یادداری : 22
نقش حواس در یادگیری ویادداری : 23
چند رسانه ای های آموزشی : 25
پیشینه پژوهش : 26
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
پیش درآمد فصل سوم: 32
روش پژوهش : 32
ویژگی های ساختار نرم افزار : 32
متغیر ها : 33
جامعه آماری : 33
نمونه وروش نمونه گیری : 33
روش اجرا : 34
روش جمع آوری اطلاعات : 34
روایی وپایایی : 34
محتوای آزمون : 35
یک مطلب دیگر :
ابزار گردآوری دادهها: 35
روش ها وابزار تجزیه وتحلیل داده ها : 36
فصل چهارم
تجزیه وتحلیل یافته ها
پیش درآمد فصل چهارم: 38
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
پیش درآمد فصل پنجم: 59
خلاصه پژوهش: 59
بحث و نتیجه گیری : 60
پیشنهادات: 63
محدودیت های پژوهش : 65
منابع: 66
فصل پنجم نتیجه گیری……………………………………………………………………………………………………101
محدودیت پژوهش…………………………………………………………………………………………………………112
پیشنهادات کاربردی………………………………………………………………………………………………………..112
منابع……………………………………………………………………………………………………………………………..115
چکیده انگلیسی………………………………………………………………………………………………………………130
یک مطلب دیگر :
2-2-2 تعریف و تئوری…………………………………………………………………………….. 20
2-2-3 اجزای هیپنوتیزم پذیری……………………………………………………………………. 22
2-2-4 سوتفاهمها در مورد هیپنوز………………………………………………………………… 23
2-2-5 موارد منع استفاده……………………………………………………………………………. 27
2-3 درمان شناختی رفتاری…………………………………………………………………………… 30
2-4 رویکرد رفتاری…………………………………………………………………………………….. 30
2-4-1 شرطی سازی کلاسیک……………………………………………………………………. 31
2-4-2 شرطی سازی کنشگر……………………………………………………………………… 33
2-5 یادگیری اجتماعی و یادگیری شناختی…………………………………………………………… 37
2-6 رویکرد شناختی ……………………………………………………………………………………… 39
2-6-1 شناخت درمانی بک……………………………………………………………………….. 40
2-6-2 درمان عقلانی هیجانی الیس…………………………………………………………….. 44
2-6-3 تلفیق رویکردهای شناختی رفتاری ……………………………………………………. 48
2-6-4 اصول کلی در شیوه درمان شناختی رفتاری………………………………………….. 50
2-7 بررسی پژوهشهای پیشین………………………………………………………………………. 51
فصل سوم – روش پژوهش
3-1 طرح پژوهش………………………………………………………………………………………….. 56
3-2 نوع مطالعه……………………………………………………………………………………………… 56
3-3 جامعهی آماری………………………………………………………………………………………… 56
3-4 نمونه و روش نمونهگیری…………………………………………………………………………… 56
3-5 معیارها و ضوابط ورود به درمان………………………………………………………………….. 57
3-6 ابزارهای پژوهشی……………………………………………………………………………………. 57
3-6-1 شاخص تودهی بدن…………………………………………………………………………. 57
3-6-2 پرسشنامهی طرحوارههای مربوط به ظاهر(ASI)……………………………………. 57
3-6-3 پرسشنامهی سبک زندگی و کارآمدی وزن(WEL)…………………………………… 58
3-6-4 راهنمای گروه درمانی شناختی چاقی…………………………………………………….. 60
یک مطلب دیگر :
3-6-5 راهنمای هیپنوتراپی در درمان چاقی………………………………………………………. 61
3-6-6 روش اجرا……………………………………………………………………………………… 62
3-6-7 تجزیه و تحلیل دادهها……………………………………………………………………….. 63
فصل چهارم- یافتههای پژوهش
4-1 بررسی ویژگیهای جمعیتشناختی گروهها……………………………………………………. 66
4-2 بررسی فرضیههای پژوهش از طریق آزمونهای توصیفی و استنباطی…………………….. 68
فصل پنجم – بحث و تفسیر یافتهها
5-1 اثر بخشی درمان……………………………………………………………………………………… 78
5-2 محدودیتهای پژوهش…………………………………………………………………………….. 81
5-3 پیشنهادات پژوهش………………………………………………………………………………….. 82
منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………… 84
منابع انگلیسی………………………………………………………………………………………………… 87
پیوستها………………………………………………………………………………………………………. 90
چکیده:
مقدمه:در پژوهش حاضر اثر بخشی رفتار درمانی شناختی در مقایسه با هیپنوتراپی در درمان مبتلایان به چاقی مورد بررسی قرار گرفت هدف ازاین پژوهش دستیابی به شواهد تجربی در تعیین –میزان اثربخشی هر دو شیوه درمانی و مقایسهی نتایج حاصل از آنها بود.
روش: جامعهی آماری پژوهش شامل زنان چاقی است که به مرکز مشاوره رضوان شهر کرمانشاه مراجعه نمودهاند، نمونه پژوهش شامل هجده نفر بودند که با توجه به معیار های ورود به درمان انتخاب شدند و بهطور تصادفی در گروهها جایگزین گردیدند.برای تجزیه و تحلیل یافتهها از تحلیل کواریانس استفاده شد و در ارزیابی شاخصههای پژوهش از پرسش نامههای ASI”پرسشنامهی طرحوارههای مربوط به ظاهر” و WEL”سبک زندگی و کارآمدی وزن” استفاده شد.
یافتهها:بیانگر آن است که هر دو روش درمانی در کاهش وزن موثر بوده و منجر به بهبودی متوسطی در رضایت از تصویر بدن و کارآمدی وزن میشوند.
کلید واژه: رفتار درمانی شناختی ، هیپنوتراپی،چاقی، اثر بخشی
فصل یکم
2-4-3-2-نظام حسی: 20
2-4-3-3-وضعیت ظاهری: 20
2-5-معیارهای DSM-5 برای افسردگی اساسی.. 21
2-6-خصوصیات مرتبط با سن: 23
2-6-1-خصوصیات پیوسته: 23
2-7-سبب شناسی : 23
2-7-1-عوامل زیستی.. 23
2-7-1-4-سایر آشفتگی های عصب – رسانه ها ( نوروترانسمیترها) 24
2-7-1-5-پیک های ثانویه و آبشارهای داخل سلولی.. 25
2-7-1-6-تغییرات تنظیم هورمونی.. 25
2-7-1-7-فعالیت محور تیروئید. 26
2-7-1-8- تغییرات نوروفیزیولوژی خواب.. 26
2-7-1-9-اختلال ایمنی.. 26
2-7-2-عوامل ژنتیک… 26
2-7-2-1-مطالعه خانواده ها 27
2-7-3-دلایل ابتلا به افسردگی.. 27
2-8-دیدگاههای نظری درباره ی افسردگی.. 28
2-8-1-دیدگاه روانکاوی.. 28
2-8-2-الگوی فقدان شیء: 29
2-8-3-نظریه یادگیری.. 30
2-8-4-درماندگی آموخته شده 31
2-8-5-نظریه شناختی.. 33
2-8-6-اسناد (نسبت دادن) و بی پناهی در افسردگی: 33
2-8-7-نظریه اصالت وجودی- انسان گرایی درباره افسردگی.. 35
2-8-8-دیدگاه پردازش اطلاعات : 35
2-9-درمان: 36
2-9-1-درمان های روانی – اجتماعی.. 36
2-9-2-شناخت درمانی.. 37
2-9-3-درمان بین فردی.. 38
2-9-4-رفتاردرمانی.. 39
2-9-5-درمان مبتنی بر روانکاوی.. 39
2-9-6-خانواده درمانی.. 40
2-9-7-تحریک عصب واگ… 40
2-9-8-درمان شناختی رفتاری……………41
2-10- پیشینه پژوهشی.. 42
2-10-1 پژوهش های داخل کشور 42
2-10-2 پژوهش های خارج از کشور 44
فصل سوم. 46
روش پژوهش… 46
3-1- طرح پژوهش… 47
3-2-جامعه آماری، روش نمونهگیری و حجم نمونه. 47
3-3-متغیرهای پژوهش… 47
3-4-ابزارپژوهش… 48
3-4-2 طرح درمان شناختی – رفتاری ( CBT ) در درمان افسردگی اساسی: 50
بخش اول: افکار 50
بخش دوم: رفتار 51
یک مطلب دیگر :
بخش سوم: ارتباطات.. 51
3-5-روش اجرای پژوهش… 52
3-6-روشها و ابزار تجزیه و تحلیل دادهها 53
فصل چهارم. 54
یافته های پژوهش… 54
4-1 یافته های توصیفی: 55
4-2 یافته های استنباطی.. 56
فصل پنجم. 61
بحث و تفسیر نتایج. 61
5-1 بحث و نتیجه گیری.. 62
5-2 تبیین و نتیجه گیری.. 64
5-3-محدودیت های پژوهش… 65
5-4-پیشنهادها 66
5-4-1- پیشنهادهای کاربردی.. 66
5-4-2- پیشنهادهای پژوهشی.. 67
منابع. 68
ضمائم. 72
پیوست 1:تست افسردگی بک(B.D.I-II) 73
دماسنج خلق.. 76
طرح درمان شناختی رفتاری به تفکیک جلسات: 77
Abstract. 84
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان های شناختی-رفتاری،دارویی وترکیبی بر علایم اختلال افسردگی انجام شد.
روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون ، پس آزمون همراه با گروه گواه است.جامعه آماری شامل کلیه زنان با تشخیص اختلال افسردگی اساسی مراجعه کننده کلینیک های روانپزشکی شهر کرمانشاه می باشد که از بین آنها 60 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد،سپس این 60 نفر به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفره (10نفرگروه آزمایش و10 نفر گروه کنترل)دریافت کننده درمان شناختی-رفتاری، دریافت کننده درمان دارویی با فلووکسامین ، دریافت کننده درمان ترکیبی (درمان شناختی- رفتاری توأم با درمان دارویی با فلووکسامین) قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پکیج درمان شناختی-رفتاری وپرسشنامه افسردگی بک (BDI-II) بود.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان دادند که درمان شناختی- رفتاری، درمان دارویی ودرمان ترکیبی در کاهش افسردگی مراجعین زن باتشخیص اختلال افسردگی تأثیر دارد. با توجه به میانگین نمرات سه گروه بدست آمده،می توان چنین نتیجه گرفت که درمان ترکیبی نسبت به درمان دارویی و درمان شناختی – رفتاری میانگین بیشتری را در کاهش افسردگی مراجعین زن باتشخیص اختلال افسردگی به خود اختصاص داده است.
نتیجه گیری: با توجه به آزمون های آماری روش های درمانی ،از نظر میزان تاثیر آنها در بهبود اختلال افسردگی اساسی در زنان، روش درمانی ترکیبی بیشتر از سایر درمان ها تاثیر گذار است.
کلید واژه ها: درمان شناختی- رفتاری- درمان دارویی –درمان ترکیبی-افسردگی
بسیاری از بیماران روانی یا جسمیاز افسردگی رنج میبرند و میتوان گفت که بخش چشمگیری از بیماریهای روانپزشکی را افسردگی تشکیل میدهد. افسردگی اساسی از رایج ترین اختلالات خلقی است که با توجّه به فراوانی آن و اثرات نامطلوبی که در زندگی آدمیان دارد پژوهشهای بسیاری برای پی بردن به علل آن صورت گرفته است و در رشتههای مختلف معانی متفاوتی دارد. به عنوان مثال در فیزیولوژی اعصاب، مراد، کاهش فعالیت فیزیولوژیک و در داروشناسی به معنای کاهش فعالیت یک عنصر شیمیایی و در روان شناسی منظور از آن حالتی هیجانی است که منجر به کاهش قابلیّتها میشود. در واقع افسردگی، واکنشی نسبت به یک عامل بیرونی است که فرد نسبت به آن آگاه است ولی به نوعی از آن محروم است. عدم موفقیّت در تحصیل یا کار، از دست دادن یکی از عزیزان، پیری، بیماری و. . . اغلب باعث بروز افسردگی میشود. افسردگی عبارت از احساس غم، دلسردی، یا نا امیدی به مدت حداقل 2 هفته در اغلب روزها و اغلب ساعات روز، همراه با انواع علایم جسمانی و روانی است که برجستهترین علامت در این واکنشها از دست دادن شوق و کندی فعالیّتهای روانی و بدنی است، بیمار خود را مطرود و دلسرد احساس میکند و کار و فعالیت به نظر او مستلزم کوشش فراوان است و در نظرش انجام دادن هیچ کاری به زحمتش نمیارزد. افسردگی اساسی به دو صورت همراه با علایم روانپریش مانند هذیان و توهّم و بدون علایم روانپریشی یعنی بدون هذیان و توهّم دیده میشود (جوانمرد،1387).
شیوع این بیماری در زنان دوبرابر مردان است. سن بروز بیماری در حدود ۳۰ سالگی است.خطر کلی ابتلا به اختلال افسردگی اساسی در نمونه های اجتماعی از 10 تا 25 درصد برای زنان و از 5 تا 12 درصد برای مردان متغیر است.میزان شیوع اختلال افسردگی اساسی در بزرگسالان در نمونه های اجتماعی از 5 تا 9 درصد برای زنان و از 2 تا 3 درصد برای مردان متغیر است( انجمن روانپزشکی آمریکا،2000، ترجمه نیکخو وآوادیس یانس،1391).
البته قابل ذکر است که افسردگی در برخورد با بسیاری از رفتارهای روانی زندگی پاسخی محسوب میشود و در واقع افسردگی وقتی نابهنجار تلقی میشود که واقعه افسرده ساز برای فرد خارج از اندازه باشد و فراتر از حدی باشد که برای اکثر مردم قابل برگشت و بهبودپذیر است.
تاریخچه بهداشت روانی 48
تعاریف سلامت روان 52
الگوی پزشکی و روانپزشکی 55
الگوی روانکاوی 57
سبک های فرزندپروری 61
شیوه های فرزندپروری 65
نگرش های فرزندپروری 72
جنسیت و فرزندپروی 78
روابط خواهر و برادران 82
اشتغال مادر 84
کاربرد تقویت و تنبیه از سوی والدین 85
پیشینه پژوهش 87
فصل سوم: روش پژوهش 90
روش تحقیق 91
متغییرهای پژوهش 91
جامعه آماری 91
نمونه و شیوه نمونه گیری 91
ابزارهای گردآوری داده ها 91
روش ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها 94
فصل چهارم: یافته های پژوهش 95
تجزیه و تحلیل داده ها 96
شاخص های توصیفی متغیرهای پژوهش 96
داده های استنباطی 97
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری 100
بحث و نتیجه گیری 101
محدودیت های پژوهش 104
پیشنهادات کاربردی 104
پیشنهادات پژوهشی 105
منابع 106
چکیده
یک مطلب دیگر :
هدف از این پژوهش بررسی مقایسه سلامت روان و سبک های فرزند پروری والدین افراد معتاد و عادی به منزله پیشگیری اولیه از اعتیاد است جامعه آماری تحقیق شامل کلیه افراد معتاد در شهرستان صحنه که در زمان اجرای تحقیق در مراکز ترک اعتیاد آن شهرستان تحت پوشش بوده اند و افراد عادی ساکن در آن شهرستانمی باشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی از نوع علی – مقایسه ای می باشد و ابزار گردآوری داده ها به وسیله توزیع پرسشنامه های سلامت عمومی GHQ و پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند بین والدین افراد معتاد و غیرمعتاد که به صورت نمونه گیری تصادفی گزینش شده و حجم نمونه تحقیق را تشکیل می دهند می باشد. متغیر های مورد بررسی در این پژوهش :
– سلامت روان و سبک های فرزند پروری به عنوان متغیر های پیش بین
-اعتیاد افراد به عنوان متغیر های ملاک می باشد
برای تجزیه و تحلیل داده ها و از روش های معتبر آماری مانند ضریب همبستگی پیرسون، آزمون T دو گروه مستقل و رگرسیون خطی به بررسی فرضیه های تحقیق پیش رو پرداخته شد نتایج تحقیق نشان داد که بین سلامت روان و سبک های فرزند پروری والدین افراد معتاد و افراد عادی تفاوت معنادار می باشد.
مقدمه
واژه اعتیاد در ذهن همه ما فروپاشی خانواده، فقر و فلاکت را تداعی می کند. یک فرد معتاد نه فقط سلامت جسمی و روحی خود را تباه می کند بلکه جامعه را نیز از حضور خود و عارضه ای که به آن مبتلا شده است، متاثر می کند. واقعیت این است که اعتیاد به عنوان پدیده ای چند بعدی و معلولی چند علتی شناخته شده است از این رو چه در ریشه یابی گرایش به آن، چه در فرآیند درمان و چه در پیامدها و عوارض آن باید تمامی ابعاد و پس زمینه ها را بررسی کرد. نکته این جاست که اعتیاد مرد خانواده که رکن اصلی خانواده محسوب می شود امری بسیار تهدیدآمیز است. زنان و کودکانی که با یک فرد معتاد زندگی می کنند بدون تردید بیشترین آسیب ها را می بینند و ممکن است تحت خشونت فیزیکی یا روانی فرد معتاد قرار بگیرند. (ستوده، 1380)
بر اساس یافته های پژوهشهای بدست آمده بین خانواده و بهداشت روانی حاکم بر آن رابطه وجود دارد، یعنی بین سبکهای فرزند پروری و بهداشت روانی افراد ارتباط می باشد. در صورتیکه والدین مستبد بیش از سایر والدین، اضطراب[1] فرزندان را فراهم می آورند، بعد از این سبک والدین بی اعتنا قرار دارند.(هواسی، 1380)
میزان افسردگی[2] و اضطراب دختران خانواده های گسسته بیشتر از پسران می باشد هر قدر وابستگی[3] نوجوان به خانواده قوی تر باشد، از شدت عمل خلاف او کاسته می شود. بین عملکرد خانواده و سلامت روانی نوجوانان رابطه معنا داری وجود دارد والدین بی اعتنا و مستبد زمینه افسردگی را برای فرزندان خود فراهم می کنند بین شیوه های فرزند پروری و روابط درون خانواده با ابتلاء به اعتیاد رابطه وجود دارد، تحقیقات نشان می دهد که طرد شدگی و فقدان رابطه گرم و عاطفی در بین خانواده های معتادین بسیار بالاست. روشهای انضباطی والدین با سوء مصرف مواد در فرزندان ارتباط دارد. والدین نوجوانان معتاد، بیشتر از سبک والدینی استبدادی و طرد کنندگی استفاده می کنند.( هواسی، 1380 )
در بین معتادین اختلالات شخصیت ضد اجتماعی افسردگی و اضطراب شایعترین اختلالات روانپزشکی است خصوصیات شخصیتی مرزی[4] و ضد اجتماعی[5]، پارانوئید[6] ،اسکیزو تایپال[7]، پرخاشگر- منفعل[8] وابسته، اجتنابی[9] و اسکیزوئیدی[10] در مردان معتاد شیوع دارد ، در بین معتادین خیابانی اختلالات دو قطبی[11] و اسکیزوفرنی[12] دیده می شود ؛ افسردگی بیشتر از اختلالات روانی دیگر در بین معتادین رواج دارد. در بین اختلالات خلقی و اضطراب ، افسردگی اساسی و اختلال اضطراب منتشر شایع می باشد، خود پنداره ضعیف و اعتماد به نفس پائین یکی از علل گرایش به اعتیاد است. شخصیت مرزی، خودشیفته[13] و ضد اجتماعی، و وضعیتهای روانی مثل سطح تحمل پائین، ناامیدی، رفتارهای ضد اجتماعی، احساس حقارت[14]، وابستگی[15] و اضطرابهای شدید در بین معتادین رواج دارد. کسانی که در کودکی اختلال کم توجهی و بیش فعالی دارند، در صورت عدم درمان در آینده به مواد مخدر، الکل و سیگار پناه می برند،گرایش به اعتیاد مشکلات اجتماعی و روانشناختی فرد را افزایش می دهد. کشیدن سیگار و مصرف الکل اختلالاتی مثل اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو[16] را وخیم تر می کند استفاده از الکل و حشیش، حافظه و توانایی عملکرد افرادی را که دارای اختلالات خلقی یا روان پریشی هستند، پائین می آورد مصرف مداوم الکل باعث دلشوره، فوبیاهای[17] شدید و حمله هراسی می شود.)انیسی، رئیسی، یزدی، زمانی و رشیدی، 1387).