون وجود دارند دنبال کنیم» (آرون 1381:131).
در واقع کنت معتقد به گذار کامل از مرحله اندیشه الاهی که مربوط به مرحله تفکر ابتدائی بشر و معادل بی سوادی بوده و رسیدن به اندیشه اثباتی که تسلط بر علوم و فنون که در حال حاضر در تحصیلات رسمی مطرح است، می باشد.
« او یک جامعه اثباتی و خوب را برای آینده طرحریزی کرده بود که تحت هدایت قدرت روحانی کاهنان یک دین اثباتی نوین و بانکداران بزرگ و صاحبان صنایع اداره گردد. این کاهنان که همان جامعه شناسان علمی اند، همانند اسلاف کاتولیک شان ، باید راهنمایان اخلاقی و ممیزان اجتماع باشند و قدرت و دانش برترشان را به کار اندازند تا وظایف و الزامهای اجتماعی افراد را به آنها یادآوری کنند. آنان باید جهت برنامه آموزشی را تعیین کنند و در مورد توانائی های هر یک از افراد جامعه داوری نمایند . در جامعه سالاری اثباتی آینده ، کاهنان دانشمندِ دین بشریت با تکیه بر دانش اثباتی شان می دانند که چه چیز برای اجتماع خوب و چه چیز بد است و بر این اساس ، انسان ها را به انجام وظیفه جمعی شان فرا میخوانند و هرگونه فکر حقوقی ذاتی را در آنها به شدت سرکوب میکنند . سن سیمون گفته بود که در آینده ، مدیریت چیزها جانشین تسلط انسانها بر انسانهای دیگر خواهد شد ، حال آنکه کنت بر این عقیده بود که چیزهائی که باید اداره گردند، در واقع همان افراد بشرند. بدین سان روابط بشری «شیئیت» مییابد . درست همچنان که در سده یازدهم ، پاپ برای مدت کوتاهی قدرت معنوی اش را به همه امور مادی گسترش داده بود ، کاهن اعظم بشریت نیز می بایست با اتکاء بر دانش علمی ای که پاپ فاقد آن بود ، یک حاکمیت مبتنی بر هماهنگی، عدالت و درستکاری را بنا نهد. بر پایه فرمول محبوب کنت ، سامان اثباتی نوین باید عشق را اصل ، نظم را پایه و پیشرفت را هدف خویش قرار دهد. گرایش های خود خواهانه ای که در سراسر تاریخ پیشین بر بشر حاکم بودند، بایستی جایشان را به انساندوستی دهند و فریضه برای دیگران زندگی کن ، باید راهنمای انسانها گردد. افراد بشر سرشار از عشق به همنوعان شان خواهندشد و به مهندسان اثباتی روح از دل و جان حرمت خواهند گذاشت، چرا که اینان دانش علمی گذشته و آینده و راه قانونا تعیین شده یک آینده قابل پیش بینی را تجسم خواهند کرد» (کوزر 1380:36).
برگشت
نتایج بدست آمده نشان دادند که پدر و مادر (خانواده) بیشترین سهم را در شکلگیری ارزشهای دانشآموز داشتهاند. البته در پایان نامه به تفصیل با ارائه تحلیل مسیر عوامل, تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم هرکدام از متغیرها آورده شده است.
با تقدیر و تشکر از اساتید محترم که مرا در انجام پایاننامه یاری رساندند:
جناب آقای دکتر تقی آزاد ارمکی
استاد محترم راهنما
جناب آقای دکتر باقر ساروخانی
استاد محترم مشاور
|
فهرست
|
ضمیمه ………………………………
پرسشنامه ……………………………
|
فهرست جداول
|
فهرست شکلها و نمودارها
|
|
فصل اول
کلّیــات
ارزشهای اجتماعی بُعد مهمی از نظام فرهنگی هر جامعه محسوب میشود, چرا که شناخت نظام فرهنگی جز در سایه شناخت آنان ممکن نمیگردد. در عین حال اهمیت ارزشهای اجتماعی از آن روست که ترجیحات و سوگیریهای ارزشی یکی از مهمترین تعیینکنندههای جهتهای رفتاری اعضای یک جامعه به شمار میروند. ارزشها ریشه در باورها و عقاید یک جامعه دارند و براساس این باورهاست که اعضای جامعه چیزی را خوب یا بد, زشت یا زیبا, اخلاقی یا غیراخلاقی میدانند. بنابراین میتوان گفت تغییرات اجتماعی ریشه در تغییر باورها و ارزشهای یک جامعه دارند و تا زمانی که باورها و ارزشهای اجتماعی در یک جامعه تغییر ننماید, در آن جامعه تغییری بوجود نخواهدآمد. از این رو سنجش نظام ارزشی جوامع از مهم ترین دغدغههای اندیشمندان علوم اجتماعی به شمار میرود.
ارزشهای اجتماعی, دیرپا و ماندگارند و یک شبه تغییر نمینمایند. همانگونه که استقرار ارزشها دیر زمانی به طول میانجامد, تغییر آنها و جایگزینی ارزشهای نوین نیز اینگونه میباشد. نهایتاً باید گفت تغییر ارزشها به تغییر نظام اجتماعی منجر خواهد شد و پربیراه نیست که موضوع تغییر ارزشهای اجتماعی مورد توجه صاحبنظران, اندیشمندان و مسئولان کشور قرار دارد.
بیگمان بخش مهمی از چالشهای فرهنگی موجود در جامعه ما ناشی از تعارض ارزشها و یا مقاومتهایی است که در مقابل دگرگونی ارزشها صورت میگیرد. چالش سنت و تجدد یکی از این چالشهای دیرینهای است که بسیاری از کشورهای جهان به ویژه کشورهای مسلمان را در خود غوطهور ساخته است. مظاهر این چالش را میتوان در ابعاد و زوایای گوناگون زندگی اجتماعی دید. به عنوان مثال چالش میان دین که سرچشمه اصلی فرهنگ سنتی ماست و فرهنگ مدرن هر روز جدی و شدیدتر میشود. اخذ و جذب تکنولوژیکه میوه فرهنگ مدرن است, امروزه گریزناپذیر است و تندادن به لوازم نهفته در آن که همانا عناصر فرهنگی غرب میباشد, گریز ناپذیرتر. امروزه توسعه اقتصادی که در بطن خود آرزوی آوردن صنعت و تکنولوژی غرب را میپروراند, به یکی از کارزارهای اصلی رقابت میان سنت و تجدد درآمده, که امید خلاصی از آن خود آرزویی است بزرگتر. از دیگر سو باید توجه داشت که ابعاد فرهنگی نوسازی اقتصادی نیز مسئله قابل ملاحظهای است که نباید از آن مغفول ماند. برخی مطالعات جامعه شناختی حاکی از آن است که آنچه در دهه دوم انقلاب اسلامی تحت عنوان نوسازی اقتصادی صورت گرفته, نقش مهمی در دگرگونیهای ارزشی بعد از انقلاب ایفاء نموده است.(رفیع پور,1377,ص537 و کوثری78,ص3)
علاوه بر صنعتی شدن و توسعه اقتصادی, رشد و نمو تکنولوژی فرهنگی که جهان را چون دهکدهای کوچک درآورده نیز کارزاری جدید به این رقابت میان سنت و تجدد افزوده است و این پرسش را پیش روی ما نهاده که آیا چالشهای این عرصه سر آمدنی است و یا همچنان باید ادامه آن را انتظار کشید؟ در کنار رشد تکنولوژی و تسهیل رفت و آمد میان کشورهای مختلف, رسانهها از عوامل این دگرگونیهای فرهنگی در جهان جدید به شمار میروند. اگر روزی مارکوپلو میبایست از ونیز پا به سفر طول و دراز چین بگذارد و طی این سفر پرمخاطره، در سفرنامه خود، مردمان اروپا را با فرهنگهای شرقی آشنا کند، امروزه این جعبهء جادویی بی هیچ مخاطره و دردسری این وظیفه را انجام میدهد.گسترش ماهوارهها، به تعبیر «مک لوهان» جهان را بسان یک دهکده کوچکی کرده است که مردم جنوبیترین نقاط استرالیا میتوانند لحظه به لحظه شاهد یک گروگانگیری مسلحانه در مسکو باشند و یا یک رویداد جام جهانی فوتبال را نیمی از مردم کرهء زمین به طور مستقیم مشاهده کنند. اگر روزی پیدا کردن یک دوست از یک فرهنگ بیگانه، متضمن سفر حداقل از یک کشور به کشور دیگر بود، امروزه با ورود اینترنت به صحنه زندگی مردم و استفاده از چتهای اینترنتی به هرکسی این امکان را میدهد که دهها دوست از فرهنگهای دیگر داشته باشد و گفتگو با آدمهای متفاوت از فرهنگهای مختلف بهترین راهگشا برای درک جدیدی از جهان شود و تغییر در آراء و افکار و عقاید طرفهای درگیر در این تعاملات را به ارمغان آورد.
اگر در گذشته مردمان محکوم بودند که در فرهنگی که به دنیا آمدهاند، تا آخرعمر با همان عقاید زندگیکنند و تن به ملزومات همان فرهنگ بسپرند و در مواجهه با مسائل، فقط یک هنجار یا راهحل فرهنگی مقابل خود ببینند، امروزه مردمان همیشه در حال محکزدن هنجارهای سنتی خود هستند و چه بسا افراد راه حلها و هنجارهای سنتی فرهنگهای دیگر را به عاریت بگیرند. چیزی که پذیرش آن برای نسلهای جوان آسانتراست.
اگر در گذشته در هند و در یکی از هفتاد ودو ملت ساکن در این شبه قاره، زنی که شوهرش میمرد مجبور بود که زنده زنده با جنازهء شوهرش بسوزد و چه بسا این مسئله براحتی نیز برای وی و قبیله اش پذیرفته شده بود، امروزه مراودهء فرهنگی و امکان وجود راههای دیگر برای زنان هندی پس از مرگ شوهر، دیگر نمیتوان به چنین رأیی تن داد، نه برای خود زن و نه برای اقوام و نزدیکان وی. چه بسا امروزه یک ازدواج رمانتیک جایگزین تقدیر مرگ دیروز شود و یا حکمی مثل سنگسار که از احکام صریح دین اسلام میباشد، در زمان حاضر و در مواجهه فرهنگی که مواجهه عقلانیتی هم در آن ملحوظ است، باعث شده این حکم برای بسیاری از مسلمین نیز غیرقابل پذیرش باشد!
تکثر فرهنگی به عنوان دیگر کارزاری است که در دنیای امروز توانسته چالشی بزرگ پیشاروی سنتگرایان قرار دهد. تفکیک اجتماعی گروههای متعدد اجتماعی که هرکدام خرده فرهنگ خاص خود را حمل میکنند, پیامد اجتنابناپذیر این تکثر فرهنگی و چالشهای فرهنگی ناشی از آن به شمار میرود. در جامعه امروز ما دو رویکرد آرمان گرا و واقعگرا در مورد این مسئله وجود دارد. نگاه آرمانگرا با دلبستگی ذاتی خود به سنت, سعی در حذف هرگونه چالش و تعارض پیش آمده به نفع سنت میکند, حال آنکه نگاه واقعبینانه, تکثر و گوناگونی فرهنگی را به عنوان امری لازم و واقعی در نظر میگیرد و اجازه نمیدهد سنگینی ارزشهای سنتی راه را بر ارزشهای مدرن ببندد.
امروزه جامعهشناسان, مردم شناسان و روانشناسان اجتماعی بیشترین سعی خود را بر روی بررسی نظام ارزشی و مسائلی نظیر شکاف ارزشی در سطوح ملی و نسلی (درون نسلی و بین نسلی) گذاردهاند که حاکی از اهمیت موضوع مورد نظر دارد. آنان در پی یافتن پاسخهایی برای سئوالاتی از این قبیل میباشند: آیا اصلا چنین تحولات ارزشی آنگونه که توصیف میشود, روی داده است؟ تغییر ارزشها در جامعه در طی نسلهای مختلف چه نگرانیهایی را میتواند ببار بنشاند؟ آیا در چنین دنیایی که نسلهای مختلف با ارزشهای مختلفی زندگی مینمایند, امکان همزیستی ممکن است؟ و کلاً دوام و پایداری جامعه مورد نظر چگونه حاصل میشود؟ و عامل یا عوامل اصلی این تغییر و دگرگونیها را در کجا باید جستجو نمود؟و…
ارزشهای فرهنگی نیز به عنوان یکی از عوامل تغییر یا عاملی است که در مقابل تغییر مقاومت می کنند. هرچند که نباید این عامل را به عنوان تنها عامل مؤثر، مورد بررسی قرار داد، و سایر عوامل را نادیده گرفت .
دگرگونیهای اجتماعی وبه ویژه، فرهنگی که در این بررسی مورد توجه قرار گرفته اند می توانند از عوامل بسیاری، مانند تبدیل شدن یک روستا به شهر که در جامعه ی مورد مطالعه تحقق پذیرفته است و یا ورود تکنولوژی پیشرفته ی ارتباطات و… ناشی شوند.اما آنچه در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته ورود دانشگاه به عنوان یک مرکز علمی جدید در روستا شهر خاروانا می باشد. منظور از دانشگاه در اینجا علاوه بر مرکز علمی، ورود افرادی است که در این مرکز از نقاط مختلف کشور گرد آمده اند و به تحصیل می پردازند اما این افراد کنش هایی نیز با مردم روستا شهر مورد بررسی دارند در طرح مسأله ی تحقیق به تفصیل در مورد روستا، شهر و روستا شهر و سایر مواردی که در اینجا توضیح داده شده مطالبی آورده شده است. با توجه به تمام مسائلی که عنوان شد هدف این مطالعه، تغییرات فرهنگی است که ایجاد دانشگاه به عنوان عاملی نوسبب آن شده است.
طرح مسأله
جوامع انسانی هیچگاه ایستایی کامل را تجربه نکرده اند و اگر چنین به نظر می رسد که برخی از جوامع دچار ایستایی بوده اند به این دلیل است که تغییرات در این جوامع آنقدر به آرامی و به تدریج رخ داده که برای کسی قابل رؤیت نبوده است. اما جهان امروز به سرعت در حال تغییر است، اگر در گذشته فرهنگها توانایی تطبیق و یا اصلاح عناصر جدید را در درون خود داشتند، در جوامع امروزی کنترل تغییرات، مسأله ی عمده را تشکیل می دهند .
بانیان و پیشکسوتان علوم اجتماعی یا کلاسیک های جامعه شناسی در قالب حوزه ی مطالعاتی خود در سطحی کلان مباحثی را چون تکامل، تغییر و توسعه ی جوامع و یا به عبارتی گذار تاریخی جوامع و چگونگی این گذار و حرکت آن را محور بحث و مورد کنکاش قرار داده اند . به تعبیر باتامور، جامعه شناسی از ابتدا با فلسفه ی تاریخ و با تعبیر هایی که از تغییرات سریع و شدید جوامع اروپایی در قرن هجدهم و نوزدهم به عمل آمد ارتباط نزدیک داشت. مورخان همه علاقمند بودند انقلابهای سیاسی و اجتماعی عصر خود را در چهارچوب نظریه ی عمومی تاریخ تبیین و تفسیر کنند .
تأثیر عمیق این نگرش را می توان در آثار نخستین جامعه شناسان نظیر کنت، مارکس، دورکیم و ماکس وبر مشاهده کرد. ( ازکیا ؛ 1379 ، 69 )
در کشور ما گسترش روزا فزون فرآورده های نوسازی که در عرصه ی اقتصادی بیشتر نمایان شده است تغییراتی در ارزشها و هنجارها و شیوه ی زندگی مردم ایجاد کرد . همین مسأله دغدغه هایی را برای صاحبنظران ما به وجود آورده بعضی نسبت به این تغییرات خوش بین هستند(طرفدار نظر یه های نوسازی نوسازی که توسعه ی اقتصادی را مهم تلقی می کنند) و آن را در راستای فرهنگ ، یا هنجارها و ارزشهای گذشته می دانند و در مقابل برخی نسبت به اینگونه دگرگونی بدبین هستند( طرفداران نظریه های توسعه ی پایدار) و معتقدند که این تغییرات در راستای فرهنگ گذشته نمی باشد ، بلکه گسستی در ارزشها و هنجارهای گذشته وجود دارد .
دگرگونی در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و … رخ می دهد . آنچه در اینجا به آن پرداخته می شود مسأله ی دگرگونی در بعد فرهنگی می باشد. بنابراین شناخت این دگرگونی و اینکه چه عواملی سبب این دگرگونی می شود یا آن را تسریع می کنند و همچنین جهت و سمت و سوی این دگرگونی، از جمله مسائلی است که در این تحقیق مورد توجه قرار گرفته است.
علاوه بر این معیارها، معیارهای دیگری نیز برای تعریف شهر وجود دارد :
پیش از پرداختن به اختلافات بین شهرو روستا ابتدا به چند تعریف از شهر و روستا اشاره می شود :
( رضوانی ؛ 1374 ،16 )
دربیان اختلافات بین شهر و روستا نیز اندیشمندان نظرات بسیاری ارائه کرده اند که در اینجا به چند نمونه اشاره می کنیم :
به عقیده ی دکتر محسنی اولین و آشکارترین اختلاف مربوط به جنبه ی جغرافیایی شهر است که به کلی با ده متفاوت است .
و در تفاوت شهر و روستا برخی از اندیشمندان به این نکات توجه می کنند:
الف – قدرت ارزشهای سنتی:
این ارزشها به منزله ی یک حاکم در روستا حکمفرمایی می کنند .
ب – ارتباطات و تماسهای اولیه :
در روستا ارتباطات چهره به چهره است ، در شهر غیر مستقیم و رسمی و ثانویه است.
ج – سادگی و یکنواختی زندگی :
یعنی اینها حداقل تغییرات را تجربه می کنند، و به دست آوردن مقام و جاه طلبی در نواحی روستایی کمتر به چشم می خورد . سطح زندگی شاهد تغییرات سریع نبوده و به کندی تغییر می یابد .
د – تخصص گرایی :
تولیدات در نقاط شهری بر اساس تخصص و در قالب تخصص صورت می گیرد. در حالی که فعالیت و تخصص مسلط در جامعه روستایی کشاورزی است. شهرنشینان وابستگی های مختلف سازمانی، اقتصادی، اجتماعی و … را دارند در حالیکه روستائیان به ندرت وابستگی های سازمانی و صنفی دارند .
ه- استقرار و جایگزینی درست افراد :
با رقابت در نقاط شهری، افراد عموماً در منصبها و مشاغل خود استقرار می یابند. در حالیکه در نقاط روستایی چنین فرصت و امکانی کمتر وجود دارد .
و – تحرک اجتماعی :
جامعه ی شهری نیاز به تحرک دارد و آن را تقویت می کند. در این جوامع بیشتر تأکید بر اکتساب است تا انتساب . پویایی و حرکت لازمه ی تداوم حیات جوامع شهری است .
ز – محدوده های تخصصی :
هر منطقه را به فعالیتی اختصاص می دهد .
ح – موقعیت زنان:
منظور از موقعیت زنان ،فعالیت زنان شهری در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی می باشد.اما در رابطه با زنان روستایی فعالیت زنان روستایی در مزارع موجب به دست آوردن درآمد نمی گردد.
ط – تضاد در تفاوت بین خصلتها :
روستائیان تحمل کمتری در برابر اعتقادات جدید دارند. اما شهرنشینان خودشان را با شرایط و اعتقادات جدید وفق می دهند.( زرنقی ؛ 1382 ، 27-28 -29 )
با این تفاسیر در مورد خاروانا باید گفت که ، خاروانا روستا شهری دارای 2500 نفر جمعیت است اکثر ساکنین آن به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند و کارمندان شاغل در اداراتی مانند بخشداری و شهرداری و … بیشتر غیر بومی هستند و انجام کارهای تخصصی با غیر بومیان است که از خارج از روستا آمده اند و صنعت و خدمات در این روستا نقشی ندارد با توجه به اینکه این روستا سرشار از معادنی است که در صورت بهره برداری و استفاده از آن می تواند نقش مهمی در ایجاد اشتغال و بهبود وضعیت اقتصادی ساکنان و پدیدار شدن شاخه ی جدیدی از اشتغال و سبک زندگی برای ساکنان منطقه باشد، روابط حاکم بر افراد روستا غالباً از نوع روابط اولیه (چهره به چهره ) است و ساکنان آن همدیگر را می شناسند و علاوه بر مطالب گفته شده مشارکت زنان در عرصه جامعه ی مورد بررسی در حداقل ممکن است.
مطابق با آنچه دربالا به ان اشاره شد چه نامی برای منطقه ی مورد مطالعه برازنده تر است ؟
این منطقه از نظر تسهیلات رفاهی مانند مسافرخانه، رستوران و … برای ارائه ی خدمات به میهمانان غیر بومی در مضیقه است و همچنین دارای جاده ای نامناسب و پر از پیچ های متعدد است که فقط افرادی که در اینجا ساکن هستند و یا بنا به اقتضای شغلشان در آن رفت و آمد می کنند به آن آشنا هستند .