دانلود پایان نامه های ارشد

پروژه - تحقیق - سمینار : دانلود پایان نامه های ارشد

دانلود پایان نامه های ارشد

پروژه - تحقیق - سمینار : دانلود پایان نامه های ارشد

روانشناسی ارتباط هوش هیجانی و شادکامی در نوجوانان

ارتباط هوش هیجانی و شادکامی در نوجوانان

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

چکیده:

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین هوش هیجانی وشادکامی در دانش آموزان متوسطه شهرستان لامرد بود. بدین منظور ازجامعه آماری دانش آموز ان 200 نفر بطور تصادفی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. دراین پژوهش از پرسشنامه هوش هیجانی و شادکامی آکسفورد استفاده شد.

پایان نامه و مقاله


نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین هوش هیجانی و شادکامی ارتباط معنادار دارد.

نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که هوش هیجانی و شادکامی در مجموع 54 درصد شادکامی آنان را به طور معناداری تبیین می کند.

فصل اول: طرح تحقیق

1-1- مقدمه

نقش و کارگر مدارس در آستانه هزاره ی سوم میلادی تغییر و جهش چشمگیری پیدا کرده است افزدن برایفای نقش سنتی مدارس مبنی بر تربیت افرادی فرهیخته مدارس عهده‌دار پرورش شهروندانی مسوؤل و رشد یافته و برخوردار از مهارت‌های اجتماعی و عاطفی نیز هستند (پلیتری، 2006). از این‌رو توجّه جدّی و همه جانبه به عواملی که بستر لازم جهت دستیابی به این هدف را فراهم می‌سازند، اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. بدین منظور توجه جدی به رشد عاطفی و اجتماعی دانش‌آموزان یکی از راهبردهای اساسی در نیل به این هدف بشمار می‌رود.

رویکرد یادگیری اجتماعی- عاطفی مبتنی بر این باور است که کلیة فرایندها و بخش‌های یک نظام آموزشی اعم از طراحی و برنامه‌ریزی آموزشی و درسی، مدیران، معلمان، کارکنان، و مطالب و موضوعات درسی می‌بایست در خدمت آموزش و بهبود مهارت‌های اجتماعی و عاطفی یادگیرندگان، ‌قرار گیرند. آموزش مهارت‌های هوش هیجانی «قطعه گمشده» آموزش‌های اجتماعی و هیجانی است که از ذهن بسیاری از معلمان مغفول مانده است. محیط اجتماعی مدرسه نمونه کوچکی از نظام اجتماعی جامعه تلق

یک مطلب دیگر :

چرا سیستم های کامپیوتری نمی توانند مانند قفل دیفرانسیل مکانیکی عمل کنند؟ [تماشا کنید]

ی می‌گردد. روابطی که دانش‌آموزان با معلمان و همسالان خود در مدارس برقرار می‌کنند، نقش اساسی در اکتساب نگرش‌ها، باورها و ارزش‌های بنیادین اجتماعی دارد و درک دانش‌آموزان را از جامعه و محیطی که در آن قرار دارند، تحت تاثیر قرار می‌دهد. مدرسه یکی از مهمترین بافت‌های یادگیری مهارت‌های هیجانی است. آموزش هیجانی می‌تواند از طریق گستره‌ای از تلاش‌ها مانند آموزش کلاسی، فعالیت‌های فوق‌برنامه، جو و شرایط حمایتی مدرسه، و درگیر کردن دانش‌آموزان، معلمان و والدین در فعالیت‌های اجتماعی صورت گیرد. در صورتی که فرآیند اجتماعی شدن و رشد مهارت‌های هیجانی در محیط اولیه خانواده مطلوب نباشد، این امکان وجود دارد تا مدارس از طریق آموزش‌های ترمیمی به جبران این کاستی‌ها بپردازند. براین اساس بسیاری از مربیان و روانشناسان نسبت به توجه و توسعه آموزش مهارت‌های اجتماعی و هیجانی در مدارس تاکید کرده‌اند (به نقل از مایر و سالووی، 1997).

تحوّلات عظیمی که در حوزه‌های هوش و هیجان رخ داده دیدگاه‌های سنّتی را زیر سؤال برده و بر ارتباط نزدیک و درهم تنیده هوش و هیجان تأکید نموده است. از پیشگامان این تحوّلات در حوزة هوش می‌توان به گاردنر (1983 به نقل از اشترنبرگ، 2001) اشاره کرد و در حوزة هیجان از کشفیّات ژوزف ‌لی دوکس (به نقل از گلمن، 1379) نام برد. امّا اوج این تحوّلات به مطرح شدن مفهوم «هوش هیجانی» توسط سالووی و مایر(1990)، برمی‌گردد که آشکارا بر در هم‌تنیدگی هوش و هیجان تأکید می‌کنند. از نظر آنها «هوش هیجانی» عمدتاً به عنوان توانایی فرد در بازنگری احساسات و هیجان‌های خود و دیگران، تمیز قایل شدن میان هیجان‌ها و استفاده از اطلاعات هیجان‌ها در حلّ مسئله و نظم‌بخشی رفتار تعریف می‌شود (سالوی و مایر، 1990).

با توجه به حسّاسیت دورة نوجوانی و اطلاق دورة طوفان و فشار به آن، غالباً نوجوانان درگیر نوسانات پرشور عاطفی هستند، دوران نوجوانی با شور و هیجان، احساس‌های متناقض،‌ تحریکات فیزیولوژیکی و عواطفی پر تنش همراه است. این دوران حسّاس نقش بسیار مهمی در شکل دادن به شخصیّت آیندة او دارد. از این‌رو آموزش مهارت‌های هوش هیجانی به نوجوانان می‌تواند به آنان در مدیریت هیجان‌ها و احساسات خود و بهبود روابط با دیگران و در نهایت افزایش کارایی شخصی و پیشرفت فردی و تحصیلی آن تأثیرگذار باشد.(ذراتی ،ایران ،1384)

2-1- بیان مسئله

با توجه به اهمیت و ارزش شادکامی در بین متخصصان و دانشمندان آموزش و پرورش و علاقه به رشد و گسترش آن در بین دانش آموزان و آموزشگاه ها و بررسی ارتباط آن با عوامل مختلف که ممکن است موجب افزایش یا کاهش شادکامی دانش آموزان شود مثل هوش هیجانی که یکی از مسائل مهم در بین افراد جامعه خصوصا دانش آموزان می باشد و نیاز به رشد و گسترش آن احساس می شود و سبک های یادگیری مختلف که دانش آموزان دارند و به قول ساموئل مسبک که می گوید: «دانش آموزان از نظر گستردگی توجه و در نتیجه وسعت و صراحت آگاهی و اطلاعات با یکدیگر متفاوت هستند.»

باعث تفاوت در شیوه تفکر و یادگیری دانش آموزان می شود و یکی از موضوعات مهم در آموزش و پرورش دانش آموزان است (کدیور 1386).

در این پژوهش ارتباط این دو متغیر مورد بررسی قرار داد و قصد دارد به سئوال های پژوهش مبنی بر:

1- بررسی ارتباط هوش هیجانی و شادکامی دانش آموزان و تفاوت دختران و پسران در میزان شادکامی و هوش هیجانی، پاسخ دهیم.

روانشناسی و علوم تربیتی بررسی رابطه بین افت تحصیلی فرزندان با والدین ...

بررسی رابطه بین افت تحصیلی فرزندان با والدین آنها

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

فصل اول: طرح پژوهش

مقدمه:

انسان در درون خانواده متولد می‌شود، رشد می یابد و بسیاری از امور و مفاهیم را از خانواده می گیرد و همواره با آن سر و کار دارد، بنابراین مهمترین تجربیات انسانی که اساسی ترین عوامل شکل دهنده شخصیت محسوب می‌شود در درون خانواده شکل می گیرد. خانواده نخستین مدرسه و مهد اصلی تربیت است، کارگاه اصلی الگوسازی است، زمینه ساز تحول و تکامل است. ما هیچ بنیادی را نمی شناسیم که جنبة سرنوشت سازی و تربیت از خانواده مؤثرتر باشد. کودک درسهای اصلی و اساسی خود را از خانواده می گیرد هر سازندگی یا اشتباهی که در آن واقع گردد مستقیماً در کودک اثر می گذارد.

خانواده عامل انتقال فرهنگ، تمدن، ادب و سنن است و اهمیت آن همیشگی است و برای دوام و بقای جامعه و تمدن و فرهنگ راهی جز آن وجود ندارد. از لحاظ واحد می یابیم که خانواده کوچک است ولی از لحاظ اهمیت بسیار مهم و بزرگ است. زیرا هسته اصلی و زیرساز جامعه های بشری است.

خانواده در کودکان دارای دو گونه تأثیر است: وراثتی و محیطی.

در بعد وراثت باید گفت کودکان وارث بسیاری از صفات و ویژگیهایی از والدین خویشند، ازجمله: ساخت و اسکلت بندی بدن، مسائل مربوط به جنبه های هوشی و

مقالات و پایان نامه ارشد

 استعدادی، بیماریهای جسمی و روانی، مخصوصاً آنها که مزمن بوده اند، جنبه های مربوط به فیزیولوژی و وظایف اعضا و قد و رنگ و طول عمر و حتی طاسی سر، ویژگیهای مربوط به خون و ارهاش آن.

در جنبه محیط باید گفت طفل تحت تأثیر محیط داخل رحم و محیط بیرون است. سلامت یا عفونت های رحمی به کودک سرایت کرده و اثرات کشنده ای می تواند داشته باشد. محیط خارج رحمی برای او امری حتمی و اجتناب ناپذیر و حتی غیرقابل انتخاب و نوع تربیت آن تحمیلی و اجباری است. طبیعی است که کودک در چنین محیطی شکل گیرد و نتواند از جبر محیط لااقل در دوران کودکی رهایی یابد.

افراد یک خانواده، ساخته و پرداخته عوامل محیطی وراثتی هستند و به همین دلیل شخصیت شان شدیداً تحت تأثیر این عوامل است تا حدی که می توان گفت کودک آئینه‌ای تمام نما از معجون و ترکیب شخصیت والدین است. شرایط عادی و یا بحرانهای خانوادگی در او شدیداً اثر گذارده و رشد آنان را تحت نفوذ قرار خواهد داد. (قائمی، 1374)

خانه مکانی است که شخصیت اولیه انسان در آنجا شکل گرفته و سنتها و الگوها، قوانین و همین طور ضوابط آن، در کودک اثر داشته و برای او می تواند مثبت یا منفی باشد. زمانی بیشتر می توان به اهمیت خانواده واقف شد که فردی عاری از خانواده بشود و به خاطر مسائلی همچون طلاق، مرگ، و … از خانواده جدا شود. خانواده می تواند عامل سازندگی یا ویرانی و نابودی اعضا خود مخصوصاً کودکان شود، خانواده می تواند سلامت و شرافت و یا انحرافات و اختلال در فرد ایجاد کند. خانواده همچنین در

یک مطلب دیگر :

۱۰ مهارتی که باعث افزایش بازدهی کارآفرینان می‌شود

 تذهیب اخلاق، حفظ سلامت جسمی و روانی و تربیت افراد تشکیل دهندة خود مؤثر است، در صورت موجود بودن کانون گرم خانوادگی همراه با سلامت و تربیت صحیح، می تواند عامل پیشرفت و تکامل هر یک از اعضای خود باشد.

بطور کلی می توان اینگونه بیان کرد که خانواده جایی است که تعلیم و تربیت همه جانبة کودک در آنجا صورت می گیرد. کودک طی تماسهای روزانه خود با اعضای خانواده با دنیای اطراف خویش آشنایی حاصل می کند و در معرض تجربیات جدید و فراگیری قانونمندی و اصول زندگی می باشد. اکثر متخصصین امور تربیتی، به نقش اساسی والدین در شکل گیری شخصـــیت کودک تأکید ورزیده و خانواده را به عنوان هستة اجتماعی معرفی می کنند. (نجاتی، 1371)

یکی از مهمترین مشکلاتی که معمولاً نظامهای آموزش و پرورش جهان، با آن روبرو می باشند و به عنوان عمده ترین معضل نظام آموزش محسوب می گردد افت تحصیلی است که هر سال بگونه های مختلف مقدار قابل توجهی از منابع انسانی و اقتصادی جامعه را تلف نموده و موجب آثار زیانبار و جبران ناپذیری در حیات فردی و خانوادگی افراد مردود برجای گذارده و نابسامانی های اجتماعی فراوانی نیز به وجود آورده و کارایی و باروری نظامها را با نقصان روبرو می سازد.

با توجه به مهم بودن این مسئله خاص و عام هر یک به دلایلی چند به این مسئله توجه داشته و غالباً از بهای سنگین این ضایعه و یا اتلاف منابع عظیم مالی و انسانی صحبت می کنند و در این میان مجامع علمی و فرهنگی بخصوص دست اندرکاران تعلیم و تربیت با تحقیقات و پژوهشهای پر دامنه خود سعی در کاهش انواع افت تحصیلی دارند که علاوه بر جلوگیری از خسارتهای اقتصادی و مالی باعث تخفیف مشکلات روانی و اجتماعی در سطح خانواده ها و جامعه می گردد و گاهی انتقال میراث فرهنگی جامعه، پرورش استعدادهای دانش‌آموزان و آماده سازی آنان برای شرکت فعال در جامعه را سبب می شوند.

امروزه در کشور ما نیز این پدیده به میزان چشمگیری رقم بالایی را به خود اختصاص داده و موجب تلف شدن استعدادهای بالقوه انسانی و توان مالی خانواده‌ها و جامعه می گردد که شناخت انواع و ابعاد این افت، و تحلیل این مسئله و تجسس در علل بوجود آورندة آن و راههای مقابله با آن یکی از مهم ترین موضوع‌های پژوهشی و تحقیقی نظامهای آموزش و پرورش است. بسیاری از افراد ناتوانی دانش آموز در یادگیری مواد درسی را افت تحصیلی می دانند به نظر می رسد که این تصور درست نباشد چرا که ناتوانی کودک در فراگیری دروس ممکن است از نقصان ذهنی و محدودیتهای آن ناشی شود درحالیکه افت تحصیلی به معنای نزول از سطح بالاتر به سطح پایین تر در تحصیل و آموزش است.

به منظور تمایز بین این قبیل ناتوانیها و افت تحصیلی ارائه تعریفی از افت تحصیلی لازم و ضروری است. «افت تحصیلی به کاهش عملکرد تحصیلی دانش آموز از سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب گفته می‌شود» توجه به تعریف فوق نشان می دهد که مقایسه دو بخش عملکرد تحصیل قبلی و فعلی دانش آموز بهترین شاخص از افت تحصیلی است. (لیامی، نجاریان، مکوندی 1373)

از آنجا که افت تحصیلی علاوه بر نظام آموزش (هدفها و برنامه های آموزش، مواد درسی، برنامة درسی، وضعیت و نقش معلمان و مدیریت آموزش، روشهای تدریس …) با فرهنگ و نظام اجتماعی، ساختار سیاسی و نظام خانوادگی هر کشور رابطه تنگاتنگی دارد، محقق را بر آن می دارد تا در تحقیق و پژوهش خود ارزیابی های دقیقی از عوامل خانوادگی مؤثر بر تکرار پایة دانش‌آموزان مقطع راهنمایی داشته باشد.

روانشناسی بررسی علل بزهکاری در نوجوانان دختر و پسر

بررسی علل بزهکاری در نوجوانان دختر و پسر

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

1- مقدمه

بزهکاری و علل و انگیزه های آن، از جمله مشکلات اجتماعی است که از دیرباز چشم تیزبین و ذهن روشن محققین و دانشمندان از آن به دور نبوده است. مطالعه پژوهشهای متخصصان علوم انسانی در طی دو سه قرن گذشته نشان می دهد که عده زیادی از آنان همواره وقت خود را مصروف این مهم کرده اند ،تا شاید کشف علل بزهکاری و از میان برداشت عوامل موثردر پیدایش آن راه گشایی در جهت رفع این آفت اجتماعی باشند. افزایش میزان تبهکاری و بزهکاری از نیم قرن پیش یعنی از اواخر قرن نوزدهم وپس از دو جنگ بین الملل اول و دوم ،که منجر به متلاشی شدن خانواده ها وسرگردانی کودکان گردید، مورد بحث محافل بین الملل قرار گرفت. در سال 1984 در اعلامیه حقوق بشر و اعلامیه های سایر سازمانهای بین المللی لزوم توجه به حقوق اساسی و ارزشهای بشری و حفظ حقوق اساسی و ارزشهای بشری و حفظ حقوق حقه کودکان منظور گردید و به رسمیت شناخته شد.

بزهکاری نوجوانان یکی از انواع ناسازگاری زیستی روانی اجتماعی است و چنانکه لاوری میگوید،

سلوک رفتاری که خود شخص را ارضاء نماید ولی مورد پسند جامعه نباشد سلوک دشوار یا بزهکاری و حتی در برخی موارد جنایت نامیده می شود . صرف نظر از قوانین

پایان نامه و مقاله

 تدوین شده برای این پدیده، بزهکار دیگر به عنوان یک  فرد ضد اجتماعی که برای مصالح اجتماع باید مجازات شود شناخته نمی شود، بلکه جوانی است مبتلا به اختلال در رشد شخصیت که بزه وی نیز با توجه به الگوی شخصیتی و تاثیرات خانواده و رفتار و موازین آنها و شرایتی که جرم اتفاق افتاده است ارزشیابی می شود. بطور کلی، عقاید گوناگونی در مورد افزایش بزهکاری ذکر شده است.

کانگر (1983) ازدیاد جرم و جنایت و تشکیل باندهای بزهکاری را توسط نوجوانان از اختصاصات جوامع کنونی دانسته و معتقد است که تحرک جامعه امروزی از قبیل صنعتی شدن کشورها، ازدیاد مهاجرت، نفوذ فرهنگهای مختلف در یکدیگر ،ازدیاد مشکلات اجتماعی، اختلاف طبقاتی و فقر، فقدان اعتقادات مذهبی و اخلاقیات، منازعات خانوادگی، وغیره انگیزهای برونی و درونی نوجوانان را در ارتکاب بزه تشکیل می دهد.

تحقیقات و آمارها روشنگر رو به گسترش نهادن بزهکاری نوجوانان در اکثر جوامع می باشد. طبق گزارش موسسه تحقیق جرم و جنایت آمریکا(1987)، 90 درصد از نوجوانان آمریکایی حداقل یکبار مرتکب بزهکاری شده اند. همچنین آمار منتشره در سال 1984 در ایالت متحده آمریکا نشان می دهد که 50000 نوجوان به جرم ارتکاب بزهکاری در کانون اصلاح و تربیتی نگهداری می شده اند (پاپالیا و الدز، 1985، صفحه 617).

گزارش دیگری در همین زمینه نشان می دهد که خشونت و تبهکاری در جامعه آمریکا به طرز روزافزونی رو به گسترش نهاده است. به عنوان مثال در سال 1980 میزان جنایت در حدود 148 درصد و شامل بیشتر از 11 تا 13 درصد کل جمعیت آمریکا بوده است، گزارش دیگری از موسسه تحقیق جرم و جنایت در آمریکا نشانگر این مهم بوده است که بین سالهای 1989ـ1980 میزان جنایت 69%، تجاوزات جنسی 116 درصد. وبالاخره مشاجرات توام با خشونت 102 درصد نسبت به سالهای قبل افزایش داشته است. این آمار بخصوص در مورد بزهکاری نوجوانان هشدار دهنده بوده، و نشان داده است که بین سالهای 1967ـ1958 در حدود 300 درصد سرقت توسط نوجوانان انجام گرفته است. ضمنا با آمار فوق باید 40% تبهکاری و بزهکاریهای گزارش نشده را نیز اضافه کرد . بطور نسبی بغیر از اتحاد جماهیر شوروی ، سایر کشورهای اروپای غربی آمار مشابهی در این زمینه داشته اند . از کشورهای اروپای شرقی آمار دقیقی در زمینه بزهکاری نوجوانان در دست نیست و به نظر می رسد بزهکاری نوجوانان یا بسیار محدود بوده، و یا با معانی دیگری تعبیر شده است(دی فلوئر و دیگران، 1987، صفحه 78).

2- بیان مسئله

هرگاه صحبت از بزهکار یا ناسازگاری جوانان و نوجوانان یا اجتماع می شود بلافاصله این فکر به خاطر خطور می کند که از چه راه و با چه وسایلی می توان اعمال ضد اجتماعی و نابهنجار این گونه افراد را پیشگیری و یا کنترل نمود؟

امروزه در اکثر کشورهای پیشرفته دنیا، طرق و وسایل خاصی برای این مسئله حاد اجتماعی در نظر گرفته اند که یکی از آنها تربیت مجدد اطفال و نوجوانان در کانونهای

یک مطلب دیگر :

خرید و دانلود پایان نامه جانداران

 اصلاح و تربیت است . ولی باید توجه داشت برای اینکه بتوانیم نوای جوانی را، که در داخل خانواده خود به خوبی تربیت نشده و بر اثر عدم هماهنگی جامعه خویش به صورت یک فرد بزهکار قانون شکن و ضد اجتماع در آمده است مجددا تربیت نموده وبا اصول و موازین حاکم بر اجتماع تطبیق دهیم می بایستی علاوه بر وجود وسایل و تجهیزات لازم ، وقت و فرصت کافی نیز برای این کار در اختیار داشته باشیم که خود دلیلی بر ارائه خدمات آموزشی در محله های بزهکار خیز است.

امروزه این مطلب مسلم است که جوان یا نوجوانی که به سرقت و جیب بری و قاچاق مواد مخدر و نظایر این گونه اعمال ضد اجتماعی عادت کرده است به صرف توقف سه ماه یا شش ماهه در کانون اصلاح و تربیت تغییر روش نخواهد داد و هرگاه از زندان و یا کانون اصلاح و تربیت آزاد شود مجددا چون حرفه و کار شرافتمندانه نمی داند و ترک عادات قدیمی برایش مشکل است به محیط سابق و زندگی فساد آمیز خود مراجعت خواهد کرد.

بنابراین متفکرین و متخصصین اجتماعات غربی با ابداع و استقرار سیستم صدور حکم محکومیت به مدت نا معین مسئله اصلاح و تربیت و نوجوانان را به نحو مطلوب حل کرده و به موازات آن با تشکیل سازمانهای اختصاصی وابسته به دادگاههای اطفال برای استقرار یک نظم نوین در زندگی بی بندوبار نوجوانان بزهکار و ناسازگار راه حل های جدیدی یافته و بدین گونه از فشار بار دادگاه های اطفال نیز به نحو محسوسی کاسته و تعداد پرونده های ناشی از ارتکاب جرم جوانان بزهکار را بطور چشمگیر تقلیل داده اند.

در کشورهای غربی معمولا در جوار دادگاههای اطفال ، موسسات خاصی وجود دارد (کانون اصلاح و تربیت) که عهده دار تربیت اطفال بی سرپرست بوده و قاضی اطفال این گونه کودکان را به آن موسسات تحویل می دهد . تجربه نشان داده است که تشدید مجازاتها از تعداد قرون وسطائی نتوانسته عامل لازم و کافی برای پیشگیری و اجتناب از ارتکاب جرم و تکرار آنها باشد ولی آموزش توسط نهادهای مختلف شهری بر اساس نیازهای خاصی آن محیط ها توانسته نگرش اعضای آن جامعه خاص را تغییر دهد.

بنابراین باید بدنبال روشهای آموزشی و فرآیندهای آگاهی رسانی که موجب جلوگیری از وقوع جرائم می شود، و از راه کشف آن علل که بیشتر از فساد محیط یا از عکس العملهای احساسات و تمایلات ناآگاه مجرم سرچشمه می گیرد، از وقوع حوادث ناهنجار و جرائم کاست و شخصیتهای معلول و حادثه جو را از بسیاری کارها که سبب اتفاق جرمها می شود منع کرد.

جامعه شناسی کیفری با اندیشه های نو ، افکار جدید و ارزندهای که مربوط به اعاده حیثیت افراد است، می کوشد تا واقعیت را بصورتی که باید جلوه گر سازد و بی عدالتیهایی را که تا کنون رواج داشته است و باز هم ادامه دارد به وجهی شایسته آشکار نماید.

علم جامعه شناسی کیفری اثبات می کند که بزهکاران حیوانی وحشی نیستند که باید کشته بشوند، میکروب به شماره نمی آیند که باید در نابودیشان کوشید، زشت و پلید و نابکار و غیر قابل اصلاح نمی باشند که به دیار نیستی رهسپار گردند. بلکه انسانند و می توانند مانند سایرین دارای اندیشه های عالی و منشها و اخلاقیات شایسته باشند و حتی در زمره بهترین انسانها در آیند به همین جهت ریشارد می نویسد:

که فراموش شده است که بزهکاران میکروب نیستند بلکه انسانند و جرم تنها عیب برخی از افراد استثنایی نیست، بلکه تهدیدی است اخلاقی که بر رفتار همه مردم، سنگینی خود را تحمیل می کند.

روایت شناسی داستان‌های فارسی

مقدمه

روایت، مهم‌ترین عنصر هر داستانی است. هر نویسنده‌ای برای تعریف کردن داستان خود، از شگردهایی استفاده می‌کند که روایت داستان او را تشکیل می‌دهند هر داستان، شیوة روایی خاص خود را دارد که به آن، خصوصیتی منحصر به فرد می‌دهد. هر چند در ایران دربارة داستان و داستان نویسی، مطالب تألیفی و ترجمه‌ای بسیاری منتشر شده است،‌اما در این میان سهم مطالب مربوط به روایت و روایت‌شناسی،‌بسیار اندک است و آن مقداری هم که هست، بیش‌تر ترجمه است، نه تألیف ترجمه‌های متون روایت شناسانة خارجی، هر چند مفید هستند، اما به هیچ وجه کافی نیستند هر ملتی ادبیات خاص خود را دارد که ریشه در تاریخ،‌ فرهنگ، اسطوره‌ها و افسانه‌ها، باورها و روان‌شناسی قوی آن ملت دارد و از این رو ادبیات هیچ دو ملتی با هم یکسان نیست بنابراین روش‌های بررسی ادبیات برای هر ملتی با ملت دیگر دارای تمایزاتی است که عدم توجه به آن، موجب بروز خطاها و سوءتفاهم‌های بسیاری خواهد شد با این دیدگاه، تکیة صرف به نظریات روایت شناسی خارجی، در شناخت داستان‌های

پایان نامه و مقاله

 ایرانی‌، نادرست است.

داستان کوتاه معاصر ایران، هر چند تحت تأثیر داستان کوتاه غربی شکل گرفته است، اما به همان نسبت، وامدار ادبیات داستانی کهن ایران نیز هست از این رو، در روایت شناسی آن، باید به این ساخت روایی دو سویه توجه کرد و روش کار را منطبق با ویژگی‌های آن تنظیم کرد.

یک مطلب دیگر :


تحقیق حاضر قصد دارد به مطالعة ساختار شناسانة روایت در مجموعه داستان «یکی بود و یکی نبود»، نوشتة سید محمد علی جمالزاده، بپردازد. جمالزاده، پدر داستان‌نویسی معاصر ایران محسوب می‌شود و مجموعه، تأثیر بسیاری بر شکل‌گیری و گسترش داستان کوتاه‌نویسی به شیوة غربی داشت ومطالعة آن، چه از خطر تأثیر پذیری از داستان‌های کهن ایران، چه منظوم و چه منشور، و چه از نظر اثرگذاری بر آثار داستانی پس از خود مفید است این نکته که نخستین داستان‌های کوتاه فارسی، چگونه روایت شده‌اند، ما را در درک بهتر ادبیات داستانی معاصر یاری می‌کند.

گرایش جمعیت شناسی علوم اجتماعی – درباره آرزوهای شغلی دانش آموزان

ب) برخورداری از استعداد کافی

استعداد یکی از عوامل مهم در انتخاب شغل و ادامه اشتغال موفقیت آمیز است. استعداد به معنای مهیا شدن، آمادگی و توانایی بر انجام کاری است. توانایی فطری فرد که به یادگیری او کمک می کند و آن را تسریع می نماید. بدین معنا، استعداد نحوه و میزان یادگیری را در زمینه های گوناگون در آینده پیش بینی می کند و کسی که در زمینه خاصی استعداد دارد، از تجربیات خود در آن مورد بهره بیش تری می برد.

ج) داشتن میل و رغبت

میل و رغبت به معنای میل داشتن و خواستن و آرزوی چیزی است. همچنین احساس خوشایند یا تمایل و کنجکاوی نسبت به چیزی یا موضوعی، «رغبت» نامیده می شود. رغبت انگیزه مهمی برای تلاش و حرکت انسان به حساب می آید. موفقیت در انجام هر شغلی، مستلزم داشتن رغبت است.

د) داشتن امکانات فردی – اجتماعی

علاوه بر موارد مذکور، عوامل دیگری نظیر شخصیت فردی، واقع نگری، امکانات محیطی و نیازهای جامعه در انتخاب شغل تأثیر بسزایی دارد (شفیع آبادی، 1388، 144).

 

روان شناسان معتقدند زمانی که فرد، «هویت جنسی» خود را شناخت، به تدریج «آرزوهای شغلی» در او پایدار می شود. مثلاً دخترها به کارهای ظریف و پر حوصله علاقه مندند و به عکس، پسرها به کارهایی که احتیاج به نیروی جسمانی دارد، علاقه بیشتری دارند.

به طور خلاصه، می توان گفت: عوامل فردی از قبیل وضعیت جسمانی، استعداد، رغبت و صفات شخصیتی، عوامل اجتماعی مانند فشار خانواده، ارزش های اجتماعی و فرهنگی، میزان امکانات هر جامعه و فرصت هایی که در اختیار افراد قرار می دهد، عوامل اقتصادی همانند فقر و بیکاری و نیز وراثت و جنسیت در انتخاب شغل مؤثر است،لذا هدف از پژوهش حاضر ،بررسی نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی بر تعیین آرزوهای شغلی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه شهرستان اندیمشک می باشد.

 

1-2 بیان مساله

بدون شک، مهم ترین عاملی که آهنگ رشد و توسعه اقتصادی- اجتماعی را تسریع می بخشد منابع انسانی آن جامعه است. هر جامعه انسانی نیز متشکل از زنان و مردانی است که تحت روابط متقابل اجتماعی، در عین وابستگی متقابل هر یک از دو جنس به یکدیگر، نقش و کارکرد ویژه ای را ایفا می کنند و بی تردید زنان، به عنوان نیمی از جمعیت نیز، تأثیر مستقیمی در توسعه جامعه دارند. لذا استراتژی های یک جامعه توسعه یافته، لازم است بر مبنای مشارکت هر چه  فعال تر زنان در اموراقتصادی، سیاسی و اجتماعی پی ریزی گردد.

در قلمرو علوم انسانی، علی الخصوص در حوزه های جامعه شناسی کار و شغل و مکاتب روانشناسی صنعتی، مفهوم کار، طبیعت و ماهیت آن، کارکردها، آثار و نتایج آن، عوامل موجده و متغیرهای تاثیرگذار بر آن و نقشی که کار، تولید و آفرینندگی در حیات اجتماعی انسان ها ایفا می کند از ابعاد و جهات مختلف مورد تدقیق و تحقیق قرار گرفته است.

انتخاب شغل و آمادگی برای اشتغال یکی از مهمترین تکالیف مربوط به دوران رشد است که نوجوانان و جوانان در جوامع مختلف، بویژه در جوامع صنعتی، با آن مواجه می شوند. اگر چه این مساله همیشه برای
پسران مصداق داشته، اما شواهدی وجود دارد که سال­های اخیر برای دختران نیز اهمیت پیدا کرده است. عوامل اقتصادی و اجتماعی، بین تجربیات روزمره نوجوانان و دنیای کار فاصله انداخته است. یکی از مهمترین عوامل اجتماعی که بر آرزهای شغلی نوجوانان تاثیر می گذارد خانواده است. آرزوهای شغلی نوجوانان و جوانان با خواسته های والدین آنان برای موفقعیت های شغلی فرزندانشان رابطه دارد.
به نظر می رسد که مادران و پدران اثرات متفاوتی بسته به سن فرزندان بر ارزش های شغلی فرزندان خود دارند. مادرانی که شاغل هستند نگرش مثبتی نسبت به کار خود، به عنوان یک زن و نیز یک نیروی کار دارند و می توانند الگوهای شغلی مثبتی برای فرزندان خود باشند تا آن حد که پدران بتوانند نگرش مثبتی
نسبت به زنان به عنوان نیروی کار داشته باشند. وضعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده تاثیر نیرومندی بر انگیزش والدین نسب به کار دارد که آن هم به نوبه خود بر آرزوهای شغلی نوجوانان و جوانان تاثیر می گذارد (شفیع آبادی، 1388: 149).

تحقیقات نشان می دهد که پدران طبقه متوسط تاثیر قابل توجهی برآرزوهای شغلی پسران و دختران خود دارند. پدران طبقه پایین تاثیر کمتری دارند و بیشترین تاثیر را

پایان نامه و مقاله

 پدرانی داشته اند که وضعیت طبقه بالا را داشته و رابطه بسیار نزدیکی با پسران خود دارند .همچنین تحقیقات نشان داده است که دخترانی که

موفقیت های بالایی داشته اند رابطه خوبی با پدران خود دارند. همسالان و دوستان نیز به میزان زیادی می توانند بر آرزوهای شغلی دختران تاثیر داشته باشند. مطالعات نشان می دهد که مشاوران آنطور که باید در مشاوره شغلی موفق نبوده اند بسیاری از مشاوران شغلی در مورد مشاغل زنان نگرشهای قالبی و
جنسیتی دارند. نیاز است که بر تعداد مشاوران افزوده شده و آنها را برای مشاوره و نیازهای شغلی از جمله امکان استفاده از دستگاههای کامپیوتری، تصمیم گیری شغلی، مورد آموزش قرار دهند. طبقه اجتماعی و
اقتصادی به دلایل متعددی بر آرزوهای شغلی دختران تاثیر می گذارند. نخست: نوجوان به طور معمول سطوح آموزشی و شغلی را آرزو می کنند که با آن آشنا هستند. دوم : به نظر می رسد طبقه اجتماعی-
اقتصادی امکان دستیابی به برخی مشاغل را تعیین می کند. و سوم اینکه طبقه اجتماعی و اقتصادی بر ادراک نوجوانان از فرصت های شغلی موجود برای وی تاثیر می گذارد.
به دلایل زیادی طبقه اقتصادی- اجتماعی پایین تر احتمال کمتری، برای دستیابی به مشاغل طبقه بالاتر را دارا هستند از جمله این دلایل عبارتند از:  تحصیلات پایین، فرصت های کمتر برای آموزش پیشرفته به علت تحصیلات پایین و محدودیت های مالی و عدم آشنایی با مهارتهای اجتماعی و ارزشهای طبقه متوسط.

هوش و استعداد نیز به نوبه خود بر آرزوهای شغلی نوجوانان تاثیر گذار است. تحقیقات آشکار ساخته که نوجوانان باهوش تر، آرزوهای شغلی و آموزشی بالاتری نسبت به همسالان کم هوش تر خود دارند. احتمال کمی وجود دارد که این در مورد دختران صحت داشته باشد، همچنین نوجوانان باهوش تر تصمیمات شغلی واقع گراتری می گیرند، یعنی احتمال بیشتری وجود دارد که مشاغلی با توانائی ها، علایق وفرصت­های شغلی خود انتخاب کنند. نوجوانان امروز اغلب نسبت به شرایط و فرصت های شغلی یا بی اطلاعند یا اطلاعات نادرست دارند. آنها همچنین در مورد مهارتها و علائق خودشان و فرایند تصمیم گیری شغلی اغلب بسیارکم می­دانند (ایران محبوب و طاهریان فرد،1383). علاوه براین وضعیت اقتصادی موجود بسیاری
از کشورها بر نوجوانان فشار می آورد تا هر شغلی بدست آورند. در جامعه ما به طور عموم برنامه ها دبیرستانی و دانشگاهی با توجه به آموزش شغلی افراد نوجوان طراحی نشده است به جز دبیرستان های فنی تاکید اصلی آموزش بر باسواد کردن افراد متمرکز است. برخی انتقاداتی که از نظام آموزشی می شود این است که فارغ التحصیلان مدارس و دانشگاه­ها، مهارت­های شغلی و مناسب بازار را فرا نمی گیرند بسیاری از دانش آموزان بین برنامه های تحصیلی خود و مشاغل آینده رابطه ای نمی بینند، همچنین باعث شده است
که آنها در انتقال از نقش دانش آموز به نقش نیروی کار مشکلاتی داشته باشند. بسیاری از این مشکلات در صنعتی شدن فرایندجوامع ریشه دارد.

مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد که جوانان تصویر روشنی از شغل آینده ندارند بر این اساس بر آن شدیم تا در پژوهش حاضر به بررسی آرزوهای شغلی دختران شهرستان اندیمشک بپردازیم

 

1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش

دانش ­آموزان دوره متوسطه چون با انتخاب شغل و اشتغال فاصله چندانی ندارند مقدمات اشتغال آنان باید فراهم شود. در پایان این دوره دانش­آموزان باید با توجه به آموخته هایشان بتوانند به بازار کار وارد شوند و مسئولیت شغلی را بپذیرند و زندگی مستقلی را آغاز کنند. دانش­آموزان در این دوره باید اطلاعات دقیق­تری درباره خصوصیات خود و مشاغل کسب کنند و با امکانات و فرصت های استخدامی جامعه بخوبی آشنا شوند. اطلاعات شغلی در دوره متوسطه باید دانش­آموزان را به اشتغال و انتخاب شغل بطور جدی علاقمند سازد و آنان را به تفکر درباره مشاغل ترغیب کند تا مناسب ترین شغل را برگزینند (شفیع­آبادی، 1388: 127).

یک مطلب دیگر :


انتخاب شغل فرآیند مهم و پیچیده‌ای است که به عوامل متعدد بستگی دارد. انتخاب شغل برای هر فرد یکی از مراحل مهم زندگی اوست که جریان زندگی وی را شکل داده و آنرا هدفمند می‌کند. انتخاب شغل جریان مستمری است که در یک دوره طولانی- نه در یک لحظه- به وقوع می‌پیوندد. عمل انتخاب مستلزم آن است که فرد احتیاجات را بشناسد، به معضل‌های انتخاب آگاهی یابد، ارزش‌ها را تعیین کند و اولویت‌ها را معین سازد. هر کدام از ما انسانها وقتی به سنی می‌رسیم که باید از خانواده خود مستقل شویم، ناگزیر از انتخاب شغل هستیم. بنابراین در جوامع امروزی، داشتن شغل برای حفظ عزت نفس فرد مهم است. کار معمولاً عنصر شکل دهنده‌ای در ترکیب روانی مردم و فعالیت های روزانه آنهاست. انسان بیکار فردی است که نه تنها سربار دیگران است، بلکه در درون خود نیز احساس پوچی و سرگردانی می‌کند، او شخصیت خود را ناقص می‌داند. مردم وقتی به یک فرد بزرگسال می‌رسند، می‌خواهند بدانند که او چه کاره است و از این طریق تصور خود را در مورد شخصیت او شکل می‌دهند. به عبارت دیگر، شغل برای انسان بخشی از شخصیت او به شمار می‌آید. آرزوهای شغلی با انتخاب شغل تفاوت دارد. آرزوهای شغلی آن گروه از مشاغل را در بر می‌گیرد که فرد آرزو دارد در آینده به آنها بپردازد. انتظارات شغلی بیش تر جنبه رویا دارند و تا حدودی از واقعیت به دورند. آرزوهای شغلی معمولاً در زمینه مشاغلی است که فرد تمایل به اشتغال در آن زمینه‌ها را دارد. آرزوهای شغلی جریان زندگی شخص را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. دست یافتن    به شغل‌های مورد نظر برنامه‌ر‌یزی، تلاش، فعالیت ها و منابع گوناگونی را طلب می‌کند. فراهم کردن بستر حرکت بطرف مقصد و یا آرزوها به تأمین این نیازمندی ها بستگی دارد که خود بخشی از جریان زندگی است. برای جوانان داشتن شغل و تحصیل درآمد و رسیدن به استقلال از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. معمولاً اکثر نوجوانان قبل از پایان تحصیلات به شغل آینده خود فکر می‌کنند. جوانان در انتهای دوران بلوغ         با فرآیند تصمیم‌گیری و انتخاب شغل روبرو می‌شوند. از لحاظ فکری دوره جوانی تفکر انتزاعی یا عملیات منطق صوری است. در این دوران شتابزدگی کودکانه از بین می‌رود و جای خود را به نوعی آرامش و تفکر منطقی می‌دهد. نوجوان به تدریج وابستگی دوران کودکی به والدین را کم می‌کند و مستقل می‌شود. به همین علت، معاشرت و همکاری جانشین تک روی‌های دوران نوجوانی می‌شود و فرد نیاز دارد که به احساس هویت دست یابد. در این فرآیند نوجوان خود را می‌شناسد و با دیگران ارتباط برقرار می‌کند.

علیرغم اهمیت شغل در زندگی فردی و اجتماعی انسانها، مردم کشور ما تصور روشنی در مورد شغل و نقش آن در زندگی ندارند و به دلیل نبودن یک بینش صحیح در مورد شغل، جامعۀ ما بهره کافی از زحماتی که مردم متحمل می‌شوند، نمی‌برد. حال اینکه جوانان چگونه به انتخاب شغل دست می‌زنند و چرا برخی مشاغل را رها می‌کنند مساله‌ای است که مورد توجه جامعه‌شناسان، روانشناسان و مشاوران راهنمایی شغلی قرار گرفته است.

امروزه در حالی که اقتصاد ما از نداشتن نیروی انسانی ماهر و نیمه ماهر در رنج است و مشاغل سنتی ما که بعضا” منبع نیرومندی برای ایجاد درآمد و اشتغال هستند، می روند که به بوته فراموشی سپرده شوند، همه ساله شاهد دیپلمه شدن صدها هزار جوان هستیم که غالبا” فاقد مهارت فنی و حرفه ای هستند و از مشاغل یدی، فنی و حرفه ای رویگردان هستند و دارای ذهنیتی هستند که تناسبی با وضعیت فعلی اقتصاد ما ندارد. همانطور که می دانیم تغییر ساختار نظام آموزشی در کشور ما به منظور ترغیب دانش آموزان به رشته ها و شاخه هایی صورت گرفته است که در آنها تأکید عمده بر مهارت آموزی است. اما بدیهی است که تحمیل شاخه و رشته بر دانش آموزان، انتخاب های کور و تصادفی، آرزوهای شغلی نامتناسب با نیازهای واقعی جامعه موجب اتلاف سرمایه های هنگفتی در سطح کشور خواهد شد. لذا در مقطع کنونی ضرورت دارد تا به سنجش آرزوهای شغلی دانش آموزان پرداخته شود و تحقیق حاضر نیز از این منظر واجد اهمیت و ضرورت قابل توجهی است.

 

1-4 اهداف پژوهش

چنانچه از عنوان طرح بر‏می‏آید، هدف عمده و اصلی پژوهش حاضر شناخت عوامل تأثیرگذار بر آرزوهای شغلی دختران شهرستان اندیمشک می‌باشد. تعیین اهداف جزئی تحقیق موجب می‏شود که هدف کلی بیشتر قابل دسترس بوده و دستیابی به آن میسر گردد. اهداف جزئی و ویژه که در این تحقیق به آن پرداخته شده به شرح ذیل می‏باشند:

 

  • تعیین رابطه بین پایگاه اقتصادی-اجتماعی و آرزوهای شغلی دانش آموزان دختر.
  • تعیین رابطه بین سطح تحصیلات خانواده و آرزوی های شغلی دانش آموزان دختر.
  • تعیین رابطه بین وضعیت تحصیلی دانش آموز و آرزوهای شغلی او.
  • بررسی رابطه بین شغل پدر و آرزوهای شغلی دانش­آموزان دختر.
  • بررسی رابطه بین میزان درآمد خانواده و آرزوی شغلی دختران دانش­آموز.
  • بررسی رابطه بین پایه تحصیلی دانش­آموزان و آرزوی شغلی آنان.

 

با توجه به اهداف یاد شده، سؤالات زیر پیش می‏آید:

1-5 سوالات تحقیق

1- آیا پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده دانش آموزان با آرزوهای شغلی او رابطه دارد؟

2- آیا بین سطح تحصیلات خانواده دانش آموز با آرزوهای شغلی او رابطه وجود دارد؟

3- آیا بین وضعیت تحصیلی دانش آموز (معدل) و آرزوهای شغلی او رابطه وجود دارد؟

4- کدامیک از عوامل خانواده، دوستان، اقوام.اولیاء مدرسه نقش مهمتری در کسب شکل گرفتن آرزوهای شغلی دانش آموزان ایفا می کند؟

5- آیا بین شغل پدر و آرزوی شغلی دختران رابطه وجود دارد؟

6- چه رابطه­ای بین پایه تحصیلی دختران دانش­آموز و آرزوی شغلی آنان وجود دارد؟

 

1-6 فرضیات

1-  به­نظر می­رسد بین پایگاه اقتصادی اجتماعی والدین و آرزوهای شغلی دختران رابطه دارد.

2- به­نظر می رسد بین معدل دانش­آموزان دختر و آرزوی شغلی آنان رابطه وجود دارد.

3- به­نظر می رسد بین تحصیلات پدر و آرزوی شغلی دانش­آموزان رابطه وجود دارد.

4- به­نظر می رسد بین میزان درآمد خانوار و آرزوی شغلی دانش­آموزان دختر رابطه وجود دارد.

5- به­نظر می رسد بین شغل پدر و آرزوی شغلی دانش­آموزان دختر رابطه وجود دارد.

6- به­نظر می رسد بین پایه تحصیلی دختران دانش­آموز و آرزوی شغلی آنان رابطه وجود دارد.

 

1-7 متغیر وابسته

متغیر وابسته در پژوهش حاضر آرزوهای شغلی دختران مقطع متوسطه شهرستان اندیمشک می باشد.

 

1-8 متغیر های مستقل